احضار روح

mj1919

New member
نترسید ها!!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.

.

.
.
photo.jpg



...
.

.
.

نه جدی!!!!!

.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.

 

farzad.lab

مدیر بخش
یه چیزی پیدا کردم گفتم شاید مرتبط باشه :whistle:


اكتوپلاسم در تجسد بخشيدن به ارواح........

sy1hs7hdll2up83sr88h.jpg



اكتوپلاسم ماده اي است كه قابليت شكل پذيري و رنگ پذيري مختلف دارد و به صورت رنگهاي سفيد و خاكستري و سياه جريان دارد و از نظر غلظت مانند غلظت بخار اب و يا حبابها و كفها مي باشد كه از جمله عناصر موجود در جسم بشري است كه هنگام خواب مغناطيسي و مديومي از منافذ جسم مديوم مانند دهان و بيني و گوشها و سوراخهاي زير پوست بدن و همچنين پاهاي بيرون مي ايد و هنگام خروج اشكال مختلفي دارد و ارواح ميتوانند به وسيله ان به خود تجسد داده و يا اينكه اجسام را به حركت در اورند اين ماده در تاريكي شب و يا در نور قرمز تيره مي باشد و پس از اتمام كار مجددا به بدن مديوم باز گردانده ميشود كه اين عمل ميبايست در تاريكي مطلق و يا روشنائي قرمز تيره انجام بگيرد در غير اين صورت براي مديوم ضرر جسماني دارد اكتوپلاسم توسط دكتر شارل ريشيه عضو اكادمي طب و علوم پاريس نامگذاري شده و منبع اصلي اين ماده در بدن خون مي باشد و گاهي هم به ان سيكوپلاسم يعني پلاسماي روح گفته مي شود و در بعضي مواقع ارواح ماده ديگري را كه از اثير خالص است را به نام تلي پلاسم با ان مخلوط مي كنند .

منبع: وبلاگ علوم آزمایشگاهی برتر
 

ZOT

New member
من تو مخیله ام فرو نمیره که بشه از جن عکس گرفت ! یکی منو بیشتر توجیه بفرماید !:New (6):
اصن نمیفهمم روح ها اون دنیا اینقد تو خود برزخم حساب کتاب دارن که اینقد سرشون شلوغه وقت ندارن بیان اینورا !
جن ها هم که والا نمیدونم ! می ترسم یه چی بگم بهشون بر بخوره ! ولش کن !:whistle:
 

farzad.lab

مدیر بخش
اصلا جایی نوشته جن های محترم حتما باید خوشگل نباشن؟ ( جرات ندارم بگم زشتن که :whistle:)

چرادر حالی که جن ها رو ندیدیم ... تصورمون همیشه یه موجود این شکیله :33:
 

mahnam

New member
اصلا جایی نوشته جن های محترم حتما باید خوشگل نباشن؟ ( جرات ندارم بگم زشتن که :whistle:)

چرادر حالی که جن ها رو ندیدیم ... تصورمون همیشه یه موجود این شکیله :33:

چون تا حالا کسی نگفته بابا بزرگ من یه جن دیده اینقد خوشگل بوده که نگو!!! :whistle:
همه گفتن طفلکیا بی ریختن ، واسه همینه دلشون شکسته خودشونو به آدما نشون نمیدن دیگه ! :tonguesmiley:
 

farzad.lab

مدیر بخش
چون تا حالا کسی نگفته بابا بزرگ من یه جن دیده اینقد خوشگل بوده که نگو!!! :whistle:
همه گفتن طفلکیا بی ریختن ، واسه همینه دلشون شکسته خودشونو به آدما نشون نمیدن دیگه ! :tonguesmiley:



شاید اونا ام راجع به ما همین فکر رو میکنن .... میترسن بیان جلو

کلا فک کنم سو تفاهم شده این وسط
:25r30wi:
 

stat90

New member
باورش کمی مشکل هست ولی یکی از دوستانم تجربه ای در این زمینه داشته ... :riz277:
در سن 8 یا 9سالگی اون رو بردند پیش یک شخصی که با استفاده از احضار روح اجناس دزدیده شده رو پیدا میکرده ...این بنده خدا چنان با ایمان از این قضیه حرف میزد که اکثرا باورمون شد که حقیقت داره
ازش خواسته شده چشماشو ببنده و روی زمین دراز بکشه در اون لحظه ابتدا صدای شخص رو میشنیده که ازش میخواسته به خواب بره و به نور توجه کنه بعد از اون خودش رو دیده که رو زمین دراز کشیده (یعنی روح از بدن خارج شده )
و به نور توجه کرده که اون رو برده حرم امام رضا (ساکن مشهد بوده) و بعد به منزل خودشون در شب دزدی که به طور کامل چهره دزدان رو دیده (2نفر بودند و یک نفر دیگری رو به اسم جلال صدا زده ) و گویا از این طریق دزدان رو شناسایی کردند البته من از جزییاتش خبر ندارم ولی خیلی ایمان داشت که حقیقت داره :smiliess (11):
 

sakar

New member
اینت ایپک موضوعش روحه ولی انگار تجربه ها بیشتر با جن بوده پس نشون میده ارتباط با ارواح سختر از جنیانه
مطالب گفته شده خیلی جالبن و مفید
کاش تجربه هایی در مورد ارواح هم میگفتید
 

ZOT

New member
به نظرم آدمهای خاص فقط می تونن با خود ارواح ارتباط برقرار کنن ! آدمهایی که ظرفیت بالایی دارن ! خب به هر حال ارواح جهان دیگر رو دیدند و خب چون در این جهان نیستن محدودیتهای بسیار زیادی دارن و برای هرکسی پایین نمیان !
 

sakar

New member
دوستم میگفت خواهرش روح یه مرد رو میدیده پس ینی جای خاصی ندارن پایین و بالا و میگفت رفته پیش یه متخصص تو ماوراالطبیعه گفته روح یه ادم خوبه و بهش ضرری نمیرسونه اما اگه بخواد میتونه کاری کنه که نبیندش
البته من یه چیز دیگم شنیدم میگن اینی که ما میگیم روح در واقع روح نیست یه چیزی تو مایه های افکارو نیات و احساسات اون فرد صاحب روحه و میگن روح یه جای خاص داره که بقول شما پایین نمیاد مثلا تو مواقع جنون انی افکارو احساسات فرد دیگه ای هست که میاد و بر فرد غالب میشه و باعث کارای وحشتناک میشه مث خودکشی یا ادم کشی واسه کسیکه ادم مثبتی هم بوده و واسه همینه میگن باید از احساسات منفی جلوگیری کنیم چون اونموقع اگه روح(یا بقول اون دیدگاه افکار منفی) یکی دیگه اطرافمون باشه راحت میتونن بر ما غلبه کنن
 

ZOT

New member
خب یه جورایی اینی که میگید منو یاد تله پاتی انداخت !
من کاملا به تله پاتی اعتقاد دارم ! به نظرم واقعیه !
البته اینی که میگید یاد بیماریهای روان مثل اسکیزوفرنی هم افتادم که از علایمش توهم و هذیان هست ! توهم یعنی چیزی که وجود نداره رو درک میکنه و هذیان یعنی چیزی رو که وجود داره فرد به اشتباه چیز دیگری درک می کنه ! این خیلی شرایط بدی هست!
 

sakar

New member
توهم ینی چیزی که وجود نداره رو درک میکنه یا وجود داره و اون درک میکنه
فیلم جنگیرو اگه دیده باشی اونجا نشون میده که روح افراد مختلفی وارد جسم اون دختر شده و همه ی کارای دختر رو کنترل میکنن و در واقع از جسمش واسه انجام کارای خودشون استفاده میکنن حالا جن میتونه اینکارو انجام بده یا ای کار روحه یا کار افکار ونیات صاحب روح!!!!
 

ZOT

New member
توهم ینی چیزی که وجود نداره رو درک میکنه یا وجود داره و اون درک میکنه
فیلم جنگیرو اگه دیده باشی اونجا نشون میده که روح افراد مختلفی وارد جسم اون دختر شده و همه ی کارای دختر رو کنترل میکنن و در واقع از جسمش واسه انجام کارای خودشون استفاده میکنن حالا جن میتونه اینکارو انجام بده یا ای کار روحه یا کار افکار ونیات صاحب روح!!!!

توهم چیزیه که وجودخارجی نداره ولی فرد درک میکنه مثلا یه نوع توهم توهم شنیداریه ینی فرد یه صداهایی میشنوه که واقعی نیستن و خب این به خاطر بیماری هست یا توهم بینایی که فرد چیزهایی میبینه که وجود ندارن ! فیلم ذهن زیبا فیلم خیلی جالبیه زندگیه یه پروفسوره که دچار اسکیزوفرنی میشه !
اونی هم که میگی به نظر من باید جن باشه ! یعنی به نظر من ارواح اینقدر آزادی عمل ندارن که بخوان برن تو جلد کسی ! آدم وقتی میمیره دیگه قدرت اختیار ازش گرفته میشه ! شاید هم اینم خودش بیماری روان باشه ! و خب شاید هم ارتباط با جن !
 

SAMIN66

New member
ببينيد امكان ديدن جن نيست ولي موجوداتي هستن شبيه به جن هستن و ميشه اونارو ديد كه تو چندتا از شهرهاي خوزستان وجود دارن و در قبرستونهاي قديمي متروكه امكان ديدنشون هست اينكه ميگم ميشه ديد چون دايي و پدر بزرگم و چندتا ديگه از دوستام اينجور چيزارو ديدن و برام تعريف كردن حتي يادم يكيشون يه سيلي زده زير گوش داييم :25r30wi: . اما تذكر تذكر در مورد جن قابل توجه خانمها كفش پاشنه بلند نپوشيد چون اين پاشنه بلند بودن جن طرف ادم ميكشه و ادم يك جورايي تلسم ميشه هرجا ميريد كارتون گير ميكنه حد الامكان كفش پاشنه كوتاه بپوشيد چون ميدونيد پاهاي جن ها مثل كفش پاشنه بلنده مثل پاهاي منو شما نيست و هدف از اينكه كفشهاي پاشنه بلند خارجيا خيلي تبليغ ميكنن با اين هدف كه دخترا رو يكجوري تلسم ميكنن . ميدونستيد در زمان حضرت سليمان يكي از چيزايي كه رايج بود سحر و جادو و جن گيري رايج بود كه توسط دوتا از فرشتهاي خدا به اسم هاروت و ماروت درس داده ميشد ولي مردم اون زمان براي ايجاد اختلاف از بين يك مرد و همسرش استفاده ميكردن اما اين سحر تاثير نميكرد چون خدا اجازه اينكارو بهشون نميداد و جلوي تاثير سحر ميگرفت و اين اموزش سحر به صورت كتاب و اثار سحر باقي موند . حالا سوال اين اين كتاب و اثار سحر در بيت المقدس دفن شده بود تا اينكه فكر كنم چند سال پيش توسط يهودي پيدا شد و يهودي شروع به جن گيري كردن و به وسيله اونا براي جمع اوري اطلاعات استفاده ميكردن . تنها كسي ميتواند از شر جن در امان باشد كه ولايت چهارده معصوم قبول داشته باشه براي دفع شر جن اللهم صلي علي محمد و ال محمد
 

SAMIN66

New member
داستان های مولای متقیان حضرت علی (ع) و طایفه ی جنیان

به نام خداوندی که علی (ع) را شهاب ثاقب خود قرار داد برای شیاطین... مردی که از هیچ چیز جز ایزد یکتا باک نداشت اجنه از علی (ع) حساب میبرند و حتی از نام ایشان فراری هستند
شبی پیامبر و اصحاب بر بیابانی رسیدند و به خاطر ظلمات شب در آنجا ماندند تا صبح شود. پیامبر خوابیدند و در خواب ملکی به ایشان عرض کردند که یا پیامبر! گروهی از شیاطین جنیان در چاهی نقشه چیدند تا با شما جنگ کنند. پیامبر از خواب بیدار شدند و فرمودند که فرشته ای اینچنین مرا خبر داد آیا کسی هست که برود و از آنجا خبری بیاورد و در ضمن از آن چاه آبی برای نوشیدن بیاورد؟ ابوالعاس (ره) فرمود پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله اگر رخصت دهید من میروم... پیامبر فرمود: آیا مطمئن هستی یا ابوالعاس؟ ابوالعاس رض کرد هرچه باداباد اگر کشته هم شوم در راه شما شهید شده ام.... ابوالعاس با گروهی از اصحاب که ده نفر میشدند با ترس و دلهره به سوی چاه حرکت کردند و شنیدند که از چاه صداهای مخوفی بیرون می آید که همه ی آنها به وحشت افتادند ابوالعاس جلوتر رفت ناگهاد از جنیان یک عفریت از چاه خارج شد که از او آتش بلند میشد که مشخص بود از شیاطین هست که ابوالعاس با ترس فریاد زد: دوستان اگر سالم از اینجا رفتید به پیامبر بگویید ابوالعاس در راه شما شهید شد... آن ده نفر بعد از شنیدن این فریاد بر ترسشان افزوده شد و با بیمناکی فراوان خود را به پیامبر رساندند و جریان را باز گفتند....



پیامبر دستی بر محاسن خویش کشیدند که ناگهان علی (ع) که برای جمع کردن علوفه برای اسب خود به بیابان رفته بود پیدایش شد... نزد پیامبر آمد و پیامبر او را در آغوش گفت میان ابروهای او را بوسید و به او گفت جنیان برادرت ابوالعاص را شهید کردند یا علی... بر چهره ی مبارک ایشان نشانه های غضب نقش بست و به پیامبر عرض کردند: یا رسول الله! اگر اجازه دهید بروم و دمار از روزگار جنیان در آورم؟ پیامبر فرمود: برو ای علی که تویی ناصر دین و امیر المؤمنین. علی (ع) عمامه بر سر نهاد و ذوالفقار به کمر بست و با همان ده نفر به طرف چاه حرکت کرد که باز همان صداهای ترسناک از چاه بیرون آمد و باز همان عفریت از چاه بیرون آمد و نعره ای کشید علی (ع) دست بر ذوالفقار برد و با شمشیرش ضربه ای بر کمر آن نابه کار وارد کرد که مانند خیاری به دونیم شد. بقیه ی اجنه به داخل چاه پریدند. علی (ع) آمد نزدیک چاه و به اصحاب فرمود دلو ها را بدهید تا از آب پر کنیم تا آنها را داخل چاه انداختند جنیان ریسمانها را بریدند و فریاد زدند: ای صاحب دلو! برگرد تا تو را نیز مانند دوستت نکشتیم علی (ع) با دیگر دلو ها را به داخل چاه انداخت و باز آنها را بریدند و فریاد زدند: ای صاحب دلو بزرگ! ما به سلیمان (ع) هم طغیان کردیم و او نتوانست از آب این چاه بنوشد برگرد که کشته خواهی شد. علی (ع) سر را به درون چاه کردند و فرمودند: من آن نیستم که مغلوب شما گردم منم اسد الله الغالب و شهاب الله الثاقب و امام المشارق و المغارب. علی (ع) دید که آنها باز هم عصیان کردند دامن مبارک را بالا زد. اصحاب فرمودندکه یا علی! چه میخواهی بکنی؟ امام فرمود میخواهم داخل چاه بروم و آب به بیرون آورم اصحاب گفتند با جا خود بازی مکن... علی (ع) فرمود اکنون قدرت خداوند زمین و آسمان را مشاهدا کنید علی (ع) به داخل چاه رفت و سه بار تکبیر گفت و دیگر صدایی نیامد و همه نگران شدند و فریاد زدند: یا علی! چیزی بگو کجایی... ناگهان دیدند پیامبر در کنارشان است و دست به آسمان برده و میگویدک بار الها پسر عمم را از تو میخواهم که ناگهان از داخل چاه صدا آمد دلوها را بیاندازید تا از آب پر کنیم و بعد از ان علی (ع) از چاه بیرون آمدند پیامبر پرسید: یا علی در چاه چه شد؟ علی (ع) گفت پیش آنان رسیدم و به اسلام دعوتشان کردم که نپذیرفتند و طغیان کردم گفتم پس دیگر مردم را اذیت نکنید که باز هم گوش نکردند و خواستند به سویم حمله ور شوند که من هم دست به شمشیر بردم( امام علی (ع) شمشیر زنیشان عالی بود و جنگاوریشان تک به طوری که در جنگ از میان پااهای اسب در حال حرکت به سوی دشمن تیر میزدند یعنی به زی اسب میرفتند و تیر میزدند) عده ی کثیری را کشتم و بقیه فریاد الأمان الأمان سر دادند و ایمان آوردند و من هم پادشاهی از آنها انتخاب کرد

که بعد ها آن پادشاه مُرد و فرزندش زعفر جنی کسی که به گردن مسلمین جن و انسان حق دارد و در کربلای امام حسین حضور داشت ولی امام رخصت به آنها نداد و همین چند سال پیش فوت نمود و در قم یکی از علما برایش ختم هم گرفت زعفر در عزاداری امام حسین(ع) جان به جانان تسلیم کرد خدا بیامرزتش
 
بالا