تازه یه روز قرار بود خونه عمومینا بیان خونه مهمونی, زنگ زدن به من گفتن هرچی زنگ میزنیم خونه کسی جواب نمیده خبر بده واسه نهار میاییم اونجا منم بیرون از خونه بودم اومدم زنگ بزنم به مامان بگم که تدارک ببینه یکی از دوستان(!!!!!)زنگ زد بعدشم که دیگه کلا یادم رفت ,دم ظهر بود که رفتم خونه چشمتون روز...