علی جان، پنجره دلم را به روی صحن وجود آسمانی ات می گشایم و خویش را اسیر کمند شوق افرین عشقت می کنم..
ای همه زبان بهترین دقایق حیات، با تو سخن اغاز می کنم که پیاله حیاتم را، ساق بزم شورانگیز خیال تولبریز ساخته و خاکستر وجودم را اتش عشق تو بر باد داده است
علی جان،درخشش طلیعه با شکوه وجود تو از پشت...