اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سر بار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا...
یه عده تو همی زمون از گشنگی هلاک ابن یه عده از زور خشی عاشق سینه چاک ابن
بعضی از بس طلاشوهه پارتی و آشناشوهه نه لطفی با خلایق و نه کاری با خداشوهه
بعضی با هرکی یار ابن رو اسب دل سوار ابن به خو شو از یاد ابرن عاشق جان نثار ابن
یه عده تو خیال بد گل علف بار ازنن...
من کودکی بازیگوش هستم که یک دیوار سفید برای نوشتن یافته ام ( با خودم گفتم الانه که یه شعر روی دیوار بنویسی.اما نوشتی سلام، چرا سلام؟ خوندنش زیاد طول نمیکشه، ممکنه گیر بیوفتی با این حال آیا بازم سلام و انتخاب میکنی؟)
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
، انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست
، زندگی چون گل سزخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
، یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه ی دیوار به دیوار همند.(شریعتی)
من برعکس تمام بچه های کلاسمون با علاقه وارد این رشته شدم.هرچند از قبلش میدونستم جامعه این رشته رو زیاد تحویل نمیگیره.ولی از انتخاب خودم اصلا پشیمون نیستم.راستی ثبت نام طرح پزشک خانواده تو شهر ما داره انجام میشه.امیدوارم همتون موفق باشید:riz304: