نامه ای به عشقم بر علیه هویم سیگار
[عزیزم سلام
لحظه های بی من را چه میکنی ؟
شاید در کوچه در گوشه ای خلوت سیگارت را روشن میکنی
و آن لحظه به چه می اندیشی ؟ به من ؟ ویا...
اگر لحظه ای در خاطرت قدم زدم به دستانت نگاه کن و به انگشتانت
که خالی اند از دستانم و به سیگارت که جایگزین انگشان سرد من...