میخواهی بروی..
بهانه می خواهی
بگدار من بهانه را دستت بدهم..
برو و هرکس پرسید چرا؟
بگو: لجوج بود،همیشه سرسختانه عاشقم بود
بگو: فریاد می کرد،همه جا فریاد می کرد که مرا میخواهد
بگو: درگیر بود،همیشه درگیر افسون نگاهم بود
بگو: بی احساس بود،به همه توهین ها و اخم هایم لبخند میزد
بگو: بگو او...