سومین دیدار حضوری بچه های تبریزی-26 خرداد 93

mahsa.

New member
بچه ها میخواستن عکس کچلیمو گیر بیارن....
مهسا به محمد گفت هر چی میخای میدیم یه عکس کچل از علی بده بهمون خخخخخخ
نامرد دوست منم دو سوته فروخت منو... یه همچین دوستایی دارم من
بعد دیدم چیزی به خودم نمیرسه عکمم میره دست بچه ها گفتم خودم میفروشم
مهسا: بگو چند میفروشی تا پولشو از تو انجمن جمع کنم. از کسایی که موخان کچلیتو ببینن میگیرم
من: بزار تو مزایده ببین بیشترش چنده
میخواستم بگم از 100 هزار قیمت رو شروع کنیم که ...
سالار: یه ملیون میدم ازت میگیرم
ناگهان سکوت عجیبی جمع رو فرا گرفت
مهسا: :eek:
و این چنین شد عکسم قرار شد به سالار فروخته بشه
کسی پیشنهاد بالاتری نداره؟ 1

کسی پیشنهاد بالاتری نداره؟ 2

نگین از دستتون میره هاااا

علیییییییییییییییی من عکس سربازیتو میخواماااااااااااا حالا کچلیتو نخواستی ببینم باشه کلاه بذار ولی یه عکس تو لباس مقدس سربازی ....خو ارزون حساب کن باهام.
 

N@RVIN

Well-known member
خخخ مهسا نامرتا در همان لحظه بود که دیدم همتون از هوش رفتین تو و علی به خنده رضایت دادین

سالی گفت به احترا م این سوتی یک لحظه توقف خودش داشت از دست می رفت انخد خندیده بوت..نوامیرد (جمع نامرت)

ایییییییییییییش برآنهایی که پست نمیذارن
 

mahsa.

New member
مهسا مطابق معمول یه توپ تنیس کرده بود تو انگشتش...
البته این یه مدل دیگش بود

vt8udovadav7cdbupgjq.jpg


/QUOTE]

نه خدایی بچه هاااااااااااااااا این انگشتر زشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

mahsa.

New member
میگمااااااااااااااااا اینبار میشه یه جا دیگه قرار بزارین/میگمااااااااااا خو اونجا اصلا انتن نمیده/من یه کلمه حرف میزدم بیست بار میگفتم الووووووووووووووووووووووووو/الووووووووووووووووو/الوووووووووووووووووووووو من مرضی ام/یا به مدیریت کافی شاپ آلما بگید برای رفاه حال دوستان ما یه کاری کنه آنتن دهی اونجا تقویت شه/خو شما هم جای من بودین خیلی نظرات دیگه ای میدادید:sad:

مرضی والا اونجا بلند میشیم جا عوض میکنیم رو میز دیگه میریم گارسون میشیم فقط فوتبال بازی نمیکنیم اصلا کاری ندارن

تازه علی میخواست فردین بازی دربیاره و پول میزو حساب کنه و من چون میدونستم اگه اینکارو بکنه دیگه از ماپول نمیگیره همون لحظه که رفت بالا با شما تلفنی بحرفه رضا زحمت کشید رفت میزو کرد بعد علی اومده بود رفته بودبه کافی شاپی اصرار که بگو پول میز چقدر شد ماهم هی میگفتیم نگووووووووووووو پسره موند چی بگه گفت چن درصدباید بدی بگو درصدتو بگیم به زور علی و کشوندیم اینور ایششششششش

حالا علی کی میگی بیاییم برامون بستنی بخر.
 

mahsa.

New member
خخخ من نخوردم خیلی خیلی کم
ولی یذره سالار داد که میل کنم انقد ترش بود کم کم داشت فشارم میفتا
د

معنی خیلی خیلی کم رو هم فهمیدیم نوتر لواشک نبردی خونه ولی اون لحظه به اون مقدار لواشک با اون درجه ی ترشی کم نمیگنااااااااااااااااا خخخخخخخخخخخخخخخ
 

mahsa.

New member
رفتیم شاهگولی مهسا ناری سالار من.
موخاستن منو ببرن شهر بازی سوار اون دستگاههای خطرناک بشم اییییییییییییییییییییییییییییش که زود پیشنهاد دادم بریم قایق سواری.
جاتون خالیییییییییییییییییییییییییییی.
ناری زود گف سوار چهار نفری شیم. من گفتم دو نفری سوار بشیم. خلاصهههه دو نفری سوار شدیم. منو سالار -ناری و مهسا.
موقع سوار شدن به ناری و مهسا گفتم فرمان بر عکس ار میکنه بدی به راست میره به چپ و بلعکس (مهسا جوری چپ نیگام کرد که آب شدم رفتم تو زمین با نگاهش گف که برو بچه من 20 ساله قایق سواری میکنم)
بعد سوار شدن منو سالار رفتیم یه دور زدیم برگشتیم دیدیم ناری و مهسا یه جا وایسادن. و تکون نخوردن.
رفتیم پیششون.
من: ناری فرمان رو بده به راست تا برین به چپ
ناری: راست و چپ نگو گیج میشم بگو اینور و اونور!
من: :|
ناری: خوب دادم به راست چرا نمیره:!
من: عقب عقب پدال بزنین تا بیاین بیرون از اون گوشه.
بعد یه مدت دیدم دارن دور خودشون میچرخن. یکیشون عقب عقب پدال میزنه یکیشونم به جلو! تو اینجا بود که قایق زبون باز کرد و گفت: رحم کنییییین بیاین اینم ده برابر پولتون. سرم گیج رفت خخخخخخخ :25r30wi:

خلاصه اینقد گفتم به راست اینور اونور جلو عقب گلوم داغون شد . همه داشتن به داد زدن من نیگا میکردن. خخخخخ
بعد چند دقیقه دیدم ناری و مهسا دارن میرن زیر فواره بزرگ آب ! داد زدم عقب عقب پا بزنیییین. (این قسمت رو خودت بیا توضیح بده ناری خخخخخخ)

خلاصه تو 10 مین من گلوم پاره شد و 20 سالم پیر شدمو ده برابر 45 روز آموزشمم سختی کشیدم

سالار که عاغا تمومه گف بریم کنارشون بکشیم اونارو. هیچی کشیدیمشون خخخخخ

مهسا موقع پارک کردن و پیاده شدنتونم خودت بگووووووووووو خخخخخخخخخ


چی و بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حرف گوش نمیکنی که من تا حالا دونفری سوار نشده بودم هی ناری گفت چهارنفری بشینیم هی سالار گفت یه دختر یه پسر بشینیم هیچکدوم و گوش ندادی ایششششششششششششش

خو من دوست داشتم بریم زیر فواره یبارم ناریو بردم خیس شدیم هههههههههههه اخرشم بهتون گفتم بریم زیر فواره چی بهم گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وااااااااااااااااااای علی فوشارم افتاده بود موقع پیاده شدن به روی خودم نیاوردم ههههههههههه کم مونده بود بگم دستمو بگیرین بیام بالا هههههههههههههههههههه
ازپارک ماشین سخت تر بود والا بده چپ عقب عقب بیا بده راست جلو بیا اصلا به قول ناری چپ و راستمونو گم کردیم
من نگران اون لحظه نبودم همش استرس همین پست تور وداشتم خخخخخخخخخخخخخ.
 

ad1986

New member
مرضی والا اونجا بلند میشیم جا عوض میکنیم رو میز دیگه میریم گارسون میشیم فقط فوتبال بازی نمیکنیم اصلا کاری ندارن

تازه علی میخواست فردین بازی دربیاره و پول میزو حساب کنه و من چون میدونستم اگه اینکارو بکنه دیگه از ماپول نمیگیره همون لحظه که رفت بالا با شما تلفنی بحرفه رضا زحمت کشید رفت میزو کرد بعد علی اومده بود رفته بودبه کافی شاپی اصرار که بگو پول میز چقدر شد ماهم هی میگفتیم نگووووووووووووو پسره موند چی بگه گفت چن درصدباید بدی بگو درصدتو بگیم به زور علی و کشوندیم اینور ایششششششش

حالا علی کی میگی بیاییم برامون بستنی بخر.

سر این قضیه ابروم پیش محمد رفت.. بد جور ناراحتم کردین... واقعا میگم
 

mahsa.

New member
دست مهسا و رضا درد نکنه که این هماهنگی رو انجام دادن. ازتون ممنونم.

سرورم نوتر خیلی خوشحالم که اومدی. مهسا گفته بود نمیای ناراحت بودم. شرمنده که همیشه طحمت تاپیک میوفته گردن شما

میدونم همتون سرتون شلوغه مخصوصا که فصل امتحانا و پروپوزال و اینا هس واقعا منت گزاشتین رو سرم و تشریف آوردین.

سالار رو فرم بود کلی حال کردیم. سالار یه پا عاغا هس. علاوه بر بامرام بودن پایه بودنش منو کشته. کوچیکتم سالار.

داداش رضا هم رو فرم بود البته رو فرم سوتی دادن خخخخخخ. بازم ممنونم رضا خیلی عاغایی. خوش رو و خوشخنده. رضا کنارم نشسته بود کلی خندیدیم.

محمد (دوستم) هم رو فرم بود رکورد بستنی خوردنو زد. تئ گینس ثبتش میکنن خخخخخ

بیو خیلی خوشحال شدم دیدمتون.. واقعا زحمت کشیدین ممنونم ازتون... بیو یه پا دختر یعنی خانوم به تمام معنا. (در ادامه توضیات بیشتری داده خواهد شد خخخخ )

ناری مرسی که اومدی و لطف کردی با این ه امتحان داشتی. خیلی بهت گیر داده بودین ببخش دیگه. ناری دارم برراااااات خخخخ

مهسا دست تو هم درد نکنه خیلی لطف کردی کلی هم زحمت کشیدی. هر چند وسطا یه نمونه رو سایلنت رفتی و توضیح بده زووووووووووووووووووووووود

سپیده خیلی خوحال شدم صداتو شنیدم، مرسی بابت دعاهای قشنگت.. خوب شد رفتم طبقه بالا آنتن داد صدای افاده ایتم شنیدم. افاده ایییییییییییی.

ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش مرضی تو چرا با من تورکی صحبت نکردی هووووووووووووم؟؟ ایییییییییییییش مرسی که وقتتو دادی و خوشحال شدم صداتو شنیدم

سپیده و مرضی درسته تلفنی بود اما انگاری تو جمعمون بودین. فقط بستنی و کیکو لواشک نتونستین بخورین دیگه خخخخخخ

الان دوستم زنگ زد... یکشنبه ساعت 8 صبح پادگان کرج


حالا بخش ترور شروع میشه

اولا اینجوری جدی حرف نزن اصلا بهت نمیادددددددددددد من عادت دارم یجوری بحرفی که تشخیص جدی و شوخیش برام ممکن نباشه.

وظیفمونو انجام دادیم .

لطف چیه ؟کاری نکردیم تو لطف کردی که وقتت و بهمون دادی یکی از بهترین روزای عمرم بود. دلیل سایلنت بودنمو اوستون ورماااااااااااااااا.


ایشالا به سلامتی دعا گوت هسستیم .
 

N@RVIN

Well-known member
علی غصه نخور برو برگرد بعد دکی رم بیار بعد هر کیم خواستی بیار خخ بعد من بستنی گنده موخوام..برا هممون بستنی بگیر که دیگه ناراحن نباشی خخخ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahsa.

mahsa.

New member
مهسا صبر کن شهادتینمو بگم بعد بکش منوووو...انا لله و انا الیه راجعون

jta65hs1bjvw7wiz64fg.jpg


کی و کجا و چجوری مردنتو خودت تعیین کن ................


البته دست تنها زورم بهت نمیرسه باسالارو رضا هماهنگ میکنم که کمکم کنن بعد که تورودیدن بگن علی و دیدیم تحت تاثیر قرار گرفتیم ایشششششششششششششش.
 

melinaa

New member
علی جان انشالله بسلامتی بری و برگردییییییییییی
برات آرزوی سلامتی میکنممم داداش خوبممممممممممممممم
 

arezoo90

New member
وای خدا مردم از خنده خصوصا قضیه قایق:25r30wi::25r30wi:
خداروشکر که بهتون خوش گذشته;-)
نامرتا خوراکی هاتون دیدما:p7977cujr38iyymsu8:
امتحانهای بد:'(
خوش آمد به دوست جدید:)
علی آقا شرمنده که نتونستیم بیایم انشالله که سلامت برین و برگردین...
 

yara

New member

مهسااااااااااااااا عزیزم خوشحال شدم صداتو شنیدم باجی گلم.

ووووی باجیم صداش ناز ............اصلا مهسااااااااااااا خانوم به تمام معنا و مهربون.:heart:

مرسی عزیزم...حرفات خیلی قشنگ بود مث خودت گلی خانوم
:4d564ad6::riz304:
 

M@RY@M

New member
سلام بچه ها
خوش به حالتون و ایشالله همیشه شاد باشید
من چندماه پیش اولین دیدارتون رو خونده بودم و خیلی لذت بردم.یادم باشه که حتما دومین دیدارتونم بخونم!
دوستایی که میگین این تاپیک تکراریه,آخه خواهر من ,برادر من!اولین-دومین-سومین!!!این همه تفاوت توی اسم تاپیک رو احساس کنید دیگه!شوخی میکنم!
توی هرتاپیکی خاطرات مختلف پیش اومده خب!دیداراتون قشنگه..آدم دلش از اون لواشکا میخواد خب...:dadad4:
نوش جونتون..گوشت شه تنتون!
ایشالله بچه های شمالی هم ی دیدار بذارن دیگه!من از اینجا پایه بودن خودم رو اعلام میکنم!آره
همیشه خنده رو لبتون..شاد باشید.:riz304:
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: نوتر

yara

New member
طنز اگه دخترا برن سربازی چی میشه؟!!!!


ef546f29283b.jpg




غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خوان هنرهاشون را نشون بدن)
::
::

هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!!





سلام علی اقا..

ببخشید دیگه چند روزه زحمت دادیم خیلی...

براتون ارزوی سلامتی میکنم.انشالله بسلامت برید و برگردید.:riz304: خدا پشت و پناهتون:riz304:

مرسی ازتون توی این مدت خیلی زحمت کشیدین و عکس باحال گذاشتین .:4d564ad6:

(عاقا منتظر خاطرات سربازیتون هستیم بی صبرانه خخخ

راستی از اون دستبند با هسته خرما که انیس گفته واسه منم درست کنید خووو

کادو علووسی ندادی ااا......انیس میگم کرج خرماش کجا بود هسته پیداشه هان؟

)
 

mahsa.

New member

مهسااااااااااااااا عزیزم خوشحال شدم صداتو شنیدم باجی گلم.

ووووی باجیم صداش ناز ............اصلا مهسااااااااااااا خانوم به تمام معنا و مهربون.:heart:

مرسی عزیزم...حرفات خیلی قشنگ بود مث خودت گلی خانوم
:4d564ad6::riz304:


صدام وقتی فارسی میحرفم تنش بهتره وقتی ترکی میحرفم صدای سماور میدم.
 
بالا