برای تو......

moj

New member
خداحافظ
کوله ی سفر را سبک بسته...ام
چون نمیخوام وسط راه از سنگینی اش نالان باشم و حسرت بازگشت خورم....
موج که تموم شدش...ولی تو بمون که موج با تو و برای تو زنده بودش
آرزوی توفیق برای همه
(امیدوارم دوباره افتخار برگشتن به اینجا رو داشته باشم)

بلاک
یاحق
امضا:feel boy
 

@... zahra

New member
برای آن مینویسم...
که روزی دلش مهربان یود...
مینویسم تا بداند دل شکستن هنر نیست...
نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم..
نه دم از فاصله ها میزنم..
نه دیگر با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم...
مینویسم تا شاید نامهربانیش را باور کند...
 

@... zahra

New member
میخواهی بروی..
بهانه می خواهی
بگدار من بهانه را دستت بدهم..
برو و هرکس پرسید چرا؟
بگو: لجوج بود،همیشه سرسختانه عاشقم بود
بگو: فریاد می کرد،همه جا فریاد می کرد که مرا میخواهد
بگو: درگیر بود،همیشه درگیر افسون نگاهم بود
بگو: بی احساس بود،به همه توهین ها و اخم هایم لبخند میزد
بگو: بگو او نخواست،نخواست کسی جز من در دلش خانه کند...بگو...

 

@... zahra

New member
تو را به یاد آن روز...
تو را به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده
تو را به روز اول بار دیدنت
تو را به اولین نگاه عاشقانه
تو را به یاد باران روز نیامده ات
تو را به تنهایی روز رفتنت
تو را به باران روز برگشتنت
تنهایم مگذار دیگر
 

@... zahra

New member
مرا تفسیر کردی
تحقیق کردی
سنجیدی
مقایسه کردی
شک کردی
یقین کردی
کوک کردی
بازی کردی
شوخی کردی
به نظرسنجی گذاشتی
فقط کافی بود مرا
میپذیرفتی
میپذیرفتی
میپذیرفتی
همین....!
 

profsor

New member

مقدس ترین جای دنیــــــــاست اتاق تنهایی هایم وقتی با نیــــت "تـــــــ:heart:ـــــــــو" خلوت می کنم ...
 

شایست

New member
صبوری چرا کنیم؟
دیگر دلیلی برای گریختن نیست
بیا و پایت را از هر چه سایه است پس بگیر
بگذار تن تو نیز اعتراف کند
که پای رفتن از منحنی های تنم را
عمریست ندارد..
من به خانه باز گشته ام
به کنج خلوت خیال تو
و آنقدر با شعرهای ناگفته ام
کلنجار می روم تا بیایی..
فردا که آمدی
تنها برایم دو بازو بیاور
مردانه
همین برای جنون من کافیست
تا بی هوا
دوباره به آغوش تو باز گردم..
 

farnaz55

New member
از هم فاصله می گیریم
تو از من
من از خودم
تو در کجا شناوری
که من همه جا به تو می رسم

"آرمین یوسفی"
 

@... zahra

New member
فقط موندم...
چطوری رفت...
آخه عمق تنهایی مو میدونست...
فقط بیاد بگه چطوری دلش اومد بره...
 

@... zahra

New member
خیلی سخته..
همش اشک تو چشات جمع شه...
چشات سرخ شه..
بعد اون وقت به همه بگی امونمو بریده این آلرژی فصلی........
 

moj

New member
چه روزها که
دیر گذشتند
چه روزها که اصلا نگذشتند
راستی
در کدامین روز
مانده ای
من در همان روزی مانده ام که
دیگر گذشت و
تمامش مرا
محصور خود کرده
 

@... zahra

New member
"قهـــــوه چـــی "
قهـــوه را تلخ بیــــاور,
شیـــریــنی حـــرفــ هـــایـــش
هنــــوز هـــم دلـــم را میــــزنـــد...!
 

@... zahra

New member
حتـــــــــــــــــی اگـــــرررر!!!
//بـــرای دل مـــن همیشــه"تــــــــو"خواهــی مـــاند...

حتــــی اگـــر

مــخـــاطبــــ تمــــام نوشتـــه هایـــم "او"بــاشـــد//

 

moj

New member
خاطره ها مال خودت من دیگه دارم میرم
خاطره های خوب و بد از همشون دلگیرم.....
 

@... zahra

New member
این خط "-"این هم نشانه"+"...

که دلت برای هیچ کس به اندازه ی من تنگ نخواهدشد.

برای نگاه کردنم, بوسیدنم ,خندیدنم

برای تمام لحظه هایی که کنارم داشتی

روزی ک نیستم دلت برای همه ی اینهاتنگ خواهدشد

شک نکن...

زیرامن عاشقانه..اما "بی ریا"دوستت داشتم

 

moj

New member


آهای بی وفا
انگشتانت را بر دیوار تنهایی ام بکش
حتی کوتاه
میخواهم ضخامتش را حس کنی

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahii
بالا