نتایح جستجو

  1. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    یادش بخیر ! یه روزی آدما به جای شماره به هم دل می دادن
  2. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    آدم ها می آیند… خودشان را نشان می دهند… وقتی که برایت مهم نیست… اصرار می کنند! اصرار برای اثبات وجودشان، برای اثبات بودنشان… و ماندنشان! اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان… همان آدم ها، وقتی که پذیرفتی بودنشان را ، ماندنشان را… وقتی که باورشان کردی… می روند! به بهانه‌های پوچ! به بی‌بهانگی! به...
  3. ebrahim1

    تولدت مبارککککککککککککککککککککک ککک...

    راوی و آیدا خانم تولدتان مبارک ارزوی بهترین ها رو دارم براتون
  4. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    وقـتــی آدم یکــــ نفـر را دوستــــ داشتـــه بـــاشــد بیشتـــر تنهـــــاستــــ! چــون بـــ هیــچ کــس جـــز همـــان آدم نمـــی تــوانـــد بگـــویـــد چــه احســاسـی دارد... و اگـــر آن آدم کســی بـــاشــد کــــه تــــو را بــه سکـوتــــــ تشــویـق کنـــد تنهــایــی تـــــــو کـــامــل مــی شـــود
  5. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    تلــــخ میگــــــذرد… ایـــــن روزهــــــــــا کــــــه قـــــــــرار اســـــــــتــــــــ از او … بـــــــــــــــرای دلـــــــــــم یـکـــــ انســـــان معـــــمـولـــــــــی بســـــــــازم!!
  6. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم که جز آرامش آغوشت تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم… دوستت دارم ! فقط همین!
  7. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    نـــه نمیــــدانــــی! هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام، در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد! نـــه نمیــــدانــــی! هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد - - - Updated - - -...
  8. ebrahim1

    تاپیک دربه در

    خسته ام از روزهایی که گذشت و از آینده ی مبهمی که پیش رو دارم…. ولی دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم وقتی محبت کردم و تنها شدم، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم… دانستم; باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید
  9. ebrahim1

    یه کلمه میگم تو رنگشو بگو

    زوت چرا ابی غیرت قرمز نامرد چه رنگه
  10. ebrahim1

    یه کلمه میگم تو رنگشو بگو

    همش چرا تو بگی رنگ ندارم صداقت چه رنگه خاله
  11. ebrahim1

    سلام صندوق پیامت خالی کن پیام نمیاد

    سلام صندوق پیامت خالی کن پیام نمیاد
  12. ebrahim1

    نیستی ........................................

    نیستی ........................................
  13. ebrahim1

    پری صندوق پیامت رو خالی کن پیام نمیاد

    پری صندوق پیامت رو خالی کن پیام نمیاد
  14. ebrahim1

    دلم گریه دیگه تموم شد ، رفت تو دوره ی سکــــــــوت ، بد جوری دلم گریه میخواد دلم یه نخ سی...

    دلم گریه دیگه تموم شد ، رفت تو دوره ی سکــــــــوت ، بد جوری دلم گریه میخواد دلم یه نخ سی... هیچ : ) دوست دارم ، برم یه جای خلوت ، آروم ، تاریک بعــــــــــد هـــــــای هآآآآآی گریه کنم انقدر گریه کنم تا همه غصه ها از دلم یا برن ، یا خودم برم فقط منتظرم ، انتظارم تموم شه ، دیگه .... : )...
  15. ebrahim1

    خدایا میشه سرمو بذارم رو پاهات ، چشامو ببندم ، تو دستتو بکشی رو موهام ، من آروم بخوابم ... فقط...

    خدایا میشه سرمو بذارم رو پاهات ، چشامو ببندم ، تو دستتو بکشی رو موهام ، من آروم بخوابم ... فقط خدا یه چیز تا خوابم نبرده بگم ، خیلی خسته ام ... بیدارم نکن:sadsmiley:
  16. ebrahim1

    خیلی قشنگ مرسی پری وارزو...

    خیلی قشنگ مرسی پری وارزو مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی:riz304::riz304::riz304::rolleyessmileyanim:
  17. ebrahim1

    احساسات من کجا….! دستانم شـاید!! امـا…. دلـم نمی رود به نوشتن … ایـن کلمات به هم دوخته شده کجا،...

    احساسات من کجا….! دستانم شـاید!! امـا…. دلـم نمی رود به نوشتن … ایـن کلمات به هم دوخته شده کجا، احساسات من کجا….!!! این بار نخـوانده مـرا بفهـــــم
  18. ebrahim1

    به درخت نگاه کن... قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس...

    به درخت نگاه کن... قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرده... گاه برای رسیدن به نور،باید از تاریکی ها گذر کرد
  19. ebrahim1

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می...

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بود عشــق را از اشــک حســرت ترجمــانی داشتــم چــون سرشک از شــوق بــودم خاکــبوس در گــهی چون غبار...
  20. ebrahim1

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می...

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بود عشــق را از اشــک حســرت ترجمــانی داشتــم چــون سرشک از شــوق بــودم خاکــبوس در گــهی چون غبار...
بالا