عكس خوابگاه

Edna

New member
خب غذای ما هم بد نیست، ولی تابستان سلف بسته اس

چقدر عجیب!دانشگاه ما که بچه های ارشد ودکتراشو رو سرش میذاشت .امکان نداشت سلفو ببندن.البته اگرم میبستن بچه هابه خدمتشون میرسیدن.البته از نوع گفتمان
 
آخرین ویرایش:

hamidehjoon

New member
کباب دانشجویی

آخه این غذا کجاش دانشجوییه؟؟؟
عاااااغاااااا من اعتراض دارم دانشجوهای الان که دانشجونیستن یه پا شاهزادگی میکنند تو دوران دانشگاه....
دانشجو یعنی سیب زمینی سرخ کرده یه وعده کامل غذا,دانشجو یعنی نون خورده های ته سفره خوردن , دانشجو یعنی جمعه ها در به در دنبال یه نصف نون در تمام اتاقا رو زدن, دانشجو اینه نه جوووووووجههههه کباااااب
اعتراض وارده؟؟؟؟
 

yara

New member
بهت میاد از اون دانشجوهای تنبلی، شما چای می خورید، دوستتون ناهار واسه شما درست می کنه
جالبه جای تشکر بهش می گی خجالت بکش با این آشپزی
این تسبیح من کوووووووو



عهههه واااا دست شما درد نکنه چه زود قضاوت میکنید..............کجا من تنبلم !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟......مگه هرکی چای بخوره تنبله؟:65d6a5d6s:

تازه همه کارا رو خودم انجام دادم فقط موند دم کردن پلو که اونم اتاد گردن دوستم ...


.
:me:
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: نوتر

نوتر

New member
آخه این غذا کجاش دانشجوییه؟؟؟
عاااااغاااااا من اعتراض دارم دانشجوهای الان که دانشجونیستن یه پا شاهزادگی میکنند تو دوران دانشگاه....
دانشجو یعنی سیب زمینی سرخ کرده یه وعده کامل غذا,دانشجو یعنی نون خورده های ته سفره خوردن , دانشجو یعنی جمعه ها در به در دنبال یه نصف نون در تمام اتاقا رو زدن, دانشجو اینه نه جوووووووجههههه کباااااب
اعتراض وارده؟؟؟؟
اینجوری که شما گفتین خیر والاه اعتراضی نیست



 

hamidehjoon

New member
اینجوری که شما گفتین خیر والاه اعتراضی نیست



والا از اونجایی که ما دهه شصتیا از همون دوران شیرخوارگی نسل سوخته بودین توی دبستان کلاسامون 35 نفربه بالابودیم بعد از نیم ساعت انگاری توی اتوی بخار قرارگرفتی
راهنمایی به همین منوال دبیرستان هم که اوضاع یه نموره بهتر بود 35 نفرمیشد30 نفر.
دانشگاه که هیچ کلاسا داشت می پوکید50_60 نفر.توی خوابگاه هم یه اتاق سه درچار 6 نفرباید زندگی مسالمیت امیزداشته باشیم با اون وضع غذاهاشون که اصلا قوت بخور نمیر بودنه غذا.پنج شنبه شبا وجمعه ها هم که غذا نمیدادن باید میرفتیم یه تخم مرغ سیب زمینی درست میکردیم تا شنبه ظهرکه غذا میدادخوابگاه زنده بمونیم
اخه با این وضع اسفناک بزرگ شدن اصاب برات میذاره
بازم اعتراض وارد نیست یا اچار فرانسه بیارم خدمتتون....
خوابگاه اگه اینا رو نداشت اینهمه خاطرات شیرین نداشت برامون خداییش اگه به جای خورده نون نون بربری داغ میخوردیم اینقدر خوش نمیگذشت
 

hamidehjoon

New member
خب پس دانشجو یعنی این

دخییییخا این یعنی غذای دانشجویی
یادش بخیریه بار جمعه که از بی غذایی رو به موت بودیم دوستم پاشد یک غذای باحالی درست کرد الان دستورشو میگم:
دوسه لیوان اب ,یه پیاز,یه کم سبزی خشک, یه کم آرد گندم
همه این مواد رو باهم قاطی کرد شد یه غذای کاااامل
بهش گفت اشکنه
عاغا از اونجایی که هم حساااابی گشنمون بود و هم اون روز به سندرم گشادیشن مبتلا شده بودیم اینقدر چسبید اون غذا که با سلف سرویسای رستورانای بالای شهراصفهون برابری میکرد
جاتون خالی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: leylii

solarbeh

New member
خدا بگم این موجودات رو چیکار کنه، شبا که دعوا میکنن ما رو از خواب بیدار می کنند، نظم آشپزخونه رو هم حسابی به هم می ریزند.

- - - Updated - - -

 

hamidehjoon

New member

biologisst

New member
زورآزمایی و فوتبال در خوابگاه

یعنیا...یه پا مهدکودک رو گذوشتین تو جیبتون با این شلوغ بازیا...:ph34r-smiley:
مگه حیاط ندارین توپ بازی رو بیرون ببرین؟
میگم خوبه هر هفته هم یکی رو کیسه بوکس میکردین روش تمرین می کردین..:black_eyed:
یادش بخیر منم یکی دوباری با بچه ها مچ می نداختم....عجب کیفی میده....همچین ماهیچههای بازوی آدم به قوت میاد. ههه:a2d3:
 

biologisst

New member
بیچاره گربهه سر راهی بوده...
یه جورم مظلومانه نگاه میکنه.....عکاسش چه خوب گرفته که گربه هه در نرفته. ....
ما از این گربه ها زیاد داشتیم...یه شب گربه کشون راه انداختن تو خواگاه....گربه ها رو کردن تو کیسه بردن یه جا نامعلوم...
قبلا شنیده بودم برده بودن از تهران تا کرج ول کرده بودن گربه ها برگشته بودن ینی همیچین موجودات مصری هستند.
ولی این بار آخری جمعیتشون نصف شد...معلوم نشد کجا بردنشون...:smiliess (12):
 
بالا