نوروز و سالی دیگر از راه رسید
و آداب و رسوم سنتی آن فغان بر فقرا بارید...
نوروز میآيد
تا درد فقر و نداری بيش از هر زمان ديگر دل كوچك كودكان فقير را بفشارد،
كودكانی كه زمستانی سرد
را با كفشهای پاره و لباسهای كهنه در كلبههای محقرانه و سرد و دودگرفته سپری كردهاند،
كودكانی كه با بوی برنج و گوشت مدتهاست بيگانهاند،
كودكانی كه طعم پرتقال را فراموش كردهاند ...
نوروز میآيد تا درد فقر و نداری بغض در گلوی كودكان فقير گره زند
و قطره اشكی از گوشه چشمی بچكاند...
نه، نوروز مال فقرا نيست،
لباسهای فاخر و تازه، ميوههای درشت رنگ و وارنگ، اسكناسهای تانخورده بهر اشرافيان است!