سومین دیدار حضوری بچه های تبریزی-26 خرداد 93

ad1986

New member
آره باباااااااااااااااااااااااااااا یه سوتی داد خفننننننن
علی قدرت به من اشاره کرد خودیه کد خدا منشانه ردش کن بره خخخخ

داداش نوتر از رضا یه حق السکوتی بگیر خخخخخ :25r30wi::25r30wi:

دیدی سالار از لواشک چطو محافظت میکرد؟ ناری یه لحظه پاشد لواشک رو ورداره سالار یه گارد بروسلویی گرفت (غوووووووووووووووووووووووداااااااااا) ناری زودی عقب نشینی کرد. بعد سالار لواشک میداد پسرا میخوردن دخترا هم تماشا میکردن.

البته بیو اینقد مهربون بود که الکی گف لواشک موخام بعد گرفت داد ناری تا گریه نکنه ... ناری هم عاشقش شد خخخخخ


مهسا بیا ماجرای "سحر" تو شاهگولی رو خودت بگو. همونی که تو گفتی سحر ناری برگشت گف سحر کیه خخخخخخخ
 

ad1986

New member
بههههله بچه های تبریز باز حماسه ای دیگر
خوش به حالتون
خوبه که همو زود زود میبینید

بیشتر از همه اون لواشک دهن منو آب انداخت
نکنید از این کارا ملت دل دارن خوووو ما هم دلمون لواشک خواس:dadad4:

مهسا یادم بنداز ایشالله بعد سربازیم لواشک بیارم بدی به کتاب سبز :)
چرا چپ نیگا میکنی؟؟؟؟؟؟!!!!!!! خو برا تو نمیخرم آدرسشو گیر آوردم دیگه ایییییییییییییییییییش
 

نوتر

New member
داداش نوتر از رضا یه حق السکوتی بگیر خخخخخ :25r30wi::25r30wi:

دیدی سالار از لواشک چطو محافظت میکرد؟ ناری یه لحظه پاشد لواشک رو ورداره سالار یه گارد بروسلویی گرفت (غوووووووووووووووووووووووداااااااااا) ناری زودی عقب نشینی کرد. بعد سالار لواشک میداد پسرا میخوردن دخترا هم تماشا میکردن.

البته بیو اینقد مهربون بود که الکی گف لواشک موخام بعد گرفت داد ناری تا گریه نکنه ... ناری هم عاشقش شد خخخخخ


مهسا بیا ماجرای "سحر" تو شاهگولی رو خودت بگو. همونی که تو گفتی سحر ناری برگشت گف سحر کیه خخخخخخخ

خخ علی انقد با رضا آتو داریم دست هم که دادا به صلاحه این پرونده مسکوت بمونه خخخخ (شوخی بود صرفا)

خخ علی اون حرکتت که مثل تو فیلما میکنن تا گارسون بیاد(بشکن میزنن یه دونه تا گارسون متوجه بشه)خودت انجام دادی که گارسون بیاد بماند من هنوزم یادم میاد از خنده روده بر میشم:25r30wi: گفتم علی الان گارسون میاد میگه بیاین این پولتون بفرمایید بیروووون.
 

leylii

New member
داداش رضا دمت گرم. اره خیلی خندیدیم.
رضا 200 بریز به حساب نوتر تا لوت ندیم خخخخخخ
مرسی رضا جان . ایشالله تو هم زودی کاراتو بکنیو باز بیای انجمن دور هم جمع شیم.
موفق باشی داداش رضا

خخخ رضا بیا خودت اعتراف کن که مجبور نشی 200 تا بریزی به حساب مشترک علی و نوتر خخخخ :25r30wi::25r30wi:
 

ad1986

New member
خخ علی انقد با رضا آتو داریم دست هم که دادا به صلاحه این پرونده مسکوت بمونه خخخخ (شوخی بود صرفا)

خخ علی اون حرکتت که مثل تو فیلما میکنن تا گارسون بیاد(بشکن میزنن یه دونه تا گارسون متوجه بشه)خودت انجام دادی که گارسون بیاد بماند من هنوزم یادم میاد از خنده روده بر میشم:25r30wi: گفتم علی الان گارسون میاد میگه بیاین این پولتون بفرمایید بیروووون.

خیلی با حال گفتی اونو :25r30wi::25r30wi:
خخخخخخ نوتر حواسم بود نبینه مسول کافی شاپ خخخخخخ
بعدم که خودم گارسنتون شدم خخخخخ
 

ad1986

New member
رفتیم شاهگولی مهسا ناری سالار من.
موخاستن منو ببرن شهر بازی سوار اون دستگاههای خطرناک بشم اییییییییییییییییییییییییییییش که زود پیشنهاد دادم بریم قایق سواری.
جاتون خالیییییییییییییییییییییییییییی.
ناری زود گف سوار چهار نفری شیم. من گفتم دو نفری سوار بشیم. خلاصهههه دو نفری سوار شدیم. منو سالار -ناری و مهسا.
موقع سوار شدن به ناری و مهسا گفتم فرمان بر عکس ار میکنه بدی به راست میره به چپ و بلعکس (مهسا جوری چپ نیگام کرد که آب شدم رفتم تو زمین با نگاهش گف که برو بچه من 20 ساله قایق سواری میکنم)
بعد سوار شدن منو سالار رفتیم یه دور زدیم برگشتیم دیدیم ناری و مهسا یه جا وایسادن. و تکون نخوردن.
رفتیم پیششون.
من: ناری فرمان رو بده به راست تا برین به چپ
ناری: راست و چپ نگو گیج میشم بگو اینور و اونور!
من: :|
ناری: خوب دادم به راست چرا نمیره:!
من: عقب عقب پدال بزنین تا بیاین بیرون از اون گوشه.
بعد یه مدت دیدم دارن دور خودشون میچرخن. یکیشون عقب عقب پدال میزنه یکیشونم به جلو! تو اینجا بود که قایق زبون باز کرد و گفت: رحم کنییییین بیاین اینم ده برابر پولتون. سرم گیج رفت خخخخخخخ :25r30wi:

خلاصه اینقد گفتم به راست اینور اونور جلو عقب گلوم داغون شد . همه داشتن به داد زدن من نیگا میکردن. خخخخخ
بعد چند دقیقه دیدم ناری و مهسا دارن میرن زیر فواره بزرگ آب ! داد زدم عقب عقب پا بزنیییین. (این قسمت رو خودت بیا توضیح بده ناری خخخخخخ)

خلاصه تو 10 مین من گلوم پاره شد و 20 سالم پیر شدمو ده برابر 45 روز آموزشمم سختی کشیدم

سالار که عاغا تمومه گف بریم کنارشون بکشیم اونارو. هیچی کشیدیمشون خخخخخ

مهسا موقع پارک کردن و پیاده شدنتونم خودت بگووووووووووو خخخخخخخخخ
 

ad1986

New member

images

.
.
.
علی رفتنی از زیر قرآن رد شی
ایشالا خدا پشت و پناهت.

مرسی ممنونم :) :riz304::riz304:
 

sepid71

New member
اییییییییییییییییییییییییییییییش شاید ملت حرف خصوصی داشتن خخخخخخخ
به سپیده میگم بین خودمون باشه ها "باید تا الان بهمون اس میدادنو میگفتن که یکشنبه بیاین فلان جا اما تا الان اس ندادن منم تریپ خدافظی ورداشتم. یهو دیدی اس ندادن موند برا سال بعد نکشن بچه ها یه وقت" چی جواب داد به نظرتون؟؟؟؟
سپیده با لحن خیلی ریلکس: خو نری باید جریمه بدی به همه بچه ها!!
همین جریمرو که شنیدم زودی زنگ زدم دوستم گفتم زود پیگیری کن ببین اعزاممون کی هس و الا بچه ها پوستمو میکنن. سپیده شیکمووووووووووو

سپیده خدارو شکر یکشنبه 1 تیر راس ساعت 8 صبح پادگان کرج آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیش :4d564ad6: جریمه نمیدم.

اگه سپیده هم حضوری میومد برام موز میخرید حتما :sad:

با مرضی هم که کلی اییییییییییییییش گفتیم به هم. مرضی نامرت باهام فارسی حرف زد. خوب شد تنها بودم و الا بچه ها کلی بهم میخندیدن. آخه وقتی با سپیده حرف زدم شارژ فارسیم تموم شد.
قال مرضی (با): اییییییییییییش گفن من به تو و اییییییییییییییییییییش گفتن تو به من مخصوصه. ایییش گفتن هیشکی مثل ایش گفتن من به تو نیس و بلعکس :a2d3:

دعاهام قابل نداشت ...500 هزار بریزب حساب:motat:

دیالوگمم ناقص نگو ...گفتم باید جریمه بدی ...یعنی چی نمیری ما اینهمه احساسات خدافظی خرج کردیم برات ... مگه الکیه ایششششش

تو هم گفتی اره باید یمدت برم محو شم ...گفتم اره برو ی سفر تا آبا از آسیاب بیفته .

خودمم کرجمم اونموقع احتمالا ایشششششششششش !
موزم میخریدم میشستم جلوت پام رو اونیکی پا ..همچین میخوردم دلتم آب شه ....یه تیکه هم بهت نمیدادم ....چی فکر کردی اخه! مگه نگفتم روزه ی موز گیر ...تو باید زاهد و پارسا بشی!

ممنون از مهسا و همه بچه ها ک دعوتم کردن.خیلی خوشحال شدم ک منو تو جمعتون دعوت کردین
 
آخرین ویرایش:

ad1986

New member
سلام بچه ها . خداروشکر بهتون خوش گذشته .
خیلی دوست داشتم بیام ولی نشد دیگه . ببخشید
ایشالا دفعات بعدی

علی آقا شرمنده نتونستم بیام . ایشالا که به شادی و سلامتی بری خدمت و برگردی :riz304::riz304:::


خب بخشش یکم سخته ولی چون تویی باشه عیب نداره میبخشیم خخخخخ

خواهش میکنم یاسمن این چه حرفیه. جاتون خالی.
مرسی بابت دعاهاتون. :) :riz304::riz304:
 

sepid71

New member
راستی افاده ایم خودتی حسوووووووووووووووووودددددددد
 

ad1986

New member
دعاهام قابل نداشت ...500 هزار بریزب حساب:motat:

دیالوگمم ناقص نگو ...گفتم باید جریمه بدی ...یعنی چی نمیری ما اینهمه احساسات خدافظی خرج کردیم برات ... مگه الکیه ایششششش

تو هم گفتی اره باید یمدت برم محو شم ...گفتم اره برو ی سفر تا آبا از آسیاب بیفته .

خودمم کرجمم هفته بعد احتمالا ایشششششششششش !
موزم میخریدم میشستم جلوت پام رو اونیکی پا ..همچین میخوردم دلتم آب شه ....یه تیکه هم بهت نمیدادم ....چی فکر کردی اخه! مگه نگفتم روزه ی موز گیر ...تو باید زاهد و پارسا بشی!

ممنون از مهسا و همه بچه ها ک دعوتم کردن.خیلی خوشحال شدم ک منو تو جمعتون دعوت کردین


اییییییییییییییییییییش افاده ای نامرت.
500 کم نیس؟ یادم باشه هانی رو بفرستم پیشت یکم بهش آموزش بده. همش پول رو به دلار و یورو میخواد خخخخ
تو دیالوگت همون اولش مهم بود خخخخخخ
از من نخوا روزه موز بگیرم... نهههههههههه نگووووووووووووو
کرج اومدی بیا ملاقاتم حتما موزم بیار
 

marzi ba

Well-known member
اییییییییییییییییییییییییییییییش شاید ملت حرف خصوصی داشتن خخخخخخخ
به سپیده میگم بین خودمون باشه ها "باید تا الان بهمون اس میدادنو میگفتن که یکشنبه بیاین فلان جا اما تا الان اس ندادن منم تریپ خدافظی ورداشتم. یهو دیدی اس ندادن موند برا سال بعد نکشن بچه ها یه وقت" چی جواب داد به نظرتون؟؟؟؟
سپیده با لحن خیلی ریلکس: خو نری باید جریمه بدی به همه بچه ها!!
همین جریمرو که شنیدم زودی زنگ زدم دوستم گفتم زود پیگیری کن ببین اعزاممون کی هس و الا بچه ها پوستمو میکنن. سپیده شیکمووووووووووو

سپیده خدارو شکر یکشنبه 1 تیر راس ساعت 8 صبح پادگان کرج آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیش: جریمه نمیدم.

اگه سپیده هم حضوری میومد برام موز میخرید حتما :sad:

با مرضی هم که کلی اییییییییییییییش گفتیم به هم. مرضی نامرت باهام فارسی حرف زد. خوب شد تنها بودم و الا بچه ها کلی بهم میخندیدن. آخه وقتی با سپیده حرف زدم شارژ فارسیم تموم شد.
قال مرضی (با): اییییییییییییش گفن من به تو و اییییییییییییییییییییش گفتن تو به من مخصوصه. ایییش گفتن هیشکی مثل ایش گفتن من به تو نیس و بلعکس :a2d3:





ایشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش

اتفاقا من منتظر بودم تو تورکی حرف بزنی ببینی چه طور آه مثل یه بلبل جوابتو میدم /خودت فارسی صحبت کردی که منم فارسی صحبتیدم/بععععععععععععععععله /پس حرف خودتو جلو ننداز علی چچل/
ایشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش/معلومه که کسی نمیتونه مثل من ایشششششششششششششششششششششششش بگه/بعععععععععععله من همچین ایشششششششششششششششششششششششششششش گوی قهاری هستم/
در ضمن چرا نگفتی بهت توصیه کردم حتما از اون سوپ و آشهایی که تو سربازی میدن بخوری اصلا علی بدنت قابلیت جذب اون همه ویتامیتن رو داره /نوتر سرورش بیا یه حساب سرانگشتی بکن ببین این علی چه قدی متونه ویتامین و پروتین بگیره
در ضمن بچه ها اینم بگم علی از شربت خورددن خیلیمیترسه من گفت بهم گفتن تا میتونی ازاون سوپ های که خودشمیدونه پره چیه....بخور ولی شربت نخور شهید میشی/هاهاهاها علی ترسووووووووووووووووووو/ای چچلوی ترسووووووووو/
 
آخرین ویرایش:

sepid71

New member
اییییییییییییییییییییش افاده ای نامرت.
500 کم نیس؟ یادم باشه هانی رو بفرستم پیشت یکم بهش آموزش بده. همش پول رو به دلار و یورو میخواد خخخخ
تو دیالوگت همون اولش مهم بود خخخخخخ
از من نخوا روزه موز بگیرم... نهههههههههه نگووووووووووووو
کرج اومدی بیا ملاقاتم حتما موزم بیار

خو من پولکی نیستم ایششششششششششش برا همین بلد نیستم نرخ زیاد بدم .از بس من دختر خوبیم خب:sad:

پس چی شانس اوردی داری میری وگرنه ....

صبر کن خودم ک اومدم کرج موز میارم میگم علی رو کلاغ پر بدین دور پادگان شما هم بشینید جلوش این موزا رو بخورید.خوددمم موزا رو میارم :motat:

همچنانن افاده ایم خودتییییییییییی
حسوووووووووووود
چیکموووووووووووو

بی دندووووووووووون
 

bioshimi@

Well-known member
رفتیم شاهگولی مهسا ناری سالار من.
موخاستن منو ببرن شهر بازی سوار اون دستگاههای خطرناک بشم اییییییییییییییییییییییییییییش که زود پیشنهاد دادم بریم قایق سواری.
جاتون خالیییییییییییییییییییییییییییی.
ناری زود گف سوار چهار نفری شیم. من گفتم دو نفری سوار بشیم. خلاصهههه دو نفری سوار شدیم. منو سالار -ناری و مهسا.
موقع سوار شدن به ناری و مهسا گفتم فرمان بر عکس ار میکنه بدی به راست میره به چپ و بلعکس (مهسا جوری چپ نیگام کرد که آب شدم رفتم تو زمین با نگاهش گف که برو بچه من 20 ساله قایق سواری میکنم)
بعد سوار شدن منو سالار رفتیم یه دور زدیم برگشتیم دیدیم ناری و مهسا یه جا وایسادن. و تکون نخوردن.
رفتیم پیششون.
من: ناری فرمان رو بده به راست تا برین به چپ
ناری: راست و چپ نگو گیج میشم بگو اینور و اونور!
من: :|
ناری: خوب دادم به راست چرا نمیره:!
من: عقب عقب پدال بزنین تا بیاین بیرون از اون گوشه.
بعد یه مدت دیدم دارن دور خودشون میچرخن. یکیشون عقب عقب پدال میزنه یکیشونم به جلو! تو اینجا بود که قایق زبون باز کرد و گفت: رحم کنییییین بیاین اینم ده برابر پولتون. سرم گیج رفت خخخخخخخ :25r30wi:

خلاصه اینقد گفتم به راست اینور اونور جلو عقب گلوم داغون شد . همه داشتن به داد زدن من نیگا میکردن. خخخخخ
بعد چند دقیقه دیدم ناری و مهسا دارن میرن زیر فواره بزرگ آب ! داد زدم عقب عقب پا بزنیییین. (این قسمت رو خودت بیا توضیح بده ناری خخخخخخ)

خلاصه تو 10 مین من گلوم پاره شد و 20 سالم پیر شدمو ده برابر 45 روز آموزشمم سختی کشیدم

سالار که عاغا تمومه گف بریم کنارشون بکشیم اونارو. هیچی کشیدیمشون خخخخخ

مهسا موقع پارک کردن و پیاده شدنتونم خودت بگووووووووووو خخخخخخخخخ

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ای واااااااااااااااااااای اوزوز گولسون ایوااای:25r30wi::25r30wi:
 

ad1986

New member
[/b][/size][/color]




ایشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش

اتفاقا من منتظر بودم تو تورکی حرف بزنی ببینی چه طور آه مثل یه بلبل جوابتو میدم /خودت فارسی صحبت کردی که منم فارسی صحبتیدم/بععععععععععععععععله /پس حرف خودتو جلو ننداز علی چچل/
ایشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش/معلومه که کسی نمیتونه مثل من ایشششششششششششششششششششششششش بگه/بعععععععععععله من همچین ایشششششششششششششششششششششششششششش گوی قهاری هستم/
در ضمن چرا نگفتی بهت توصیه کردم حتما از اون سوپ و آشهایی که تو سربازی میدن بخوری اصلا علی بدنت قابلیت جذب اون همه ویتامیتن رو داره /نوتر سرورش بیا یه حساب سرانگشتی بکن ببین این علی چه قدی متونه ویتامین و پروتین بگیره
در ضمن بچه ها اینم بگم علی از شربت خورددن خیلیمیترسه من گفت بهم گفتن تا میتونی ازاون سوپ های که خودشمیدونه پره چیه....بخور ولی شربت نخور شهید میشی/هاهاهاها علی ترسووووووووووووووووووو/ای چچلوی ترسووووووووو/

اییییییییییییییییییییش هرکی شربت خورده شهید شده ایییییییییییییییییییییییییش
دوستم سال گزشته رفته بود. میگف یکی از بچه ها نرنجک رو کشید از دستش در رفت افتاد وسط ما! میگف ما هم این ور اونور فرار کردیم بعد دیدیم نارنجک آموزشی بید. یهو دیدی نارنجک واقعی بود ایییییییییییس
من این صحنه رو ببینم میپرم رو نارنجک خخخخخخخ
 

ad1986

New member
خو من پولکی نیستم ایششششششششششش برا همین بلد نیستم نرخ زیاد بدم .از بس من دختر خوبیم خب:sad:

پس چی شانس اوردی داری میری وگرنه ....

صبر کن خودم ک اومدم کرج موز میارم میگم علی رو کلاغ پر بدین دور پادگان شما هم بشینید جلوش این موزا رو بخورید.خوددمم موزا رو میارم :motat:

همچنانن افاده ایم خودتییییییییییی
حسوووووووووووود
چیکموووووووووووو

بی دندووووووووووون

خخخخخخخخخخ
پس نیا ملاقاتم ایییییییییییییییییییییییییییش
عجب دختر خشنی هستی تووووو
خوبه استخدامت کنن واسه شکنجه ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییش مووووووز موخام افاده اییییییییییییییی
 

sepid71

New member
خخخخخخخخخخ
پس نیا ملاقاتم ایییییییییییییییییییییییییییش
عجب دختر خشنی هستی تووووو
خوبه استخدامت کنن واسه شکنجه ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییش مووووووز موخام افاده اییییییییییییییی

یکی من خشنم ..یکیم آرنولد :65d6a5d6s:

البته برا شکنجه تو استخدام میشم ..اصن دوس دارم خخخخخخ
 

ad1986

New member
یکی من خشنم ..یکیم آرنولد :65d6a5d6s:

البته برا شکنجه تو استخدام میشم ..اصن دوس دارم خخخخخخ

اییییییییییییییییییییش همه کارات افاده ای هس
واسه شکنجه من استخدام میشی؟!
خو هر چی گرفتی نصف نصف ...مردم آزار نیستی ه علی آزاری...
موز بهم بده بعد هر جور دوس داشتی شیکنجم بده خخخخ
 

ad1986

New member
بچه ها میخواستن عکس کچلیمو گیر بیارن....
مهسا به محمد گفت هر چی میخای میدیم یه عکس کچل از علی بده بهمون خخخخخخ
نامرد دوست منم دو سوته فروخت منو... یه همچین دوستایی دارم من
بعد دیدم چیزی به خودم نمیرسه عکمم میره دست بچه ها گفتم خودم میفروشم
مهسا: بگو چند میفروشی تا پولشو از تو انجمن جمع کنم. از کسایی که موخان کچلیتو ببینن میگیرم
من: بزار تو مزایده ببین بیشترش چنده
میخواستم بگم از 100 هزار قیمت رو شروع کنیم که ...
سالار: یه ملیون میدم ازت میگیرم
ناگهان سکوت عجیبی جمع رو فرا گرفت
مهسا: :eek:
و این چنین شد عکسم قرار شد به سالار فروخته بشه
کسی پیشنهاد بالاتری نداره؟ 1

کسی پیشنهاد بالاتری نداره؟ 2

نگین از دستتون میره هاااا
 

pashmak

New member
سلام پشمک. :25r30wi::25r30wi: جات خالی تو بودی یکم ناری از زیر فشار شوخیامون میومد بیرون خخخخخ
چه عجب یه دختری آواتار شاد و خوشرنگ گزاشت! خدارو شکر قبل مردنم (همون سربازی رفتنم) دیدم یکی آواتارش شاد هس.

آمیب تک سلولی همینو به مسولا بگوووو میگم بیا از این سربازای تک چشمم 200 تا بدم منو نبرین قبول نمیکنن که نمیکنن... میگن چوبین همشونو شکست میده به راحتی نمیشه باید خودت بیای

چرا کسی پاسخ و نییییس؟:13:
اخیش الان میدونم آ رزوت اینه که تک سلولی بودی سربازی نمیرفتی حالا میخای برو به چوبین بگو با اون دستبندش به عناصر تشکیل دهندت تبدیلت کنه معاف شی
خخخخ میگم تو که مو هم نداری دیگه غصه کچلی سربازی نمیخوری
چندتا کنسرو هم برا خودت بردار هر شب آ ش نخوری
در ضمن موندن تو زمین این چیزا رو هم داری
درضمن قبل رفتن یه نامه بنویس اگه شهید شدی سهمیه تو بدن من تا حلال ت کنم انقدر گفتی تک سلولی
اخیش شبا باید ۹ شب بخابی دیگه نتم نداری جون آ دمین خیلی بهت خوش میگذره به نیمه پر لیوان فکر کن
 
بالا