تاپیک دربه در

bioelectric

Active member

به نام آن که غم را رایگان کرد
به غم عشاق خود را امتحان کرد

حریم دل چراغ افروز میخواست
غم عشق آمد و در دل مکان کرد
 

mahnam

New member
هی لعنتی می خواهم توصیفت کنم:

خیاط نبودی اما خوب وصله های جور وا جور به من زدی

آشپز نبودی اما چه آش چربی برایم پختی

کفاش نبودی اما چه به اندازه کفش رفتنم را دوختی

و من دیوانه نبودم
 

mahnam

New member
آتش زدن به یک سرنوشت

کبریت نمی خواهد که ...

پا می خواهد ...

که لگد بزنی به همه ی دارایی یک نفر ...

و بروی
 

mahnam

New member
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای...!


این منم که به یادم اجازه نمی دهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند


صحبت از فراموشی نیست...


صحبت از لیاقت است...!!
 
آخرین ویرایش:

mahnam

New member
شب آغاز رفتن تو

شب در خود شکستنم بود

شب بی رحم رفتن تو

شب از پا نشستنم بود .........
 

mahnam

New member
نه نمی دانی !

هیچـــــــــــکس نمی داند. . .


پشت این چهره ی آرام در دلم چه می گذرد...


نمی دانی !


کســـــــــــی نمی داند. . .


این آرامش ِ ظاهـــــــــــــــــر و این دل ِ نـا آرام ،


چقدر خسته ام می کند . . .
 

mahnam

New member
میخــــــواهم عوض شوم!

چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟

میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی!

میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم

در دورتـــــرین نُـــقطه

دقت کن!!!

رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست


اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری


آسیــــبی به درخت نــــزن


بـــــه همان سیــــب های کِرم خورده ی روی زمــــــین


قانـــــــــــــع بــاش...
 

mahnam

New member
من همیـــــــنیـم که هســـــــــتم

میــــخوای مــــثل بــــقیه باشــــــم ؟؟!!

بقیــــه هســـــــتن...
 

mahnam

New member
روزگاری خواهد رسید همچنان که در آغوش دیگری خفته ای...



به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی ...



دلت هوایم را خواهد کرد ...



به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را ...



به یاد خواهی آورد خنده هایم را ...



به یاد خواهی آورد اشک هایم را ...



به یاد خواهی آورد آغوشم را ...


مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی : من آغوشت را می خواهم ...
 

mbamari

Member
شنیده بودم که پا قلب دوم انسان است، اما باور نداشتم، تا آن زمان که فهمیدم" وقتی دل ماندن ندارم، پای ایستادن هم نیست...
 

محسن ن ک

New member
در حال حاضر تنها چیزی که غمناکم کرده اخر سریال Pretty.Little.Liars....اصلا معلوم نی چی به چیهوفکرمو مشغول کرده لامصب
 

mbamari

Member
گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد


 

mbamari

Member

کلاغ جان!

قصه من به سر رسید...

سوار شو!

تو را هم تا خانه ات می رسانم...

 

mbamari

Member
کارمـــان به جایــی رســـیده که طـــوری بایـــد دلتنـــگ شـــویم

که به کســـی بـــرنخـــورد ..!!
 

zErOOn3

Well-known member
درود ...



  • [*=center] یافته هایت را با باخته هایت مقایسه کن اگر ” خــــدا ” را یافتی هر چه باختی مهم نیست



بــدرود ...

 

Zendegi

New member
واااااای بچه ها دلم پوسید.وقت برای غم زیاد هست.بیایید تا زنده هستیم شاد باشیم.به چیزهایی که تو زندگیمون داریم نگاه کنیم نه به چیزهایی که نداریم.:4d564ad6::4d564ad6::4d564ad6:
 

mbamari

Member



پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود

در یخچال را باز می کند

عرق شرم …بر پیشانی پدر می نشیند

پسرک این را می داند

دست می برد بطری آب را بر می دارد

… کمی آب در لیوان می ریزد

صدایش را بلند می کند ، ” چقدر تشنه بودم ”

پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است
 

bioelectric

Active member

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
و دلم بس تنگ است
باز هم می‌خندم
آنقدر می‌خندم كه غم از روی رود…
زندگی باید كرد
گاه با یك گل سرخ
گاه با یك دل تنگ
گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بی‌پایان…
 

mahnam

New member
یکی از بهترین اهنگای داریوش مهنام متن کاملشو بیار خوب .......

شب آغاز هجرت تو شب در خود شکستنم بود
شب بی رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود

شب بی تو،شب بی من،شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن،شب مردن،شب دل کندن من از ما بود

واسه جشن دلتنگی ما گل گریه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو هم زمین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه دیدم کوچ تو اوج ریاضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم کوچ من از من نهایتم بود

به دادم برس،به دادم برس،تو ای ناجی تبار من
به دادم برس،به دادم برس،تو ای قلب سوگوار من

سهم من جز شکستن من تو هجوم شب زمین نیست
با پر و بال خاکی من شوق پرواز آخرین نیست
بی تو باید دوباره بر گشت به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من مر هم زخم پیر من کو؟
واسه پیدا شدن تو آینه،جاده ی سبز گم شدن کو؟
بی تو باید دوباره گم شد تو غبار تباهی

با من نیاز خاک زمین بود تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی

به دادم برس،به دادم برس،تو ای ناجی تبار من
به دادم برس،به دادم برس تو ای قلب سوگوار من

شب بی تو،شب بی من شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن،شب مردن،شب دل کندن من از ما بود
 
بالا