تاپیک دربه در

mohana

Well-known member
سوزد و گرید و افروزد و خاموش شود
هرکه چون شمع بخندد ب شب تار کسی...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: a_67

mw.ashel

New member
همه ی پل های پشت سرم را خراب کردم: از عمد…

راه اشتباه را نباید برگشت…:dadad4:
 

mw.ashel

New member
بی احساس ترین آدم های امروز…

با احساس ترین آدم های دیروزند…
 

mw.ashel

New member
یاد سهراب بخیر…

آنکه تا لحظه خاموشی گفت..
تو مرا یاد کنی یا نکنی..
من به یادت هستم…
 

BioScientist

New member
از لطف خداوند و رحمت حق نا امید مباش

وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
ای عـزیـــز...
مبادا شیطان و نفس اماره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف کنند و کار تو را یکسره نمایند. از لطف خداوند و رحمت حق نا امید مباش که حقتعالی اگر تو به مقدار مقدور اقدام کنی راه را بر تو سهل می کند و راه نجات را به تو نشان می دهد. بدان که یأس از رحمت حق بزرگترین گناهی است که در نفس گمان نمی کنم هیچ گناهی بد تر و بیشتر از آن تأثیر نماید. انسان مأیوس از رحمت چنان ظلمتی قلبش را فرا بگیرد و چنان افسار گسیخته شود که با هیچ چیز اصلاحش نمی توان نمود. مبادا از رحمت حق غافل شوی و گناهان و تبعات آن در نظرت بزرگ آید. رحمت حق از همه چیز بزرگتر و به هر چیز شامل است : " داد حق را قابلیت شرط نیست" خداوند وعده ی مغفرت فرموده، تو یک قدم پیش بیا و به سوی درگاه قدس او قدم گذار، او خود از تو با هر وسیله ای هست دستگیری می فرماید.و اگر نتوانستی تأدیه ی حقوق او کنی، از حقوق خود می گذردو حقوق دیگران را اگر نتوانستی تأدیه نمایی، جبران می فرماید.

حضرت امام خمینی ره - چهل حدیث
 

nanooo

Member
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي در گوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون كوه بودن
ولي در چشم خود آرام ،شكستن
براي هر لبي شعري سرودن
ولي لب هاي خود همواره بستن
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar

mahsa.

New member
هر چی دریا روزمین داره خدا با تمام ابرای اسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنند
 

mahsa.

New member
ای خدا من به کسی کاری ندارم
ولی زخم ازهمه خوردن شده کارم
از غریبو کسی که وصله ی جون
پشت پا خوردن و مردن شده کارم
 

mahsa.

New member
کوه و میزارم رو دوشم
رخت هرجنگو میپوشم
میگیرم باد و نشونه
همه ی خاک زمینو میشمرم دونه به دونه
اگه چشمات بگن اره هیچکدوم کاری نداره
 

mahsa.

New member

ا غنچه ی خاموشی، سری و سری دارم
با چشم سخنگویی، پنهان نظری دارم

در این دل افسرده، سوز دگری بینم
در این سر شوریده، شور دگری دارم

از دربدری ای دل وقت است که باز آیی
دانی من بی سامان چشمی به دری دارم

ای راهبر دل ها! دست من و دامانت
من یک دل آواره در رهگذری دارم

در عالم هشیاری، او را نتوان دیدن
تا بی خبر از خویشم، از او خبری دارم

من اشکم و او دیده من آهم و او سینه
در پرده نمی مانم تا پرده دری دارم

او چون گل نوروزی، من ابر بهارانم
شاداب بود این گل تا چشم تری دارم

تا خرمن صد جان را یکباره بسوزانم
درسینه ی خود سوزی، در دل شرری دارم

گویند که می سوزی هر جا جگری بینی
ای آتش سوزنده! من هم جگری دارم

بی روی دل افروزت، شب صبح نمی گردد
هر شب که تو باز آیی، آن شب سحری دارم

در دام تو بگریزم تا پای گریزم هست
بر گرد سرت گردم تا بال و پری دارم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar

mahsa.

New member
ادمی دیدم با سایه ی خود درد دل میکرد
چه رنجی میکشد وقتی هوا بارانیست.
 

mahsa.

New member
ماهیگیر دلش سوخت اینبار ماهی بود که از ترس تنهایی قلاب را رها نمیکرد.
 

mahsa.

New member
چقدر خنده داره

که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست.




ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره

که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه



اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره

که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد



اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره

که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد



اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره

که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان



تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه


شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره

که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته



اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره

که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم



اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره

که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا



نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام


بدیم!

چقدر خنده داره

که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم



اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره

که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا



انجام بدهند به بهشت برن!

چقدر خنده داره

که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به



سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام


الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره

اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید



که او خدایی دوست داشتنی ست.

آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را



از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد


ندارند.

این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره
 

mahsa.

New member

جملات قصار از حضرت محمد مصطفي (ص)


- آفت دين سه چيز است: داناي بدكار ، پيشواي ستمكار و مجتهد نادان.

- آفت دانش فراموشي ست و دانشي كه به نااهلان سپاري تلف مي شود.

- نشان منافق سه چيز است: سخن به دروغ مي گويد، در وعده تخاف كند و در امانت خيانت.

- خداوند از گناه قاتل مومن نمي گذرد و توبه او را نمي پذيرد.

منبع :
نهج الفصاحه
 

mahsa.

New member


هیچ صیادی از جویی حقیر که به گودالی می ریزد،
مروارید ی صید نخواهد کرد.
(فروغ فرخزاد)
 

mahsa.

New member

بی تو، ای روشنگر شب های من!


بوسه می زد ناله بر لب های من
در دلم از وحشت بیگانگی
خنده می زد لاله ی دیوانگی
دیده ام چون نرگس غم می شکفت
وندرو برقی ز شبنم می شکفت
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز، آهنگ تو داشت
موج خیز سبزه دامان تو بود
خفتنم آنجا به فرمان تو بود
هر کجا بر تخته سنگی آبشار
می شکست و پیکرش می شد غبار؛
در غبارش باغ رؤیا می شکفت
وز گلش رنگ تمنا می شکفت
از تو دوری کردنم بیهوده بود
بی تویی جان مرا فرسوده بود
بی تو بودم لیک کنون باتوأم
خود نمی دانم که این من یا توأم
چون نسیمی بگذر از پیراهنم
تا درآمیزی چو گرمی با تنم
بی تو غمگینم، دمی بی من مباش
جان شیرینم! جدا از تن مباش
بی تو آرامم به جز آزار نیست
بی تو بالینم به غیر از خار نیست
تا دلم بازیچه ی ایام شد
باده ی عشق ترا چون جام شد
گر توانی جامه ام ساز و بپوش
گر توانی باده ام ساز و بنوش
نه، که ما را رخصت دیدار نیست
ور بود، دانی که جز پندار نیست
تو نسیم سرزمین دیگری
بر کویر جان من کی بگذری؟
من شب ِ پایان پذیر هستی ام
لحظه یی دیگر نپاید مستی ام
تو فروغ آفتاب روشنی
من چو می میرم تو سر بر می زنی
من خزان ِ در بهار افتاده ام
آفت ِ در کشتزار افتاده ام
لاله ها از جور من بر باد رفت
هر چه رفت از من همه بیداد رفت
آفتاب گرم عمرم سرد شد
خوشه های آرزویم زرد شد
چهره ام دارد صفای نوبهار
در دلم اندوه پاییز استوار
گرد اندوهم، مشو خواهان مرا
از سر دامان خود بفشان مرا
شعله ی رنجم ز من دامن بکش
بند دردم پای خود از من بکش
 

mahsa.

New member
برقص
چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند
عشق بورز
چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
بخوان
چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود

زندگی کن
چنانکه گویی بهشت روی زمین است

خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان
بذار نور به زندگیت وارد بشود
 

mw.ashel

New member
دنیای زیر آب

شبیه دنیای چشمهای توست

هر چه بیشتر دست و پا می زنم

بیشتر غرق می شوم …
 

mahsa.

New member
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم ، اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود ، کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش
را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلب ها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست

سکوتی را که یک نفر بفهمد

بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد

سکوتی که سرشار از ناگفته هاست


ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد

دنیا را ببین...


بچه بودیم از آسمان باران می آمد


بزرگ شده ایم از چشم هایمان می آید!


بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن

بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم

بزرگ شدیم تو خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست

بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو


دوست داشتیم

بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی

بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم




بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن

بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه



کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی تا دوست داشتیم


بچه که بودیم اگه با کسی

دعوا می کردیم
ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم

بزرگ که شدیم حتی
صد تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود

بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه


بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود


بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه که بودیم تو بازی هامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی

بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند


بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد

بچه بودیم دوستیامون تا نداشت

بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ
دیگه همون بچه هم نیستیم
 
بالا