پرستار مهربون
New member
در یک جامعه اخلاقی یک خطر بسیار مهمی که وجود داره اینه که آدم ها سراغ خوبی ها برن و از تکلیف سر باز بزنن
فرق هست بین کار خوب و تکلیف. و گاهی از اوقات بین کار خوب و تکلیف حتی ممکنه تعارض هم ایجاد بشه
اهمیت این بحث انقدر بالاست که روز اولی که خدا آدم را آفرید در مقابل پای حضرت آدم یک قربانی ذبح شد به نام ابلیس که ابلیس دچار سردرگمی بین کار خوب و تکلیف شد
یعنی روز اول خلقت بشر، خدا می خواست بفرماید که این مهمترین چالشی است که تو باهاش رو به رو هستی... آدم! توجه کن!! قصه ازین قراره.
ابلیس وقتی که از تکلیف سجده بر آدم سر باز زد رفت نماز خوند!!!!
نماز خوندن یه کار خوبه... حالا یه کسی بیاد به این ابلیس حالی کنه تو نمی تونی از تکلیف شرعی خودت فرار بکنی به کار خوب. کار خوبی که مقابل تکلیف بایسته دیگه جاش جهنمه
یک نمونه ی ساده ی برجسته ی کوچیک دیگه اش هم اونجایی بود که به حرمت جلد قرآن، پوست قرآن، ورق قرآن که حرمت داره، علی ابن ابی طالب علیه السلام رو که باطن قرآن بود، حقیقت قرآن بود می خواستن بزنن
اونا نمی گفتن ما می خوایم عرق و شراب بخوریم بریم کافر بشیم می گفتن ما می خوایم حرمت قرآن رو حفظ کنیم حرمت قرآن رو حفظ کردن کار خوبیه یه وقتایی هم تکلیفه
ولی یه وقتایی هم حرمت قرآن رو حفظ کردن تکلیف نیست حرمت امر علی ابن ابی طالب رو نگه داشتن تکلیفه
اونجا یه عده ای برای اینکه از تکلیف فرار کنن می رن سراغ کار خوب
معاویه هم که با علی ابن ابی طالب علیه السلام در افتاده بود بهانه اش کار خوب بود
نمی گفت من می خوام از اسلام خارج بشم می گفت من می خوام قاتلین عثمان رو قصاص کنم قصاص بده مگه؟
یا علی! شما خودتم قتل عثمان رو قبول نداشتی من چون فامیلی دارم با عثمان می خوام قاتل رو قصاص کنم. ولیه دم او هستم.
امیرالمؤمنین چی جواب میدن؟ هرگز سخن او رو کامل رد نکردن چون می دونید هیچ وقت نمیشه حرف خوب رو کامل رد کرد
ابلیس می گه من میخوام نماز بخونم نماز مگه بده؟ 6000 سال برات نماز خوندم اگه بد بود تا حالا می گفتی بجای سجده بر آدم 3000 سال دیگه می خوام بخونم
یا او هم از قصاص خون به نا حق ریخته شده سخن می گفت امیر المؤمنین حرفشون این بود می فرمود اول ولایت تثبیت بشهههههه بعدا عدالت اجرا بشه
شما ولایت ولی جامعه رو قبول نکردی حق نداری از عدالت دم بزنی، هرج و مرج میشه
اجرای عدالت بعد از اینه که ولایت تحقق پیدا بکنه در جامعه
فرق هست بین کار خوب و تکلیف. و گاهی از اوقات بین کار خوب و تکلیف حتی ممکنه تعارض هم ایجاد بشه
اهمیت این بحث انقدر بالاست که روز اولی که خدا آدم را آفرید در مقابل پای حضرت آدم یک قربانی ذبح شد به نام ابلیس که ابلیس دچار سردرگمی بین کار خوب و تکلیف شد
یعنی روز اول خلقت بشر، خدا می خواست بفرماید که این مهمترین چالشی است که تو باهاش رو به رو هستی... آدم! توجه کن!! قصه ازین قراره.
ابلیس وقتی که از تکلیف سجده بر آدم سر باز زد رفت نماز خوند!!!!
نماز خوندن یه کار خوبه... حالا یه کسی بیاد به این ابلیس حالی کنه تو نمی تونی از تکلیف شرعی خودت فرار بکنی به کار خوب. کار خوبی که مقابل تکلیف بایسته دیگه جاش جهنمه
یک نمونه ی ساده ی برجسته ی کوچیک دیگه اش هم اونجایی بود که به حرمت جلد قرآن، پوست قرآن، ورق قرآن که حرمت داره، علی ابن ابی طالب علیه السلام رو که باطن قرآن بود، حقیقت قرآن بود می خواستن بزنن
اونا نمی گفتن ما می خوایم عرق و شراب بخوریم بریم کافر بشیم می گفتن ما می خوایم حرمت قرآن رو حفظ کنیم حرمت قرآن رو حفظ کردن کار خوبیه یه وقتایی هم تکلیفه
ولی یه وقتایی هم حرمت قرآن رو حفظ کردن تکلیف نیست حرمت امر علی ابن ابی طالب رو نگه داشتن تکلیفه
اونجا یه عده ای برای اینکه از تکلیف فرار کنن می رن سراغ کار خوب
معاویه هم که با علی ابن ابی طالب علیه السلام در افتاده بود بهانه اش کار خوب بود
نمی گفت من می خوام از اسلام خارج بشم می گفت من می خوام قاتلین عثمان رو قصاص کنم قصاص بده مگه؟
یا علی! شما خودتم قتل عثمان رو قبول نداشتی من چون فامیلی دارم با عثمان می خوام قاتل رو قصاص کنم. ولیه دم او هستم.
امیرالمؤمنین چی جواب میدن؟ هرگز سخن او رو کامل رد نکردن چون می دونید هیچ وقت نمیشه حرف خوب رو کامل رد کرد
ابلیس می گه من میخوام نماز بخونم نماز مگه بده؟ 6000 سال برات نماز خوندم اگه بد بود تا حالا می گفتی بجای سجده بر آدم 3000 سال دیگه می خوام بخونم
یا او هم از قصاص خون به نا حق ریخته شده سخن می گفت امیر المؤمنین حرفشون این بود می فرمود اول ولایت تثبیت بشهههههه بعدا عدالت اجرا بشه
شما ولایت ولی جامعه رو قبول نکردی حق نداری از عدالت دم بزنی، هرج و مرج میشه
اجرای عدالت بعد از اینه که ولایت تحقق پیدا بکنه در جامعه