تاپیک دربه در


آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
 
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
 
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
 

hoorsa

New member
درود هورسا بانو

اره براستی که زندگی مسخره اس

فرجام همه چیز پوچه




جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است

من این نکته هزار بار کرده ام تحقیق


پیشنهاد می کنم کتاب " همه می میرند " سیمون دوبووار رو بخونید...
نمی دونم نظریه تونو رد می کنه یا تایید...برداشت هر کس متفاوته ازش...یکی رو خوشحال می کنه یکی رو ناامید و افسرده
 

hoorsa

New member
تموم شد...امروز تسویه کردم و دانشگاهم رسما تموم شد...
موقع دوندگی برای جمع کردن امضا یاد روز ثبت نامم افتادم...انگار همین دیروز بود
...
 

mohana

Well-known member
کم و نادر هستن
اما...
آدمایی كه شبيه حرفاشون هستن خیلی دوست داشتنین ...
 

mahsa.

New member
غمنامه

)هوس برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود

كاشكی خبر نداشتی
دیونه نگاتم
یه مشت خاك ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
كاشكی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
كاشكی نگفته بودم
تا وقت جون دادان باهاتم

نوشته هرچه بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد

كاشكی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات


لعنت به من كه آسون
به یك نگات شكستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم
 

mahsa.

New member
دل بريدم از تمام زندگي
در تو گم گشتم به نام زندگي
با تو بودن شد برايم هر نفس


معني ناب کلام زندگي
اوج خواهش هاي تو اما کشيد
عاقبت ما را به کام زندگي

نوش دارويم بمان تلخي نکن
تا ننوشم زهر جام زندگي
معني هر دل بريدن مرگ بود
تو نبودي التيام زندگي

با تولد رنج ما آغاز شد
رنج افتادن به دام زندگي
با تو بودن شد برايم هر نفس

معني ناب کلام زندگي

 

mahsa.

New member
نماز مغربو امشب به نام عشق بر پا کن
.....الـلّـه اکــبــر.....الـلّـه اکــبــر.....
نماز مغربو امشب به نام عشق بر پا کن
واسـم از درگه حـق مهربونـيـتـو تمنا کن

بخواه عشقو از اون قادر که هر ناگـفـته مي دونه
که هر ناخونده مي خونه

هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه

از امشب تا نماز مغرب هر شب
کـــنـــارم بــاش و يـــارم بــاش
و با من با من عاشـق مـدارا کـن

بـگـو يـا رب منو رسـواي رسوا کن
تو قلبم آتش افروزان کن غوغا کن

هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه


اگه عشق مني...
اگه عشق مني امشب نمازو هم صدا با قلب من...
امشب نمازو هم صدا با قلب من ذکر خدايا کن


الــهــي هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
 

mahsa.

New member
تو حیرانی در این هنگامه، من هم از تو حیرانتر
تو در آغاز آبادی، منم هر لحظه ویرانتر
در این بن بست ظلمانی، رهایی را چه میدانی؟
فرار از خود به سوی هم، و یا از هم گریزانتر

اگر از راه برگردیم سراپا حسرت دردیم
گذشتن، مرگ؛ ماندن، درد كدامینند آسانتر؟
كدام این پیك را گویند
كه من هم از تو می جویم
نشانت را و ماندم بی خبر در آن پریشانتر

در این تنهایی ممتد فقط دست تو بر در زد
ندیدم از تو ای دیرآمده
ناخوانده مهمانتر
 

mahsa.

New member
به من اونكه بدی آموخت توبودی
من و آتیش زد و خود سوخت تو بودی


اونكه با تیغ به زهر آلوده عشق دل و دیدم و بهم دوخت تو بودی
اونكه با شعبده بازی به نیرنگ لب فریاد من و دوخت تو بودی

آخر این قصه ما از خود ما از ابتدا پیدا بود نیرنگ بود رویا بود
دشمن ما از خود ما هر لحظه بین ما بود از ما بود با ما بود


تو من و به بازی تلخی كشوندی
كه ندونسته به انتها رسوندی
من به خواب تو تو جادو شده خواب
دشمن ما رو سر سفره نشوندی

اونكه دل به قصه ها باخت توبودی
خونمون را روی آب ساخت توبودی
 
آخرین ویرایش:

mahsa.

New member
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من

اسم تو هر چی که میگم
همه تکرار تو حرفهای دل من
چشم تو هر جا که میرم
جاری تو چشمهای منتظر من

ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشید رو دمید



تو رو اون لحظه که دیدم
به بهانه هام رسیدم
از تو تصویری کشیدم
که اون و هیچ جا ندیدم
تو رو از نگات شناختم
قصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم
با تو یک خاطره ساختم

ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن

ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من
 

mahsa.

New member
این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
میگریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم

باز لبهای عطش کرده من
عشق سوزان تو را میجوید
میطپد قلبمو با هر طپشی
قصه عشق تو را میگوید

بخت اگر از تو جدایم کرده
میگشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک

این چه عشقیست که در دل دا

من از این عشق چه حاصل دارم
 

mahsa.

New member
من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی
من از این دنیا چی میخوام یه وجب زمین خالی
همونقدر که یک اطاقک بشه خونه خیالی
من از این دنیا چی میخوام یه جعبه مداد رنگی
بکشم رو تنه دنیا رنگه خوبیو قشنگی
آدمهای دستو دلباز از توی قلک طاقچه
بردارن بذر محبت واسه بارداری باغچه
من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی
من از این دنیا چی میخوام دو تا بال برای پرواز
برم تا روز تولد برسم به فصله آغاز
برم پیشه بچه هایی که یه لقمه نون ندارن
که یک شب با یک دل سیر چشاشونو هم بذارن
بگم غصه ها سر اومد گریه بس که بهتر اومد

من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی
 

محسن ن ک

New member
من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی
من از این دنیا چی میخوام یه وجب زمین خالی
همونقدر که یک اطاقک بشه خونه خیالی
من از این دنیا چی میخوام یه جعبه مداد رنگی
بکشم رو تنه دنیا رنگه خوبیو قشنگی
آدمهای دستو دلباز از توی قلک طاقچه
بردارن بذر محبت واسه بارداری باغچه
من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی
من از این دنیا چی میخوام دو تا بال برای پرواز
برم تا روز تولد برسم به فصله آغاز
برم پیشه بچه هایی که یه لقمه نون ندارن
که یک شب با یک دل سیر چشاشونو هم بذارن
بگم غصه ها سر اومد گریه بس که بهتر اومد

من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی

خدایا 2 تا کمه 20 تا بش صندلی بده یه پول توپلم به من با یه پورشه :)
 
بالا