نتایح جستجو

  1. ebrahim1

    تولدت مبارککککککککککککککککککککک ککک...

    :4d564ad6::4d564ad6::4d564ad6::4d564ad6:
  2. ebrahim1

    تولدت مبارککککککککککککککککککککک ککک...

    او گون کی سن دونیایا گلدین یاغیش یاغیردی آمما هاوادا بولود یوخویدی !!! اونلار فریشته لرییدی لر کی آغلاییردیلار چون اونلاردان بیری آزالمیشدی ! عزیزیم دوغوم گونون موبارک ! مهسا تولدت مبارک اینم به ترکی
  3. ebrahim1

    امروز خورشید درخشان‌تر است و آسمان آبی‌تر نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد و پرنده آواز جدید...

    امروز خورشید درخشان‌تر است و آسمان آبی‌تر نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد و پرنده آواز جدید می‌سراید امروز بهاری دیگر است در روز تولد مهربان‌ترین در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است امروز را شادتر خواهم بود و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد...
  4. ebrahim1

    درگیرم درگیرِ غربتِ کوچه‌هایی‌ که نشانی‌ از کودکی‌هایم در آن نیست درگیرِ یک شهر ، به این بزرگی‌...

    درگیرم درگیرِ غربتِ کوچه‌هایی‌ که نشانی‌ از کودکی‌هایم در آن نیست درگیرِ یک شهر ، به این بزرگی‌ که هیچ جایش ، جایِ من نیست درگیرِ یک خانه ، پر از خاطره که حتی یکیش یادِ من نیست درگیر یک تخت ، که بعد اینهمه سال اندازه ی تن‌ِ خسته ام نیست درگیرِ آسمانِ پشتِ پنجره‌ام که حتی ماهش با ماهِ من یکی‌...
  5. ebrahim1

    دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود...

    دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من... لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت ، نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز... سهراب سپهری
  6. ebrahim1

    بله مهسا من خیلی فعلام

    بله مهسا من خیلی فعلام
  7. ebrahim1

    ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری بی وفایی را بخور...

    ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری بی وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسردنی است...
  8. ebrahim1

    مرسی نیکا وفریبا خلی قشنگ بود

    مرسی نیکا وفریبا خلی قشنگ بود
  9. ebrahim1

    گفت خیلی میترسم؛ گفتم چرا ؟ گفت چون از ته دل خوشحالم ... این جور خوشحالی ترسناک است… پرسیدم آخه...

    گفت خیلی میترسم؛ گفتم چرا ؟ گفت چون از ته دل خوشحالم ... این جور خوشحالی ترسناک است… پرسیدم آخه چرا ؟ جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!
  10. ebrahim1

    چه کنم دلم که از سنگ که نیست* گره در خلوت دل ننگ که نیست

    چه کنم دلم که از سنگ که نیست* گره در خلوت دل ننگ که نیست
  11. ebrahim1

    خواهش میکنم مهسا خانم

    خواهش میکنم مهسا خانم
  12. ebrahim1

    میروم... می روم خسته و افسرده و زار سوی‌ منزلگه ویرانه ی خویش, به خدا می‌برم از شهر شما دل...

    میروم... می روم خسته و افسرده و زار سوی‌ منزلگه ویرانه ی خویش, به خدا می‌برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش می‌برم تا که در آن نقطه ی دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق ,زین همه خواهش بی‌ جا و تباه ,می‌برم تا زتو دورش سازم زتو ‌ای جلوه ی امید محال, می‌برم زنده به گورش...
  13. ebrahim1

    این سو کشان سوی خوشان، آن سو کشان با ناخوشان یا بشکند یا بگذرد کشتی در این گرداب ها

    این سو کشان سوی خوشان، آن سو کشان با ناخوشان یا بشکند یا بگذرد کشتی در این گرداب ها
  14. ebrahim1

    مرسی مهسا خانم

    مرسی مهسا خانم
  15. ebrahim1

    هین سخن تازه بگو، تا دو جهان تازه شود بگذرد از حد جهان ، بی حد و اندازه شود

    هین سخن تازه بگو، تا دو جهان تازه شود بگذرد از حد جهان ، بی حد و اندازه شود
  16. ebrahim1

    از صدای گذر آب چنان می فهمم تندتر از آب روان عمر گران می گذرد زندگی را نفسی است ارزش غم خوردن...

    از صدای گذر آب چنان می فهمم تندتر از آب روان عمر گران می گذرد زندگی را نفسی است ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست
  17. ebrahim1

    با قلم میگویم: _ای همزاد ،ای همراه، ای هم سرنوشت هر دومان حیران...

    با قلم میگویم: _ای همزاد ،ای همراه، ای هم سرنوشت هر دومان حیران بازی های دوران های زشت. شعرهایم را نوشتی دست خوش، اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ « فریدون مشیری»
  18. ebrahim1

    ماه میخندد.شب ب زیباکده ی بزم تماشای تو می اندیشد... باسحرگو ک پرستو تنهاست... کوچ ما ممکن...

    ماه میخندد.شب ب زیباکده ی بزم تماشای تو می اندیشد... باسحرگو ک پرستو تنهاست... کوچ ما ممکن نیست... بازمستان منشین. با شبستان دلم خلوت کن.منو تو تنهاییم...شب ب ما میخندد...با پرستو از کوچ،از فردا،از خواهش،از گل یخ زده ی صحرا گو...از من گو...از دل تنهایم...حسرت دیدارت...قصه ی شبهایم...شب ب ما میخندد
بالا