تاپیک دربه در

mahsa.

New member
زندگی


زندگی رسم خوشایندی است .

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

پرشی دارد اندازه عشق.

زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.

زندگی جذبه دستی است که می چیند.

زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است .

زندگی، تجربه شب پره در تاریکی است .

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد .

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیما است .

خبر رفتن موشک به فضا،

لمس تنهایی ماه

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است .

زندگی مجذور آینه است .

زندگی گل به توان ابدیت،

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما ،

زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست.

هرکجا هستم، باشم

آسمان مال من است

پنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است .

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

من نمی دانم

که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست

واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد ...







 

parnia

New member
bp4e1hekfv362fdxmr.jpg
 

mahsa.

New member
در دنیا از ۳ آهنگ می هراسم.



۱ـ صدای کودکی از بی مادری ،


۲ ـ صدای مجرمی از بی گناهی ،



۳ - صدای عاشقی از جدایی .




کوروش کبیر



 

mahsa.

New member
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند

 

mahsa.

New member
از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟
پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد
مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!


جبران خلیل جبران




 

mahsa.

New member
اگر جوان را از عشق منع کنيد ،

چنان است که مريض را از کسالتش سرزنش دهيد .
دوکلوس



 

tata300i

New member
اینم یکی از سروده های قدیمیم
تقدیم میکنم به شما دوستای گلم:rose:
....................................

زندگی
زندگی یک نفس است
نفسی در باد است
می رود در پی آن دشت وسیع
که در آن نیست گلی
شاخه ای ، خار و خسی
و نه حتی یک بام
بنشیند بر آن
مرغ آمین دل هم نفسی
 

mahsa.

New member


تمنا می کنم یارم توباشی
خریدار دل زارم توباشی
تمنا می کنم در بی کسی ها
به دستان تهی ، دارم توباشی
تمنا می کنم دارو و درمان
طبیب قلب بیمارم توباشی
تمنا می کنم از عشق لبریز
به جسم و روح ، پندارم توباشی
تمنا می کنم دستم بگیری
به بازار بلا ،کارم توباشی
تمنا می کنم مولای خوبم
دل و دلبند و دلدارم توباشی
تمنا می کنم خاکی خاکی
زمهر خویش پروارم توباشی


 
آخرین ویرایش:

mahsa.

New member
گر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده.



امام علی (ع)

 

arezoo90

New member
به خاموشی ما منگر
که ما خود معدن رازیم
فلک بشکست بال ما
وگرنه اهل پروازیم
 

Delaram92

New member
بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟
 

mahsa.

New member
دل به من دادی نیست
صحبت از دل نکن این لانه ی شهوت دل نیست
دل سپردن اگر این است که این مشکل نیست
 

mahsa.

New member



سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2 ) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30 ) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4 ) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87 ) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24 ) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری )حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10 ) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118 ) وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام ( 63-64 این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا 83 ) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر 26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6 ) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60 )من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم )قریش 3 ) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29 ) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54 )
 

mahsa.

New member

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم. او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟ باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟ او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد بعد آنها را برداشت و گفت: مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟ بازهم دستها بالا بودند سپس گفت: هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید. اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم و با تصمیم هایی که می گیریم و یا تصمیم هایی که برایمان می گیرند و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم . و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد. شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید. کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید. ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟​
هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید
 

mw.ashel

New member
خیالت همیشه هست اما امروز دلم خودت را میخواست نه خیالت را...:dadad4:
 

mw.ashel

New member
هـــــر وقـــت شــک می کنـــم بـــه وجــود خـــدا
هـــر وقـــت شـــک می کنـــم به عشــــق، به خنــــده، به مهــــر، به گرمــــا، حتــــی بــه خـــاک!
هـــر وقـــت گـــم می کنــــم راهــــم را، آسمــــان را، حتــــی خــــودم را!
...
بــــه مـــادرم نگـــاه می کنـــــم
:riz513:
 

شادیا

New member
زندگی به من آموخت همیشه منتظر حمله کسی باشم که بیشترین محبت را به او کرده ام...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: medical

mw.ashel

New member
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]من ماندم و 16 جلد لغت نامه ...[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
که هیچ کدام از واژهایش مترادف "دلتنگی" نمیشود...


کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد!!


درد دارد... درد...​
[/FONT]
 

mw.ashel

New member
اول مطمئن باش که نمیریزد
بعد تکیه کن
هرکس که تکیه گاه نمیشود...
:dadad4:
 
بالا