صندلی داغ دیگر با حضور awwa

نحوه پاسخ دهی اوا به سوالات


  • مجموع رای دهندگان
    0
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

AWWA

New member
6. یه شعر که خیلی دوسش داری و بیشتر اوقات زمزمه میکنی؟
7. یه روز کامل زندگیت رو واسمون تعریف کن که چیکارا میکنی؟
8. اهل کل کل هستی؟چرا؟
9. نظرت راجع به تبعيض بين زن و مرد

6) ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی......
7) زندگانی که چه عرض کنم زنده مانیه
8) آره با مامان و خواهر کوچیکم خیلی کل کل میکنم
9)با تبعیض موافق نیستم ولی باید قبول کنیم بین زن و مرد تفاوت هست. باید براساس اون تفاوتا باهاشون برخورد بشه
 

MAHSABANOO

New member
آواتارتو از همون اول دوس داشتم. بچه با کلاسیه. امضاتم به آدم انرژی میده. باعث میشه آدم به بهتر شدن فک کنه

شب تو جاده بودیم. با خانواده از سفر برمیگشتیم. چون اجبارا خیلی تو راه بودیم خوابمون گرفت و از جاده منحرف شدیم. یه لحظه فقط متوجه شدیم داریم معلق تو زمینو هوا میچرخیم. ماشین طوری وایساد که چرخاش هوا بود و درش رفته بود د اخل زمین. بین همه خونواده من هوشیارتر بودم به هر زحمتی بود درو باز کردم رفتم خودمو 200 متر اونورتر به جاده رسوندم. چون شب بود هیچ ماشینی جرات نمیکرد برام وایساده. بعدش دیگه هیچ نوری نیومد ......در اوج نا امیدی با صدای بلند حضرت ابولفضلو صدا زدم.

یه خرده بعدش یه ماشین عقب عقب برگشت....اون اصلا کمک خواستن منو ندیده بود موقع غلت زدنمون فقط گردو خاک دیده بود و حس کرده یه گله داره رد میشه. من که خیالم راحت شد که یکی اومده بیهوش میشم. اون طرف به خواهرم گفته بود که حس کردم حضرت ابولفضل فرمونو گرفته و میگه برگرد عقب. با اینکه اصلا امکان نداشت منو دیده باشه یا صدامو شنیده باشه. بابام تو این تصادف فوت کرد.

white-cloud-emoticon10.gif
white-cloud-emoticon10.gif
white-cloud-emoticon10.gif
white-cloud-emoticon10.gif


خیلی غمیگین شدم ایکاش ازت نمیپرسیدم اوا منو ببخش واقعا حس اون لحظتو حس کردم و گریم گرفت

خدا رحمتشون کنه
 

AWWA

New member
6. حلیم و با شکر میخوری یا نمک؟ طرفای ما حلیم زیاد باب نیست ولی هروقت خوردم با نمک بوده
7. فسنجون و شیرین میخوری یا ترش؟
ملس
8. بهترین خصوصیات خودت؟
صبورم و خیلی راحت شرایط اطرافیانمو درک میکنم.
9. بدترین خصوصیت خودت؟
لجبازم یکم و دیر انتقاد رو قبول میکنم
10. چی حرستو در میاره؟
ظلم و بی عدالتی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

AWWA

New member
[

خیلی غمیگین شدم ایکاش ازت نمیپرسیدم اوا منو ببخش واقعا حس اون لحظتو حس کردم و گریم گرفت[/QUOTE]

مهسا جون منم از گریه تو گریم گرفت من نباید با همه جزئیات تعریف میکردم
 

marzi ba

Well-known member
آواتارتو از همون اول دوس داشتم. بچه با کلاسیه. امضاتم به آدم انرژی میده. باعث میشه آدم به بهتر شدن فک کنه

شب تو جاده بودیم. با خانواده از سفر برمیگشتیم. چون اجبارا خیلی تو راه بودیم خوابمون گرفت و از جاده منحرف شدیم. یه لحظه فقط متوجه شدیم داریم معلق تو زمینو هوا میچرخیم. ماشین طوری وایساد که چرخاش هوا بود و درش رفته بود د اخل زمین. بین همه خونواده من هوشیارتر بودم به هر زحمتی بود درو باز کردم رفتم خودمو 200 متر اونورتر به جاده رسوندم. چون شب بود هیچ ماشینی جرات نمیکرد برام وایساده. بعدش دیگه هیچ نوری نیومد ......در اوج نا امیدی با صدای بلند حضرت ابولفضلو صدا زدم.

یه خرده بعدش یه ماشین عقب عقب برگشت....اون اصلا کمک خواستن منو ندیده بود موقع غلت زدنمون فقط گردو خاک دیده بود و حس کرده یه گله داره رد میشه. من که خیالم راحت شد که یکی اومده بیهوش میشم. اون طرف به خواهرم گفته بود که حس کردم حضرت ابولفضل فرمونو گرفته و میگه برگرد عقب. با اینکه اصلا امکان نداشت منو دیده باشه یا صدامو شنیده باشه. بابام تو این تصادف فوت کرد.


اوای عزیزم(ناهید جون)خیلی ناراحت شدم
الان که دارم اینو مینویسم دارم گریه میکنم
خدا پدر بزرگوارتون رو بیامرزه:rose:

 

AWWA

New member
اوای عزیزم(ناهید جون)خیلی ناراحت شدم
الان که دارم اینو مینویسم دارم گریه میکنم
خدا پدر بزرگوارتون رو بیامرزه:rose:


مرضیه جون باور کن هدفم ناراحت کردن کسی نبود......فقط خواستم تنهایی اون لحظه رو تصور کنین. ببخشین
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: marzi ba

AWWA

New member
1. مادر زن خوبی میشی یا مادر شوهرخوبی!! فک کنم مادر زن
2. آدم خوشبینی هستی یا آدم بد بینی....خیلی خوش بینم
3. بهترین تفریحت چیه؟ رقص
4. تا حالا خلاف کردی؟ نه آدمی هستم که به قانون مقیده
5. چرا وقتی سیب تو سر نیوتن خورد تعجب کرد؟ احتمالا فک کرده یکی عمدا این کارو کرده
6. چرا مارمولک شبیه سوسماره ولی بهش میگن مار مولک؟
شبیه مارم هست ...سوسمار زمختتره
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

marzi ba

Well-known member
مرضیه جون باور کن هدفم ناراحت کردن کسی نبود......فقط خواستم تنهایی اون لحظه رو تصور کنین. ببخشین

میدونم اوای عزیزم
منم قصدم از گفتن اینکه که گفتم حالم دگرگون شد ناراحت کردن تو نبود خواهش میکنم عزیزم
فقط خواستم بدونی که حست کردم اون لحظه چه حالی داشتی

تو منو ببخش عزیزم
:heart:
 

AWWA

New member

میدونم اوای عزیزم
منم قصدم از گفتن اینکه که گفتم حالم دگرگون شد ناراحت کردن تو نبود خواهش میکنم عزیزم
فقط خواستم بدونی که حست کردم اون لحظه چه حالی داشتی

تو منو ببخش عزیزم
:heart:

مرسی .....واقعا بزرگوارین همتون
 

شفق بانو

New member
سلام سلام دوستان
صندلی داغ آوا جان خیلی خیلی داغه
واسه همین امشب هم افطاری مهمون ما هستین

بفرمایید دوستان
hou8771.jpg




506348_fHNKbb8F.jpg



05327137791949822025.jpg



پ ن » خیلی از سادگی این سفره ی افطار خوشم میات :rose:
 

MAHSABANOO

New member
اوا گفتی رقص اسپانیایی بلدی ؟؟؟؟؟؟؟ازئ کجا یاد گرفتی م خیلی دوس دارم !!!!!!!!!

با هم تفاهم داریما منم عاشق والیبالم ولی ماه رمضون شده کمتر باز کردم دلم تنگ شده براش
white-cloud-emoticon8.gif
 

شفق بانو

New member
مهمونا زیادن /دوتا سفره داریم »

sofreh.bmp



%D8%B4%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%B1%D8%AF%204.jpg



نوشیدنی فقط آب خنک :)) مگه نه داداش نوتر

4692_1.jpg
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: maxin
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا