نتایح جستجو

  1. مهدیس

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    چ مثل چمران
  2. مهدیس

    سلام.روز دختر برشما مبارک باشه:riz304:

    سلام.روز دختر برشما مبارک باشه:riz304:
  3. مهدیس

    اگر عاشقانه هوادار یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری اگر آبرو میگذاری به پایش یقینا یقینا خریدار یاری...

    اگر عاشقانه هوادار یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری اگر آبرو میگذاری به پایش یقینا یقینا خریدار یاری بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟ به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سر بار یاری اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری به گریه شبی را سحر کردی یا...
  4. مهدیس

    فقط برای خداوند...

    من خراباتیم از من سُخن یار مخواه گُنگم از گُنگ پریشان شده گُفتار مخواه من که با کوری و مهجوری خود سرگرمم از چنین کور تو بینائی و دیدار مخواه چشم بیمار تو بیمار نموده است مرا غیر هذیان سُخنی از من بیمار مخواه با قلندر منشین گر که نشستی هرگز حِکمت و فلسفه و آیه و اخبار مخواه مستم از بادة عشق تو و...
  5. مهدیس

    بدون حتی یک کلمه میشود کتابی نوشت شاید سکوتی که داشتی همان کتاب نانوشته تو بود که به چاب هزارم...

    بدون حتی یک کلمه میشود کتابی نوشت شاید سکوتی که داشتی همان کتاب نانوشته تو بود که به چاب هزارم هم رسیده ...! ولی هربار که میخوانمش مفاهیم جدیدتری از آن میفهمم . k1nd ( دل نوشته از: navik )
  6. مهدیس

    متولد چه سالی هستید؟

    منم 10 مهر 71م
  7. مهدیس

    نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به...

    نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز ! سهراب سپهری
  8. مهدیس

    زنگ تفریح

    باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند: «اصغر پور حسین» پاسخ آمد: حاضر «قاسم هاشمیان» پاسخ آمد: حاضر «اکبر لیلازاد» پاسخش را کسی از جمع نداد بار دیگر هم خواند: «اکبر لیلازاد» پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بودیم جای او این جا بود اینک اما تنها یک سبد لاله سرخ در کنار ما بود...
  9. مهدیس

    باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند: «اصغر پور حسین» پاسخ آمد: حاضر «قاسم...

    باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند: «اصغر پور حسین» پاسخ آمد: حاضر «قاسم هاشمیان» پاسخ آمد: حاضر «اکبر لیلازاد» پاسخش را کسی از جمع نداد بار دیگر هم خواند: «اکبر لیلازاد» پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بودیم جای او این جا بود اینک اما تنها یک سبد لاله سرخ در کنار ما بود...
  10. مهدیس

    کوه پرسید ز رود زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن من. کوه پرسید و من؟ گفت در...

    کوه پرسید ز رود زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن من. کوه پرسید و من؟ گفت در ماندن تو... بلبلی گفت و من؟ خنده ای کرد و گفت : در غزل خوانی تو آه از آن آبادی که در آن کوه رود رود مرداب شود و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان برد و نخواند دیگر من و تو، بلبل و کوه و...
  11. مهدیس

    زنگ تفریح

    مگسی را کشتم. نه به این جرم که حیوان پلیدی است؛ بد است. و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است. طفل معصوم، به دور سر من می چرخید؛ به خیالش قندم. یا که چون اغذیه محبوبش، تا به این حد گندم! ای دو صد نور به قبرش بارد! مگس خوبی بود. من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم...
  12. مهدیس

    راستی ببخشید که مهمان ناخوانده بودم.سر زده اومدن و بیشتر دوست دارم( مثل بازرسا) اما چیزی برای...

    راستی ببخشید که مهمان ناخوانده بودم.سر زده اومدن و بیشتر دوست دارم( مثل بازرسا) اما چیزی برای ایراد گرفتن پیدا نکردم. دیوارتون خیلی جالبه، بازم سرزده میام
  13. مهدیس

    بهترین کارتن دوران کودکی.

    منم این برنامه رو خیلی دوست داشتم
  14. مهدیس

    سلام .شعرای روی دیوارتون و خوندم، همشون قشنگن.مخصوصا شعر ( کودک دیوار نویس)

    سلام .شعرای روی دیوارتون و خوندم، همشون قشنگن.مخصوصا شعر ( کودک دیوار نویس)
  15. مهدیس

    مشاعره

    تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من كرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتی و هنوز سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم و من اندیشه كنان...
  16. مهدیس

    فقط برای خداوند...

    خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا جه دشوار است جه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
  17. مهدیس

    یادش به خیر بچگی ها

    بچه ها یه وسیله بازی که شبیه ماشین حساب مهندسی بود که باید باهاش تانکا رو میزدیم ( فکر کنم بازی هواپیما هم داشت) اسمشو یادم نمیاد کمک!!
  18. مهدیس

    جمله هاي کوتاه حكيمانه

    بگذارید و بگذرید ببنید و دل نبندید چشم بیاندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.
  19. مهدیس

    زنگ تفریح

    اگر عاشقانه هوادار یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری اگر آبرو میگذاری به پایش یقینا یقینا خریدار یاری بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟ به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سر بار یاری اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری به گریه شبی را سحر کردی یا...
  20. مهدیس

    نابغه های ایرانی مقیم امریکا- بخندیم یا گریه کنیم؟

    اسمش مصطفی بود ، دکترای فیزیک پلاسما داشت از دانشگاه برکلی کالیفرنیا ، بهش پیشنهاد استادی همون دانشگاه رو دادن ، اما قبول نکرد چون عاشق کارای تحقیقاتی بود ، یه مدت هم تو مرکز تحقیقاتی بل مشغول به کار شد ، اما اونجا هم نموند. رفت مصر یه سری آموزش دید ،بعد رهسپار لبنان شد ، همه فکر میکردن خوب...
بالا