تاپیک دربه در

mahsa.

New member
حرف میزنی اما تلخ ...محبت می کنی ولی سرد...چه اجباری است دوست داشتن من!
 

mahsa.

New member
میخت را خوب کوبیده ای....جای خاطره هایت هنوز تیر میکشد....
 

mahsa.

New member
میدانی ؟....!بدجور دلم تو را میخواهد....و تو بدجور مرا میرانی از خودت ....تقصیر من است که دوستت دارم.....ای کاش این دل لعنتی ام میفهمید که نخواستنی است و این نخواستن یعنی چه .....!!!!
 

mahsa.

New member
وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنیددر نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت :” شخصی برای زندگی “یا” درسی برای زندگی “
 

mahsa.

New member
تو هرچه می خواهی باش،اما...آدم باش
چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن هااست
که به این مردم،آسایش وخوشبختی بخشیده است
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟


پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.


امروز گرسنگی فکر،از گرسنگی نان فاجعه انگیزتراست.


برای خوشبخت بودن،به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن
 

mahsa.

New member
اینجا من هستم!! نیمکتی چوبی و چتری که بسته است...! دلم تنگ نیست... تنها منتظر بارانم...که قطره هایش بهانه ای باشد... برای نمناک بودن لحظه هایم... و...اثبات بی گناهی چشمانم...!؟!
 

mahsa.

New member
اینجا زمین است..... ساعت به وقت انسانیت خواب است!!!!! دل عجب موجود سخت جانی است!!!! هزار بار تنگ میشود... میشکند.... میسوزد..... وباز هم میتپد برای کسی که دوستش داری!!!!
 

mahsa.

New member
هیچ‌گاه ویترینی نداشته‌ام٬
تا دلم را در آن به نمایش بگذارم.
در قامت یک فروشنده دوره‌ گرد عاشق تو شدم.
از این روست که تمام خیابانهای شهر٬
عشق مرا می‌شناسند
تو را در میان کوچه‌ها فریاد کردم.
دستمال کثیفم به کنج خاطره‌ها خزیده٬
و چرخ دستی‌ام٬ با نقشهایی از گل بابونه
تمام زندگیم بود
تو را برای کودکان بی‌کس فریاد کردم.
روزهای جمعه به جای یکشنبه‌ها٬
و شبها به سمت بالای شهر
شب و روز در تلاش بودم٬
تا انگار عشقِ دربندمان را رها سازم.
افسوس ... دو مامور ضبط کردند بساطم را
با آخرین قسط چرخ دستی٬ تو هم رفتی ...
حال٬ در قامت یک دیوانه دوستت می‌دارم
و تمام دیوانه‌های شهر
عشق مرا می‌شناسند


 

mahsa.

New member
وقتی تو چشماش نگاه میکنم
انگار چند تا حس رو با هم دارم.
هم دلم میخواد تا ابد به
چشمای قشنگش خیره بشم ،
هم میخوام ازشون فرار کنم ....
هم میخوام تو نگاهش غرق بشم
و هم اضطراب دارم .
یه جوری ترس و دلهره و عشق و غرور
و همه چی رو با هم دارم .....
ادم عاشق که عاقل نیست .
دیوونه ی یه جفت چشم معصوم و بی
گناهه
که هر وقت نگاهشون میکنه
انگار که اتیش میگیره .
گاهی وقتا یه دریاست
که وقتی توش شنا می کنی
بدون اینکه بخوای ارومت میکنه ،
گاهی وقتام یه مردابه
که اروم و بی صدا تو رو تو خودش میکشه .
اخر هم خفه ات میکنه ،
راه نفستو میبنده ،
اون وقته که می میری .
عشق یعنی خواستن ،
اما خواستن همیشه
مساوی تونستن و به دست اوردن نیست
 

mahsa.

New member
دیروز را یادت هست

گفتم از فردا می ترسم

خندیدی و گفتی

مگر فردا چه خبر است؟

به چشمانت نگاه کردم و گفتم

امروز بهت عادت کردم

ولی شاید فردا عاشقت شوم

مهربانم........

امروز همان فرداست

و من دیوانه واردوستت دارم

..امروز هم بهت گفتم

از فردا می ترسم

باز هم خندیدی و گفتی:چرا؟

به چشمانت نگاه کردم و گفتم

شاید فردا ترکم کنی

خنده ای کردی و رفتی

مهربانم چیزی به صبح فردا نمانده

پس دعا کن ای عزیز...

به ندیدنت عادت کنم

دعا کن .....

به نداشتنت عادت کنم..
 

mahsa.

New member
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
تن من زخمی است...
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
یک خراش کمتر یا بیشتر
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
چه فرقی دارد...؟!
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
راحت باش!
[/FONT]
 

mahsa.

New member
ای خدا غصه نخور !
از تو فرارى نشدم !
بعد از آن حادثه ، در کفر تو جارى نشدم .
با وجودیکه ، به حکم تو، دلم زخمى شد ،
شاکى از اینکه مرا دوست ندارى ، نشدم !
ابر را ، چوب همین سادگى اش ویران کرد.
من که ویرانتر از این ابر بهارى نشدم !
قسمتم بود ، اگر رفت و مرا تنها کرد ،
بعد از او ، غرق شکایت ز تو آرى نشدم.......
 

mahsa.

New member
آهای روزگار !
برایم مشخـــص کن
اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی
می خواهـــم رقصــم را با سازت
هماهنگ کنم ... !
 

mahsa.

New member
میخواهم برایتان تنهایی را معنی کنم!
در ساحل کنار دریا ایستاده ای ,
هوای سرد ,
صدای موج
انتظار انتظار انتظار
... ... به خودت می آیی ,
یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلش کنی ,
نه شانه هایی که با دستانت آن را بگیری ,
نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد
اسم این تنهایی است

- - - Updated - - -

امشب
دیوانگى در من بالا زده!
نه سکوت
نه موسیقى
نه حتى سیگار ...
هیچ چیز و هیچ چیز
این دیوانگى را تسکین نمى دهد
جز عطر تنت لعنتى ...
 

mahsa.

New member
خدایادلم گرفته بیاباهم قدم بزنیم! باران ازتو.. سیگار بامن…

- - - Updated - - -

زخم میزنی و میروی
چه باک
همینم میشود یادگاری
که یاد تورا همیشه برایم تازه کند
 

mahsa.

New member
امشب
دیوانگى در من بالا زده!
نه سکوت
نه موسیقى
نه حتى سیگار ...
هیچ چیز و هیچ چیز
این دیوانگى را تسکین نمى دهد
جز عطر تنت لعنتى ...
 

mahsa.

New member
ڪـافـﮧ...
مـَشـروب...
شـعـر...
سـیگـار...
هرزگـی...
بـُغـض...
ضـَجــﮧ...
شـَب گـریـﮧ...
دعـا...
خــُـــدا...
لـعنتـی تـو بـا چـﮧ چیـزی فـرامـوش مـی شـوی؟
 

mahsa.

New member
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]حالم از کلمه ی "عزیزم" و "عشقم" بهم می خوره...[/FONT][FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]من رو همون "ببین" صدا کن;[/FONT][FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]بی ریایی شرف دارد به ریا کاری . .[/FONT]
 
بالا