tata
New member
دستش بشکنه ایشالاافتادم یاد روزی که دوم دبستان بودم مریض بودم ولی چون امتحان داشتم مامانمو مجبور کردم ببرم مدرسه،ساعت
۸,۳۰ رسیدم تو راهرو بودم مامانم پشت سرم بود معللمون به محض اینکه منو دید چنان سیلی محکمی بهم زد که جای انگشتاش رو صورتم سوز میزد،یه روزم سوم دبستان که بودم معلم به خاطر اینکه یه ساعتو با دست کشیده بودم و دایرش نامنظم شده بود دفترمو پرت کرد ته کلاس و با کتاب محکم کوبید تو سرم،هی خدا چه انسان های بی رحمی
مثلا خیر سرش الگو بوده؟؟؟