اگه یه دختر ازتون خواستگاری کنه چکار می کنین ؟؟؟

mj1919

New member
بنده به شخصه از عاشقی بمیرم هم چنین کاری نمی کنم !

شاید خیلی مرتبط نباشه،
ولی من یه دوستی داشتم، همکلاسیم، (بنده پسرم و هم کلاسیم هم پسر) این بنده خدا عاشق یکی از بچه های کلاس شده بود.
ولی این رفیق ما، خجالتی در حد تیم ملی.
یه بار که از قضیه ی عشقش و جواب منفی حاج خانم 2-3 سالی میگذشت ازش پرسیدم (تا قبل اون گفته بود که راجع بهش نپرس ماهم که خراب رفیق، صداشو در نمی آوردیم) پرسیدم تو با این همه خجالت چجوری اینطور بی آبرو شدی(آخه کل دانشجوهای ورودی ما بهش تیکه مینداختن اونم 2-3 سال- دخترا البته)

گفت بسوزه پدر عاشقی که با ما اینطور کرد.
 

epidtehran92

New member
عزیز دلم الآنم یه سری مردا وقتی ناراحتی پیش میاد قهر می کنن از خونه می رن !!! همه چه بر عکس شده ! والا !

این از خوبی های آقایونه.آخه در اوج ناراحتی نمیخوان خانمشون آواره بشه خدای ناکرده مشکلی براش پیش بیاد
 

setayesh71

New member
بچه ها من 3 موردش را به چشم خودم دیدم...این سه خانمی هم که من دیدم خیلی خیلی در وضعیت روحی بدی بودن که حاضر به این کار شدن،ولی ای کاش....
من اصلا به پسرها کاری ندارم که چیکار میکنند در این شرایط....شاید خیلی ها برخورد خوبی داشته باشند و اصلا نمیشه این هارو به هر پسری نسبت داد...من فقط می خوام 3 موردی که به چشم خودم دیدم تعریف کنم و میگم ای کاش هیچ وقت یا حداقل تا زمانی که یه همچین نگاه هایی هست، هیچ وقت دخترا اینکارو نکنند....

یک موردش یکی از دخترای رشته پزشکی از یه پسر کاردانی بود....دختر از هر نظر (اخلاق، رفتار و تربیت خانوادگی، نجابت، وضع مالی و .....) از پسر سرتر بود ولی خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
نامرد پسر همه حرفای دختر را موقع خواستگاری ضبط کرده بود! حتی برای دوستاش گذاشته بود! خیلی خیلی از خود راضی بود....
بعدش با هم ازدواج کردن!!!!!!!!!!! من نمیدونم چرا دختره با اینکه اینکار پسر را دید حاضر شد به این ازدواج..

مورد دوم پسر دانشجوی پزشکی بود و دختردانشجوی کارشناسی (همکلاسیم بود) ....
دختر فوق العاده درس خون و زیبا و از هر نظر بهترین... ولی نمیدونم چرا با غرور خودش اینکارو کرد...شاید از روی دل ساده ای که داشت...
پسرگفته بود من چون پزشکم باید با پزشک ازدواج کنم!!!! بیچاره دختر داغون شده بود....مشروط شد 2 ترم...از نظر روحی و ظاهر از بین رفته بود دیگه.... طوری که دیگه هیچ کس نمی شناختش (باورتون نمیشه من یه بار که درسم تموم شده بود رفتم دانشگاه دیدمش نشناختم انقدر که عوض شده بود، دختری که شاگرد اول بود حالا مشروط شده بود...) خیلی ناراحتم کرد

مورد سوم هم پسر یکی از اقواممون بود که در یک دانشگاهی تدریس می کرد. یکی از شاگرداش بهش علاقه مند شده بود..... این شاگردشون بر حسب اتفاق همسایه ما بودند و میدونستند که اون پسر از اقوام ما هست.... پدر و مادر اون دختر خانم اومده بودند خونه ما که برای دخترشون از اون پسر خواستگاری کنند....گفتند چون دیگه واقعا دخترشون خیلی روحیه بدی پیدا کرده حاضر به اینکار شدند....بچه ها خیلی واقعا سخته برای یه پدر مادر...مادرش برای حال دخترش اشک می ریخت....
خیلی صحنه ناراحت کننده بود وقتی فهمیدند که اون پسر 2 ماه هست که ازدواج کرده.....

قصه ما به سر رسید...ولی همش راست بود...



تو دانشکده ما دو تا استاد دانشگاه هستن که خانمه از آقاهه خواستگاری کرده . همه جا هم بیان می کنن خیلی هم راضی هستن !!! ( اینم یه مورد خوبش !)"
 

fateme67

New member
بچه ها من 3 موردش را به چشم خودم دیدم...این سه خانمی هم که من دیدم خیلی خیلی در وضعیت روحی بدی بودن که حاضر به این کار شدن،ولی ای کاش....
من اصلا به پسرها کاری ندارم که چیکار میکنند در این شرایط....شاید خیلی ها برخورد خوبی داشته باشند و اصلا نمیشه این هارو به هر پسری نسبت داد...من فقط می خوام 3 موردی که به چشم خودم دیدم تعریف کنم و میگم ای کاش هیچ وقت یا حداقل تا زمانی که یه همچین نگاه هایی هست، هیچ وقت دخترا اینکارو نکنند....

یک موردش یکی از دخترای رشته پزشکی از یه پسر کاردانی بود....دختر از هر نظر (اخلاق، رفتار و تربیت خانوادگی، نجابت، وضع مالی و .....) از پسر سرتر بود ولی خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
نامرد پسر همه حرفای دختر را موقع خواستگاری ضبط کرده بود! حتی برای دوستاش گذاشته بود! خیلی خیلی از خود راضی بود....
بعدش با هم ازدواج کردن!!!!!!!!!!! من نمیدونم چرا دختره با اینکه اینکار پسر را دید حاضر شد به این ازدواج..

مورد دوم پسر دانشجوی پزشکی بود و دختردانشجوی کارشناسی (همکلاسیم بود) ....
دختر فوق العاده درس خون و زیبا و از هر نظر بهترین... ولی نمیدونم چرا با غرور خودش اینکارو کرد...شاید از روی دل ساده ای که داشت...
پسرگفته بود من چون پزشکم باید با پزشک ازدواج کنم!!!! بیچاره دختر داغون شده بود....مشروط شد 2 ترم...از نظر روحی و ظاهر از بین رفته بود دیگه.... طوری که دیگه هیچ کس نمی شناختش (باورتون نمیشه من یه بار که درسم تموم شده بود رفتم دانشگاه دیدمش نشناختم انقدر که عوض شده بود، دختری که شاگرد اول بود حالا مشروط شده بود...) خیلی ناراحتم کرد

مورد سوم هم پسر یکی از اقواممون بود که در یک دانشگاهی تدریس می کرد. یکی از شاگرداش بهش علاقه مند شده بود..... این شاگردشون بر حسب اتفاق همسایه ما بودند و میدونستند که اون پسر از اقوام ما هست.... پدر و مادر اون دختر خانم اومده بودند خونه ما که برای دخترشون از اون پسر خواستگاری کنند....گفتند چون دیگه واقعا دخترشون خیلی روحیه بدی پیدا کرده حاضر به اینکار شدند....بچه ها خیلی واقعا سخته برای یه پدر مادر...مادرش برای حال دخترش اشک می ریخت....
خیلی صحنه ناراحت کننده بود وقتی فهمیدند که اون پسر 2 ماه هست که ازدواج کرده.....

قصه ما به سر رسید...ولی همش راست بود...

واااااااااااااو این آخریه خیلی با احساستم بازی کرد!:14:
 

setayesh71

New member
شاید خیلی مرتبط نباشه،
ولی من یه دوستی داشتم، همکلاسیم، (بنده پسرم و هم کلاسیم هم پسر) این بنده خدا عاشق یکی از بچه های کلاس شده بود.
ولی این رفیق ما، خجالتی در حد تیم ملی.
یه بار که از قضیه ی عشقش و جواب منفی حاج خانم 2-3 سالی میگذشت ازش پرسیدم (تا قبل اون گفته بود که راجع بهش نپرس ماهم که خراب رفیق، صداشو در نمی آوردیم) پرسیدم تو با این همه خجالت چجوری اینطور بی آبرو شدی(آخه کل دانشجوهای ورودی ما بهش تیکه مینداختن اونم 2-3 سال- دخترا البته)

گفت بسوزه پدر عاشقی که با ما اینطور کرد.

به نظر من از طرف پسر حرف باید گفته بشه حتی اگه جواب منفی بگیری . یعنی هیچ گونه حسرتی پسر نباید تو زندگیش بخوره که چرا نگفته ؟ چون ممکنه اون دختر هم عاشق این شده باشه و به خاطر نجابت و هزار تا چیز دیگه حرفی نزده باشه !!
ولی بر عکسش درست نیست . چون دختره باید بدونه که این پسر اگه ازش خوشش میومد خودش پا پایش می ذاشت و دیگه نباید خودشو کوچیک کنه !
ولی این نظر شخصی منه که دختر نباید حرفی بزنه . ولی در کل فکر کنم گفتن حرفا بهتر از نگفتن و حسرت همیشگیشونه !
 

دریا...

New member
واااااااااااااو این آخریه خیلی با احساستم بازی کرد!:14:

آره... ولی خوب این مورد آخری دختر دیر اقدام کرده بوده..... پسر که بنده خدا نمیدونست دختر دوستش داره....البته شاید هم متوجه عشقش شده بوده ولی چون بهش علاقه نداشته، به روی خودش نیاورده....
 

mj1919

New member
به نظر من از طرف پسر حرف باید گفته بشه حتی اگه جواب منفی بگیری . یعنی هیچ گونه حسرتی پسر نباید تو زندگیش بخوره که چرا نگفته ؟ چون ممکنه اون دختر هم عاشق این شده باشه و به خاطر نجابت و هزار تا چیز دیگه حرفی نزده باشه !!
ولی بر عکسش درست نیست . چون دختره باید بدونه که این پسر اگه ازش خوشش میومد خودش پا پایش می ذاشت و دیگه نباید خودشو کوچیک کنه !
ولی این نظر شخصی منه که دختر نباید حرفی بزنه . ولی در کل فکر کنم گفتن حرفا بهتر از نگفتن و حسرت همیشگیشونه !

میخام یک حرف فلسفی بزنم:

ببینین، همه ی آدمها باید منطقی عاشق بشن

یا، عشقی که توش منطق نباشه، زجره و حسرت.

(شاید بگین اینکه دست ما نیست.... ولی چرا ، همیشه یک جایی میشد جلوشو گرفت)

راجع به جوابتون،

توی همین سایت ، یه جایی یکی از کاربرا، جواب قشنگی داده:

گفتن: دختر میتونه با نگاهش برسونه، با زبان بدن.... میتونه حرف دلشو از صد تا کلام شفاهی بهتر بگه
 

fateme67

New member
هم اتاقی لیسانس من عاشق 1کی از پسرای ارشدشون شده بود...یعنی میمرد براش اصلا یه وضی...خودم شاهد بودم ک چقد حالش بده...تا اینکه بهش گفت..ینی ایمیل زد براش...پسره هم خلاصه جواب منفی داده بود!!!!!!!!:25r30wi: ولی این دوست من ول کن قضیه نبود...خب عاشق بود دیگه...من و دوستامم خیلی سعی کردیم ک باهاش حرف بزنیم و منصرفش کنیم ولی فایده نداش...2باره رفت پیش پسره و فهمید ک پسره رفته خواستگاری همشهریشونو و قراره ب زودی عقد کنن..داغون شد بنده خدا..هنوزم مجرده:smiliess (6):
 

eco.bio

New member
منم کسی رو میشناسم که دختره عاشق پسره شد اونم چند سال. جالب اینجاس که پسره خودش یکی دیگه رو میخواست ولی سر سفره عقد مراسمشون بهم خورده بود. بعد از اون این دختره بهش ابراز علاقه کرده بود و......... الانم به خوبی و خوشی دارن زندگی میکنن:smiliess (8): بنظر من بستگی به طرفش داره:whistle:
 

bacillus.bs

New member
همين ديگه بعضي از دخترا نمي زارند عشقاي واقعي به هم برسند
بد جنسا:sdasdasd:
 

ninol

New member
به نظر من بستگی به طرفش داره شاید اقاهه هم عاشق دختره باشه ولی نگفته باشه به نظرم این چیزا بیشتر به قسمت و این چیزا بستگی داره تا یه حدی
 

ninol

New member
چه خوب بالاخره یه موردم پیدا شد که طرف به عشقش رسید
 

mj1919

New member
همين ديگه بعضي از دخترا نمي زارند عشقاي واقعي به هم برسند
بد جنسا:sdasdasd:

نه فقط دخترا نیستن!

بنده هم یکی از افتخاراتم اینه که نذاشتم یکی از این مجنون ها به لیلی ش برسه!

هر دفه منو می بینه میگه تو منو کشتی! عشق منو کشتی! اینجور چیزا!

قضیه از این قراره:

این رفیق ما عاشق یکی میشه. 100% بهش نمی خوره. از من مشورت گرفت(6-7 سالی هست دوستیم، قضیه رو توضیح داد. گفتم یک نقطه ی مشترک بگو. نداشت. گفتم پس بذارش کنار: واسه ازدواج و اینا)

خلاصه یک چند هفته ای واسش استدلال آوردم، کلی تحقیقات رفتیم تو کارش.

الانم دلش میگه آره. عقلش میگه نه.

خلاصه ما شدیم چوب دو سر طلا.

به خاطر رفیق خوب . اینم اشکال ندارد.
 

antenyus

Active member
یه سوال......... این پسرایی ک به خواستگاراشون جواب + میدن ..مهریه هم میخوان؟؟؟؟؟؟؟؟
 

antenyus

Active member
نه فقط دخترا نیستن!

بنده هم یکی از افتخاراتم اینه که نذاشتم یکی از این مجنون ها به لیلی ش برسه!

هر دفه منو می بینه میگه تو منو کشتی! عشق منو کشتی! اینجور چیزا!

قضیه از این قراره:

این رفیق ما عاشق یکی میشه. 100% بهش نمی خوره. از من مشورت گرفت(6-7 سالی هست دوستیم، قضیه رو توضیح داد. گفتم یک نقطه ی مشترک بگو. نداشت. گفتم پس بذارش کنار: واسه ازدواج و اینا)

خلاصه یک چند هفته ای واسش استدلال آوردم، کلی تحقیقات رفتیم تو کارش.

الانم دلش میگه آره. عقلش میگه نه.

خلاصه ما شدیم چوب دو سر طلا.

به خاطر رفیق خوب . اینم اشکال ندارد.



اولشو ک خوندم...... فک کردم خودت رفتی گرفتیش............:eek:t0837h0nn8zfqu8ult
 

mohana

Well-known member
بچه ها من 3 موردش را به چشم خودم دیدم...این سه خانمی هم که من دیدم خیلی خیلی در وضعیت روحی بدی بودن که حاضر به این کار شدن،ولی ای کاش....
من اصلا به پسرها کاری ندارم که چیکار میکنند در این شرایط....شاید خیلی ها برخورد خوبی داشته باشند و اصلا نمیشه این هارو به هر پسری نسبت داد...من فقط می خوام 3 موردی که به چشم خودم دیدم تعریف کنم و میگم ای کاش هیچ وقت یا حداقل تا زمانی که یه همچین نگاه هایی هست، هیچ وقت دخترا اینکارو نکنند....

یک موردش یکی از دخترای رشته پزشکی از یه پسر کاردانی بود....دختر از هر نظر (اخلاق، رفتار و تربیت خانوادگی، نجابت، وضع مالی و .....) از پسر سرتر بود ولی خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
نامرد پسر همه حرفای دختر را موقع خواستگاری ضبط کرده بود! حتی برای دوستاش گذاشته بود! خیلی خیلی از خود راضی بود....
بعدش با هم ازدواج کردن!!!!!!!!!!! من نمیدونم چرا دختره با اینکه اینکار پسر را دید حاضر شد به این ازدواج..

مورد دوم پسر دانشجوی پزشکی بود و دختردانشجوی کارشناسی (همکلاسیم بود) ....
دختر فوق العاده درس خون و زیبا و از هر نظر بهترین... ولی نمیدونم چرا با غرور خودش اینکارو کرد...شاید از روی دل ساده ای که داشت...
پسرگفته بود من چون پزشکم باید با پزشک ازدواج کنم!!!! بیچاره دختر داغون شده بود....مشروط شد 2 ترم...از نظر روحی و ظاهر از بین رفته بود دیگه.... طوری که دیگه هیچ کس نمی شناختش (باورتون نمیشه من یه بار که درسم تموم شده بود رفتم دانشگاه دیدمش نشناختم انقدر که عوض شده بود، دختری که شاگرد اول بود حالا مشروط شده بود...) خیلی ناراحتم کرد

مورد سوم هم پسر یکی از اقواممون بود که در یک دانشگاهی تدریس می کرد. یکی از شاگرداش بهش علاقه مند شده بود..... این شاگردشون بر حسب اتفاق همسایه ما بودند و میدونستند که اون پسر از اقوام ما هست.... پدر و مادر اون دختر خانم اومده بودند خونه ما که برای دخترشون از اون پسر خواستگاری کنند....گفتند چون دیگه واقعا دخترشون خیلی روحیه بدی پیدا کرده حاضر به اینکار شدند....بچه ها خیلی واقعا سخته برای یه پدر مادر...مادرش برای حال دخترش اشک می ریخت....
خیلی صحنه ناراحت کننده بود وقتی فهمیدند که اون پسر 2 ماه هست که ازدواج کرده.....

قصه ما به سر رسید...ولی همش راست بود...

ناراحت شدم...حیف همچین دخترایی
 

نوتر

New member
حالا بذارید منم یکم جدی بشم. اینکه واقعا تو جامعه ما حق انتخاب با پسره خیلی در حق خانمها اجحاف میشه. اعتقادم اینه که دوست داشتن چه از طرف پسر باشه چه از طرف دختر باید شجاعانه بازگو بشه. عمق فاجعه جامعه ما اینه که اگه مثلا خانمی این مورد رو بازگو کنه بی منطق ترین کار ممکنه از طرف اطرافیانش انجام میشه و آن هم توهین به نجابت این خانمی که فقط خواسته دوست داشتنشو بیان کنه . خیلی دردناکه که خانمی حرف دلشو بزنه حرفی که نه نشون دهنده ی تنفر هست نه نشون دهنده ی دشمنی بلکه نشون دهنده ی عشق، دوست داشتین، سرآغاز یه زندگی یا .... هست ، با تهمتی در قالب بی نجابت بودن برخورد بشه. این حق دختر خانمهاست که دوست داشتنشونو بیان کنن و من به عنوان یه نفری که میتونم خواستمو بازگو کنم همون حق رو هم برای ایشان قائلم. اما یه بعد دیگر ماجرا هم هست که امروزه دختر خانمها هم به نوعی غیر مستقیم میتونند حرف دلشونو بزنن به کسی که میخوان باش باشن. ولی کاش بجای اینکه با رمزو راز ، با ایما و اشاره ، با قایم باشک بازی حرفشونو میزدن محیطی را فراهم میکردیم که بتونن صمیمانه و خالصانه و بدور از هر گونه توهین و تحقیر که در حقشون میشه این مورد رو بازگو کنند. البته خود دختر خامها هم در این مورد بی تقصیر نیستند. یکی از دخترای دانشکده ی ما عاشق دوست من بود. و این مورد رو هم بازگو کرد. ولی میدونید هیچ کس حرفی نزد. اما امان از دست دختر خانمای دیگه. بیچاره رو له ش کردند. من نمیگم از این اقدامش حمایت میکردند بلکه دستش رو هم نمیگرفتند لاقل پاشم نمیگرفتند.البته آخر هم با هم ازدواج کردند.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar
بالا