جمله هاي کوتاه حكيمانه

نگاه

New member
تابستان که می شود
دلم شور میزند
نکند طعم گیلاس های بازار، مرا از خاطرت ببرد..!
 

zanbagh

New member
مورچه عاشق

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد...

تمام سعی مان را بکنیم،
پیامبری همیشه در همین نزدیکیست...​



 

ayda

New member
نمی دانم چرا

لب که می گشایم انگار واژه ها گره میخورند به هم

زبانم را گم کرده ام

یا دست و پایم را !؟
 

ayda

New member
درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !
استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !
 

ayda

New member
.:: آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من تو تنهاست بخند!
 

ayda

New member
ای وای بر اسیری

کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد

صیاد رفته باشد
 

Marc0p0lo

New member
جمله ای به ذهنم نمیرسه که بنویسم

امروز داشتم کتابی می خوندم که به این بیت از مولوی رسیدم که دیدم خالی از لطف نیست گفتنش

انبیا عامی بدندی گرنه از الطاف خویش
بر مس هستی آنان کیمیا می ریختی
 

waria

New member
یادتان باشد وقتی خورشید میدرخشد ،هرکسی میتواند دوستتان داشته باشد...در طوفان است که متوجه میشوید،چه کسی واقعا به شما علاقه دارد
 

waria

New member
04.jpg
 

marava

New member
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی,
نترس گردوی کوچک!
آنچه سیاه می شود روی تو نیست،دست آنهاست
 

marava

New member
دلم می سوزد...
دلم می سوزد وقتی زنانه ترین احکام زنان را...مردان،می نویسند.
 

marava

New member
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند آسمان را دریاب.........
 

Marc0p0lo

New member
كاملترین انقلاب، انقلابى است كه در آن آخرین پادشاه با روده هاى آخرین كشیش به دار آویخته شود .

آناتول فرانس
 

waria

New member
هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم گر مانده ام خموش،خدا داند و دلم
 

waria

New member
کاش می دانستی من سکوتم حرف است

حرف هایم حرف است

خنده هایم حرف است

کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم

کاش می دانستی

کاش می فهمیدی

کاش و صد کاش نمی ترسیدی

که مبادا دل من پیش دلت گیر کند

یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند

من کمی زودتر از خیلی دیر

مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد

تو نترس سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد

کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت .

در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست .

تازه خواهی فهمید .

مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست./.
 

waria

New member
من در کشوری زندگي مي كنم كه زبانش پارسي است اما به آن فارسي مي گويند چون عربي "پ" ندارد
دکتر علی شریعتی

 

waria

New member
دیگران را ببخش،نه به خاطر اینکه انها سزاوار بخششند...فقط به خاطر اینکه تو سزاوار ارامشی
 

waria

New member
خدایا عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.
دکتر شریعتی
 

مریم68

New member
در اوزاکای ژاپن ، شیرینی*سرای بسیار مشهوری بود
شهرت آن به خاطر شیرینی*های خوشمزه*ای بود که می*پخت .
مشتری*های بسیار ثروتمندی به این مغازه می*آمدند ، چون قیمت شیرینی*ها بسیار گران بود.
صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش*آمد مشتری*ها به این طرف نمی*آمد ، مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.
یک روز مرد فقیری با لباس*های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش*خوان آمد قبل از آن*که مرد فقیر به پیشخوان برسد ، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش*آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب*هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد.
صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست*های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می*کرد ، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می*کرد.
وقتی مشتری فقیر رفت ، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند
و پرسیدند که در حالی که برای مشتری*های ثروتمند از جای خود بلند نمی*شوید ، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید ؟
صاحب مغازه در پاسخ گفت :
مرد فقیر همه*ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود.
شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است ، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر ، خوب و باارزش است.
 

مریم68

New member
کمتر بترس، بیشتر امیدوار باش
کمتر ناله کن، بیشتر نفس بکش
کمتر حرف بزن، بیشتر بشنو
کمتر متنفر باش، بیشتر عشق بورز

و در این صورت است که تمامی چیزهای خوب جهان از آن تو خواهد بود
 
بالا