خب اولین خاطره از خودم نیست، از shila رشته ایمنولوژی
یه استادی داشتیم که سنش زیاد بود و سرکلاس هر کسی که دیر میرسید و بین درس دادنش وارد میشد؛ خیلی عصبانی میشد.
طوری که بعضی وقت ها دخترا با بغض و گاهی چند قطره اشک روی صندلی هاشون مینشستن. پسرا هم که کلاً بیخیـال...!
یکبار خود استاد به یکی از...