شما یادتون نمی یاد....

tata

New member
افتادم یاد روزی که دوم دبستان بودم مریض بودم ولی چون امتحان داشتم مامانمو مجبور کردم ببرم مدرسه،ساعت
‏ ‏۸,۳۰ رسیدم تو راهرو بودم مامانم پشت سرم بود معللمون به محض اینکه منو دید چنان سیلی محکمی بهم زد که جای انگشتاش رو صورتم سوز میزد،یه روزم سوم دبستان که بودم معلم به خاطر اینکه یه ساعتو با دست کشیده بودم و دایرش نامنظم شده بود دفترمو پرت کرد ته کلاس و با کتاب محکم کوبید تو سرم،هی خدا چه انسان های بی رحمی
دستش بشکنه ایشالا
مثلا خیر سرش الگو بوده؟؟؟
 

setayesh71

New member
خیلی جالب بود اینکه نصف بیشتر احساسای بچگی توی همه مشترکه . فرق نداره دختر باشی یا پسر ؟؟ یا اینکه از کدوم شهر یا فرهنگ باشی ....

یه سری علایق تو آدما مشترکه...
 

طلوع

New member
ممنون که با یادآوری اون دوران خستگی امروزم از یادم رفت متشکرم :thanks:
 

foroozan

New member
واقعا ممنون دکستر عزیز
مگه میشه کسی دوران شیرین ابتداییشو یادش بره.من هر جمله رو که خوندم کلی خاطره واسم تداعی شد مخصوصا موقع امتحان تو میزای سه نفرمون که معلمه نفروسطو میفرستاد زیر میز.جالبه که خیلی وقتام من میرفتم:ad54ad:
 

BEHNAM91

New member
yadesh bekheir stresse ajibi miomad to delemun jome shaba vaghti yademun miomad fardash gharare im madrese
 
بالا