تاپیک دربه در

Nr1

Well-known member
می روم بی خبر این بار خیالت راحت
تو بمان با دگران یار خیالت راحت
بعد از این همنفس هر شب من خواهد شد
فقط این پاکت سیگار خیالت راحت
چند روزی است که تلخینگی تنهایی
می شود بر سرم آوار خیالت راحت
سهم تو پنجره هایی که تو را می خوانند
سهم من این همه دیوار خیالت راحت
بعد از این یاد تو و بغض من و خاطره ها
نه امیدی و نه دیدار،خیالت راحت
 

Nr1

Well-known member
قاصدک …
شعر مرا از بر کن
بنشین روی نسیمی
که ز احساس برون می آید
برو آن گوشه باغ
سمت آن نرگس مست
که ز تنهایی خود دلتنگ است
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد …
 

swan20

New member
آدمیزاد

غرورش را خیلی دوست دارد

اگر داشته باشد

آن را از او نگیرید

حتی به امانت نبرید

ضربه ای هم نزنیدش

چه رسد به شکستن یا له کردن

آدمی غرورش را خیلی زیاد

شاید بیشتر از تمام داشته هایش

دوست

می دارد

حالا ببین اگر خودش غرورش را به خاطر تو نادیده بگیرد چه قدر

دوستت دارد

این را بفهم آدمیزاد
 

mahsa.

New member
لانـــه ات را ،
بـــر حبــابِ حــوصلــهء مـــردُمــان نـــساز !
تــــا ،
آوارهء بیحــــــوصـلگــی شــــان نـــــشوی !
 

mahsa.

New member
قـلـبــم بـوی کـافــور می دهـد !
شـب بـه شـب در آن مـرده شـورهـا آرزویـی را غسـل می دهـنـد و کفـن می کنـنـد !
سفر از چشم‌های تو محال بود که ممکن شد ، مرگ که دیگر محال نیست !​




 

mahsa.

New member
دلگیر نباش
دلت که گیر باشد رها نمی شوی
یادت باشد خداوند بندگانش را با آن چه بدان دل بسته اند می آزماید
 

mahsa.

New member
به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست
گناهش پای دلی که دلم راشکست.

- - - Updated - - -

خواستی دیگه نباشی ،
آفرین ، چه با اراده
لعنت به دبستانی که تو از درس هایش
فقط تصمیم کبری را آموختی . . .
 

mahsa.

New member
همینــــکه آرزوهایــــم را خــــاک کــــردمبه آرامش رسیـــدمچــــه ســــاده بود خوشبختــــی…
 

mahsa.

New member
گریه آخر شب هایم انگار کافی نبود …
این روزها به یاد صبح بخیر گفتنهایت اول صبح ها هم گریه میکنم !
 

leylii

New member
شب،
شب سختی بود.
و چه آسان و چه بی پروا گفت : که دگر حسی نیست.
دل من، هری ریخت، درد با من آمیخت،
قلبم از جا لرزید، قطره اشکم خشکید.
مات و مبهوت شدم.

***

***
چشمها را بستم،
با دل خود گفتم :
سهم دل نازک من،
پاسخی سرد نبود!!
شوق دیدار کجاست؟!
او که با من میگفت : دل سنگش، تنگ است.

***
دلم از سینه جدا شد، نفسم بند آمد.
و دلم، این دل پاک
که چه امید عبث داشت به دل.
این هم از قصه ی عشق لیلی،
وای بر مجنونم.

***
مرگ من بود همان لحظه که گفت :
سخنی با تو ندارم،
قهرم.
کاشکی میمردم.
***
وقت رفتن شده دوست
آخرین شعر مرا هم تو بخوان و به این آخر بد هم تو بخند
خنده ات تسکینی است،
به دل خون شده ام
فصل مرگم پیداست
((جشن مرگم برپاست))
 
آخرین ویرایش:

biosta

Well-known member
این جا کجاست ؟
انگار آتش دل کاربرهای این تاپیک از خورشید هم سوزان تر هست
خدای من خودت رو ازم نگیر که تحمل روزگار بدونت برایم از جهنم نیز جورش بیشتر است
هیهات روزگار دلی نمانده که خاکسترم کنی آتشت را جایی دیگر علم کن
 

mahsa.

New member
گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزن
و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که
روی سرت گرفتی
بی وفا
 

mahsa.

New member
چه سخته!وقتی توهق هق گریه هانفس کم بیاری وعشقت به یکی دیکه بگه:نفسم!




 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: leylii

mahsa.

New member
یعقوب بمن یادداد،وقتی دلبرت کنارت نیست کوربودن بهتراست.
 

mahsa.

New member
تمام ترسم از این است؛؛
یک شب هم که بخواهی به خوابم بیایی..
”من” بیدار نشسته باشم!!
 
بالا