غلامعلی نوری نیرو
New member
عشق بدون ازدواج هم که باز سخته!:sad:
تا حالا فقط یکبار دومی رو تجربه کردم. البته نمیدونم عشق بود یا نه.... همدیگرو دوست داشتیم اما هیچوقت باهم حرف نزدیم.( مادرش میگفت: که پسرم شب و روز نداره و تورو خیلی دوست داره.... وقتی جواب رد بهش دادم، یکسال دانشگاه نرفت و برادرش براش دو ترم مرخصی گرفت...) فقط دو سه بار همدیگرو دیدیم. ازم خواستگاری کرد اما نشد
...:smiliess (2): مادرش به خاطر حال بد پسرش براش رفت خواستگاری و اون بدون عشق ازدواج کرد و چندین بار تا طلاق پیش رفتن. شنیدم و دیدم که پشیمونه از ازدواجش اما من ... ازدواج نکردم و اونو هم فراموش نکردم. اما اگه زندگیم تکرار بشه، غرورمو میشکنم ....:13:
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامهای بود که بر قامت او دوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
