๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

abtin13

New member
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
بخت
 

yara

New member
من قانعم ، آن بخت جاویدان نمی خواهم

گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست

بی وفایی
 

nastaran8

New member
هر چه آن دلدار زیبا بی وفایی می کند

دل براهش بیشتر خود را فدایی می کند

دلتنگ
 

Mr.Beneficence

New member
دلتنگم و دیدار تو درمان منست.
بیرنگ رخت زمانه زندان منست.
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی.
آنچ از غم هجران تو بر جان منست
-------
زنخ یا زنخدان

- - - Updated - - -

دلتنگم و دیدار تو درمان منست.
بیرنگ رخت زمانه زندان منست.
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی.
آنچ از غم هجران تو بر جان منست
-------
زنخ یا زنخدان
 

sepideeee

New member
کشته ی چاه زنخدان توام کز هر طرف ... صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغبست
آبی
 

nastaran8

New member
گر دو صد عمر شود پرده نشین در معدن

خصلت سنگ سیه نیست که گوهر گردد

آبى
 

abtin13

New member
گر دو صد عمر شود پرده نشین در معدن

خصلت سنگ سیه نیست که گوهر گردد

آبى
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
قرمز نشویم هرگز که با ننگ بمیریم‎


- - - Updated - - -

با سنگ درد دل کن /تا به صدا دراید
پژواک پر گشاید /تاگوش ما بیاید
گوش

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

پرده
 

sepideeee

New member
اشک غماز من ار سرخ برامد چه عجب
خجل از کرده ی خود پرده دری نیست که نیست
پنجره
 

آتشین

Well-known member
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
قرمز نشویم هرگز که با ننگ بمیریم‎


- - - Updated - - -



تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

پرده

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود/ تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند .
فتنه
 

abtin13

New member
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

زلف
 

shiny

New member
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم

یاقوت
 

Mr.Beneficence

New member
یاد باد آن‌که چو یاقوتِ قدح خنده زدی
در میان من و لَعل تو حکایت‌ها بود
یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود

-------
عیش
 

a_67

New member
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی.......کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
"مس"
 

sepideeee

New member
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
باده
 

shiny

New member
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

کافر عشق بود گر نشود باده پرست

رویا
 

sepideeee

New member
تا به رویای تو مشغولم اشتیاق روی ماهم نیست
باورم کن ای تمام من .. غیر کویت قبله گاهم نییست
دیر
 

a_67

New member
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد.......ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران.......پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
" فردا "
 
بالا