::::دفترچه یادداشت انجمن

diseases

Well-known member
مردم موهای صافشان را فر می‌زنند
و آنها كه موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می‌كنند

عده‌ای جلای وطن كرده به خارج می‌روند
و آنها كه خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند برای وطن دلشان لك زده و ترانه‌ها می‌سُرايند

مجردها می‌خواهند ازدواج کنند
متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند

عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگيری می‌كنند
و عده‌ای ديگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شــــدن هستند

لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ كمی چاق بشوند
و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌كشند

شاغلان از شغلشان می‌نالند
بیکارها دنبال شغلند

فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند
ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند

افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند
مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند

سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند
سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:

"قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر"

قانون های ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت"

مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر،
مهم این است که از همانی که داری راضی باشی ...
 

mahsast

New member
متنی زیبا از دکتر علی شریعتی:
مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آن ها را ببخش.
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.
اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.
آنچه را در طول سالیان بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.
اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.
نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.
بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان « تو و خداوند» است نه میان تو و مردم.
 

mahsast

New member
زندگی زیباست، تماشاییست!

چرا زیبا نمی بینیم؟

چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟*

چرا با هم نمی خندیم؟

مگر دنیا چه کم دارد؟

ببین این آسمان آبی ست

ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست
*خوبی تا ابد پاینده می ماند...

تو باور کن

*همین کافیست...!


 

mahsast

New member
از آدم ها بت نسازید...!
این خیانت است...
هم به خودتان... هم به خودشان...!
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند...!
و شما در آخر میشوید سرتا پا کافر خدای خود ساخته...!
 

mahsast

New member
ﺑﺎﻭﺭکن ...
ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﻭﻋﺪﮤ " ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ " ﺭﺍ ﻣﯿﺪﻫﺪ
رفتنی ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

‫ویسلاوا شیمبورسکا
 

mahsast

New member
هیچکس سرش آنقدر شلوغ نیست
که زمان از دستش در برود و شما را از یاد ببرد
همه چیز برمی گردد به اولویت های آن آدم
اگر کسی به هر دلیلی تو را یادش رفت
فقط یک دلیل دارد :
تو، جزو اولویت هایش نیستی ..!

پائولو کوئلیو
 

somi3

New member
توبه کردم که دگر مي نخورم در همه عمر...
يار اگر ساقي شود، مي بدهد، من چه کنم؟!

و یا
توبه کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر:thumbsupsmileyanim: خخخخخخخخخخخخخخخخ
 

hosna69

Well-known member
روزهای رفته...
به چوب کبریتهای سوخته می مانند
جمع آوری شده در قوطی های خویش
هرکاری میخواهی بکن!
آنها دوباره روشن نمی شوند!
و روزی...
سیاهی آنها دستت را آلوده می کند!
روزهای چوبی ات را باید از همان آغاز،
بیهوده نمیسوزاندی!
وقتی سوخت؛
رهایش کن ...!
 

mahsast

New member
دقت کردی وقتی یکی بهت میگه: «اگه یه سوال ازت بپرسم راستشو میگی؟»


نگران می شی، یاد تمام دروغا و کارای بدی که انجام دادی میفتی.!!:black_eyed:
 

mahsast

New member
یک جمله فوق العاده ، که در هر ایستگاه اتوبوس ژاپنی نوشته شده است
اتوبوس متوقف خواهد شد ، اما شما پیاده روی به سمت هدف را ادامه دهید . . ..
 

mahsast

New member
در پشت هر مرد بزرگ ، زنی بزرگ ایستاده است *

توماس هیلر، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر و روغن اتومبیل را بازرسی کند.سپس برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.
او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت ، دید که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتی او به داخل اتومبیل برگشت ، دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد و شنید که می گوید :" گفتگوی خیلی خوبی بود."
پس از خروج از جایگاه ، هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.او بی درنگ پاسخ داد که می شناسد.آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان می رفتند و یک سال هم با هم نامزد بوده اند.
هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :" هی خانم ، شانس آوردی که من پیدا شدم . اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل، همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی.
" زنش پاسخ داد :" عزیزم ، اگر من با او ازدواج می کردم ، اون مدیر کل بود و تو کارگر پمپ بنزین ."

برگرفته از کتاب بهترین نکته ها و قطعه ها
 

mahsast

New member
شخصی بود که تمام زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی از دنیا رفت
همه می گفتند به بهشت رفته است.
آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود.
استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.
دختری که باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد
هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود .آن شخص وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه پطرس قدیس را گرفت
پطرس که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده است؟
ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت:
آن شخص را که به دوزخ فرستاده اید آمده و کار و زندگی ما را به هم زده.
از وقتی که رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد
در چشم هایشان نگاه می کند
به درد و دلشان می رسد حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می کنند
یکدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند.
دوزخ جای این کارها نیست!!!
بیایید و این مرد را پس بگیرید

وقتی راوی قصه اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
((با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی ... خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند))
"پائولو کوئلیو"
 

mahsast

New member
نامت را انسانى باهوش بگذار؛ اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى ...!
 

mahsast

New member
یکی از جملات حکیمانه ای که این روزها در فضای مجازی و پیامک ها، دست به دست می چرخد این است:
مراقب دلت باش! قله ای که یک بار فتح شود، تفریحگاه عمومی خواهد شد!
حالا سوال اینجاست که شخصی که این جمله را گفته، چیزی از اورست و کی2 (k2) نشنیده بوده است؟!
این ها تفریحگاه عمومی شده اند؟
بهتر بود جمله اینطور گفته می شد
هر قله ای، روزی فتح خواهد شد. آن قدر بزرگ و قوی باش که حتی اگر ده ها بار هم فتح شدی؛ باز از تو به بزرگی و عظمت یاد شود و نامت برای خیلی ها هراس آور باشد.!
 

mahsast

New member
ایستادن کسی که زمینش زده اند
از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند
زیباتر است...
 

شوکا88

New member
قيصر امين پور چه زيبا گفت :

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :
"ببخشيد"

ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ي "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ:
" ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "

با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟

گاهي ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاري ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نيست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ....

شخصيت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمي ﺷﻮﺩ ...

آدمها را بفهميد،
دل، آلزايمر نمي گيرد.
 

hosna69

Well-known member
آن سوی ازدحام شهر
پشت پرچین خاطره ها
زمزمه واژه هایی ست
به رنگ باران
و به لطافت لاله ها
که از بلندای یک عاشقانه
بسوی قلبی در پایین دست
سرازیر میشود
حس گمشده این لحظه ها
یک آغوش گرم
نم نم مستانه باران
و آواز چلچله ها
در طلوع یک حس بیدار

ای کاش باران بزند...
 

gisoo23

New member
پسري با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود
پدر دختر گفت:
تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد پس من به تو دختر نمیدهم
پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود
پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر می گوید:
انشاءالله خدا او را هدایت میکند
دختر گفت:
پدرجان
مگر خدایی که هدایت میکند
با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟
 

mahsast

New member
ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮔﺎﻫﯽ...
ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶِ ﻋﻤﯿﻖِ ﯾﮏ ﺳﻨﮓ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﺤﻤﻞِ ﺳﮑﻮﺗﺶ ﻃﻮﻻﻧﯽﺳﺖ...
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ...
ﺣﺎﻟﻢ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﯽ ﻣﺎند ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﻧﺞ ﻧﯿﺴﺖ...!!!

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: diseases
بالا