خدایی این چه تفریحی بوده.یادمه عضلات شکمم اخرا درد میگرفت ولی بازم دوس داشتم:25r30wi:
یادم معلمای دبستانم همیشه مجبورمون میکردن این دفترا رو با کاغذ رنگی که تازه رنگشم خودشون میگفتن جلدشون کنیم(دفتر دیکته ابی دفتر علوم سبزو...) بعدم دفتر دیکته ها رو تصیح میکرد یه تپه ابی رنگ جلو خودش درس میکرد بعد به من میگفت دفترا رو بده به بچه ها چشمام در میومد تا با اون خطای خرچنگ قورباغه اسم بچه ها رو بخونم
دوستان ...!
خواهش می کنم.وای من از این دفترا متنفر بودم7977cujr38iyymsu8:
آقای a_67...
ببخشیدا اون ویرایش زیر پستتون خورد.. اخه من میخواستم نقل و قول کنم ولی اشتباهی ویرایش پست رو زدم. شرمنده.. :dadad4:
یادش بخیر بچه که بودیم یه خاله مجرد داشتم بمون بازیه یه قل دو قل یاد داد بعد ماهم بی جنبه هرجا میرفتیم وهروقت دور هم بودیم با پسرخالم اینا بازی میکردیم انقد حال میداد هر جا میرفتیم میگشتیم که سنگای کوچیک وخوش فرم پیدا کنیم واسه بازی دیگه انقد بازی میکردیم صدای اطرافیان درمیومد مث الان که با بچه های فامیل پانتومیم بازی میکنیم انقد بازی میکنیم که همه فک میکنن ما اصن زبون نداریم کرولالیم50):
یادش بخیر یه قا دوقل چه مرحله هایی داشت همشو به صورت حرفه ای بلد بودم
بچه ها شماهم بازی میکردید؟؟؟؟؟
ماهم بازی میکردیم .ولی من هیچ گونه استعدای تو این بازی نداشتم.همیشه همون دور اول میسوختم .واسه همین اصلا از این بازی خوشم نمیاد...اتفاقا منم عمه ی مجردم بهمون یاد داد! دقیقا ما هم هر جا می رفتین دنبال سنگ جمع کردن بودیم! یادش بخیر! مرحله پنجه رو دوست داشتم!