::::دفترچه یادداشت انجمن

yara

New member
در این خاک ، در این خاک ،در این مزرعه پاک

بجز مهــــــــــر ، بجز عشــــــــــــــــــق دیگر تخم نکاریم

"مولانا" :)



91fb359652b5.jpg
 

کرهانی

New member
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت....
فریدون مشیری
 

marzi ba

Well-known member
خدایااااااااااااااااااا

خودت کمکم کن سد راه کسی نباشم

:sad::dadad4::dadad4::dadad4:
 

moj

New member
بی انصاف باکدام لالایی وجدانت راخوابانده ای که دیگر بیخیال ماشده ای..
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahii

moj

New member
در رابطه با دیگران فقط دو گزینه دارید :
یا آنها را بپذیرید..
یا مسیرتان را از آنها جدا کنید..!
 

moj

New member

راه رفتن زیر باران

دیگر کمکی به دوست داشتن نمی کند

در این دنیای مدرن

باید زره بپوشیم

و از قلب هایمان دفاع کنیم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

moj

New member
قله ای که چند بار فتح شود ؛
بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود !
مواظب دلت باش !
 

baran71

New member
نه تو مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی.....به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند...به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
...
 

yara

New member
ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما میکنی


خاری به خود می بنـدی و ما را ز سر وا میکنی





از تیر کج تابیِ تو آخر کمان شد قامتـــــــــم


کاخَت نگـــــون باد! ای فلک با ما چه بد تا میکنی





ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را


با دوست هم رحمـی چو با دشمن مدارا میکنی





با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال


زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا میکنی





امروز ما بیچـــــارگان امید فردائیش نیست


این دانی و با ما هنــوز امـــــــروز و فـردا میکنی





ای غم بگو از دست تو آخِر کجا باید شـــدن


در گوشه ی میخـانه هم مــــــا را تو پیـدا میکنی





ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمـــــــن


شورافکــــن و شیرین سخن امّا تو غوغا میکنی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahii

شوکا88

New member
وقتی بدترین اتفاقات افتاد گریه نکن..چون هرچی میخواست بشه ، شد
بخند...چون دیگه تموم شد
 
بالا