mel
سلام هموطن!
اینجا آذربایجان است, سر ایران..
یک عمر جک گفتی سکوت کردم,….. گفتی حرفی نزدم
بیگانه حمله کرد بابک را دادم,جنگ شد باکری ها را دادم..
دایی و ساعی و باقری شادی را به خانه هایتان آوردند
…ولی باز گفتی و گفتی گفتی..
هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری!
خانه ام ویران شده,پدر...