پاتوق همیشه داااااااااغ خوشگذرونی ☻

آسمون

New member
آقاتو یکی ازبیمارستانا یه بنده خدایی بودبالای35سال وعذب!!!باورکنین قصدم مسخره کردن واینانیستاخودمم خیلی خاکی هسم.اما این بنده خدا اعتمادبه سقفش یکم بالابود...روزاول کارورزی بودومنم ازدنیابیخبرافتادم بخش ایشون..ازشانسم آزهم خلوت بودبخاطرکمبودبودجه و نداشتن کیتای آزمایشا...ماهم نشسته بودیم بخش نمونه گیری...این آقاشروکردبه درآوردن آمارمن...منم به خیال خودم که طرف 40سال به بالاس وبچش الان 10سالش هس حداقل و اینکه فک میکردم ازرسومات آز هس که سوال میکنن اینقد جواب میدادم...سرتونو دردنیارم تاحدی رسیدکه دیدگاه و نظرم روراجب به آینده کشور آینده دولت ادامه تحصیل شغل دوم و هرچی فکرشوکنین پرسید.چن روزبعدم شمارموگیرآورد.چشمتون روزبدنبینه توآز چپ میرفتم گیرمیداد راست میرفتم گیرمیداد مینشستم گیرمیداد راموکج میکردم میگف چی شده خانوم آسمونی؟؟اتفاقی افتاده؟کمکتون کنم؟؟تعارف نکنینا...بایه بدبختی دوره روگذروندیم و بچه هاتاتونسن بهم خندیدن اصن هروق دلشون میگرف اسم این بنده خدارو میاوردن غش میکردن...حداقل واضح هم نمیگف قصدش چیه تا رک وراست جوابشوبدم منم چون سنش زیادبود روم نمیشدچیزی بگم بعد بگه خانوم دچارسوءتفاهم شدی!!! ازخنده های حرص درآر کارمندای آز خسته شده بودم
تا اینکه روزاخر دوره حرفشو زدومنم رو هواگفتم آقای فلانی روچه حسابی این پیشنهادو میدین من نامزد دارم و دیگه مزاحم نشین وازین حرفا...باخودم گفتم بهترازینه مستقیم بگم نه و دیگه تاصدسال بعدم نمیبینمش که!تا اون موقع هم ازدواج کردم دیگه...خلاصه باقلبی پرازعذاب وجدان که دل یه عاشق روشکستم این جوابوبهش دادم.چن دیقه بعد اس داد=خداخیرت بده اینوزودترمیگفتی دیگه!!!!!!خدافظ!
ینی قیافم موقه خوندن اسش دیدنی بودا...
چن وقت گذشت و بعد ها خبرش رسید که ایشون تو هرگروه کارورزجدیدکه میان برا آموزش یک نفروکاندیدمیکنه!!!توگروه ماهم گیر داده بوده به من بیچاره...وآمار دقیق عشق وعاشقیش هنوز در دست تحقیق وبررسی پژوهشگران کشورهستش...جالب اینجاس بنده ترم بعدکارورزی دوباره افتادم تو همون بیمارستان!!!و مجبورشدم به همه بگم بنده نامزد دارم!!!تادروغم درنیاد...والکی واسه کارمندای فضول آز از مراسم عقد وغیره خودم تعریف کنم...و کلی عذاب وجدان بگیرم بخاطر دروغام.قسمت جالبتراینکه این آقای عاشق پیشه حتی ج سلامم رو هم نداد دیگه وجوری رفتارمیکردانگار من قصدوغرضی دارم...دیگه خودتون فکرشوبکنین چن کیلولاغر شدم ازحرص خوردن تواون دوره ها...چن وق بعدم شنیدم یک دختر18ساله روبالاخره به همسری انتخاب کردن...این بودانشای من...
نتیجه گیری:بیخودی دلتون واسه کسی نسوزه!
 

eeeeeeehsan

New member
افراد خارج از رشته تون هم راه میدید؟ :dadad4:

اول سلام
دوم
134417_welcome.gif

سوم به شرطها و شروطها؛
1 باید بشینی رو صندلی داغ...
2 چندتا خاطره تپل تعریف کنی...
3 کم پیدا شدی شدی ولی ناپیدا نباس بشی...

شروط رو قبول داری بسم الله... بگو که من آتیش صندلی رو روشن کنم
02.gif
 

eeeeeeehsan

New member
منم ی بار امتحانمو بلد نبودم چن تا سوالشو.... معلم ک گفت برگ ها رو بیارین وقت تمومه خیلی شیک برگمو گذاشتم تو کیفم...
بعد همیشه برگه منو اول صحیح میکرد.... بهم گفت برگت نیس.... منم گفتم ااااااااااا چرا.... من خیلی هم خوب نوشتم خانوم..... گفت دوباره بنویس جواب بده....بعدم ک داشتم مینوشتم زنگ خونه ها خورد.... گفت برو خونه جواب بده فردا بیار.... ینی بیچاره در این حد بهم اعتماد داش.... اومدم خونه میخواستم طبیعی باشه ی کم ناقص نوشتم... 18 شدم آخرش....:ad54ad:

میگم کلوچه به بعضیا بگو پستای ما میخ داره که لایک نمیکنن؟!!!!
37517_pokey.gif
 
آخرین ویرایش:

eeeeeeehsan

New member
شرمنده مزاحم شب خاطراتتون میشم ولی خوب چیکار میشه کرد من سوال دارم
الان رفته بودم سایت وزارت بهداشت نوشته بود مشاهده کارنامه چه جوریاست ؟ دادن ؟ مال سال قبله ؟ :(50):
خوب اگه ماله امساله چرا پس من کد رهگیری خودم و خواهرم رو میزنم هیچ کدومو نمیاره میگه اشتباه
اگه کسی از این جریانات خبر داره یه کوچولو منم هوشیار کنه وارد باغ بشم

والا من نمیدونم، تو تاپیک نظرات شرکت کننده ها بپرس اونجا بروبچ زیادن جواب میدن.
 

eeeeeeehsan

New member
آقاتو یکی ازبیمارستانا یه بنده خدایی بودبالای35سال وعذب!!!باورکنین قصدم مسخره کردن واینانیستاخودمم خیلی خاکی هسم.اما این بنده خدا اعتمادبه سقفش یکم بالابود...روزاول کارورزی بودومنم ازدنیابیخبرافتادم بخش ایشون..ازشانسم آزهم خلوت بودبخاطرکمبودبودجه و نداشتن کیتای آزمایشا...ماهم نشسته بودیم بخش نمونه گیری...این آقاشروکردبه درآوردن آمارمن...منم به خیال خودم که طرف 40سال به بالاس وبچش الان 10سالش هس حداقل و اینکه فک میکردم ازرسومات آز هس که سوال میکنن اینقد جواب میدادم...سرتونو دردنیارم تاحدی رسیدکه دیدگاه و نظرم روراجب به آینده کشور آینده دولت ادامه تحصیل شغل دوم و هرچی فکرشوکنین پرسید.چن روزبعدم شمارموگیرآورد.چشمتون روزبدنبینه توآز چپ میرفتم گیرمیداد راست میرفتم گیرمیداد مینشستم گیرمیداد راموکج میکردم میگف چی شده خانوم آسمونی؟؟اتفاقی افتاده؟کمکتون کنم؟؟تعارف نکنینا...بایه بدبختی دوره روگذروندیم و بچه هاتاتونسن بهم خندیدن اصن هروق دلشون میگرف اسم این بنده خدارو میاوردن غش میکردن...حداقل واضح هم نمیگف قصدش چیه تا رک وراست جوابشوبدم منم چون سنش زیادبود روم نمیشدچیزی بگم بعد بگه خانوم دچارسوءتفاهم شدی!!! ازخنده های حرص درآر کارمندای آز خسته شده بودم
تا اینکه روزاخر دوره حرفشو زدومنم رو هواگفتم آقای فلانی روچه حسابی این پیشنهادو میدین من نامزد دارم و دیگه مزاحم نشین وازین حرفا...باخودم گفتم بهترازینه مستقیم بگم نه و دیگه تاصدسال بعدم نمیبینمش که!تا اون موقع هم ازدواج کردم دیگه...خلاصه باقلبی پرازعذاب وجدان که دل یه عاشق روشکستم این جوابوبهش دادم.چن دیقه بعد اس داد=خداخیرت بده اینوزودترمیگفتی دیگه!!!!!!خدافظ!
ینی قیافم موقه خوندن اسش دیدنی بودا...
چن وقت گذشت و بعد ها خبرش رسید که ایشون تو هرگروه کارورزجدیدکه میان برا آموزش یک نفروکاندیدمیکنه!!!توگروه ماهم گیر داده بوده به من بیچاره...وآمار دقیق عشق وعاشقیش هنوز در دست تحقیق وبررسی پژوهشگران کشورهستش...جالب اینجاس بنده ترم بعدکارورزی دوباره افتادم تو همون بیمارستان!!!و مجبورشدم به همه بگم بنده نامزد دارم!!!تادروغم درنیاد...والکی واسه کارمندای فضول آز از مراسم عقد وغیره خودم تعریف کنم...و کلی عذاب وجدان بگیرم بخاطر دروغام.قسمت جالبتراینکه این آقای عاشق پیشه حتی ج سلامم رو هم نداد دیگه وجوری رفتارمیکردانگار من قصدوغرضی دارم...دیگه خودتون فکرشوبکنین چن کیلولاغر شدم ازحرص خوردن تواون دوره ها...چن وق بعدم شنیدم یک دختر18ساله روبالاخره به همسری انتخاب کردن...این بودانشای من...
نتیجه گیری:بیخودی دلتون واسه کسی نسوزه!

آقا آسمون داره میره چونش گرم بشه، یکی بیاد اینو از برق بکشه بیرون!!! شوخی می کنم.
مث من سوال زیاد میپرسیده
02.gif

من جا تو بودم سر کارش میذاشتم و آخر کار که خوب خندیدم دسش رو رو می کردم، اینطور آدما رو باید این بلا رو سرشون آوورد.
 

eeeeeeehsan

New member
عاقا بزارین پس منم اعترافات کودکیم رو بگم!
یادمه اول راهنمایی درس دینی یه معلم داشتیم...اووووف!!!اول که همه صندلی ها دورتادور چیده میشد بعدش هم نفری دو تا می پرسید سوالی 10 نمره!!!
یعنی اگه من من می کردی میشدی 10 12 13!!!
خلاصه عاقا ما حوصله نداشتیم دیگه...از منم که پرسید خوب جواب ندادم حالم گرفته شد ..آخه میان ترم بود. بعد این دینی زنگ آخر بود...زنگ میخوره همه میرن منم یواش یواش کارامو کردم اومدم که برم دیدم بعله!!! برگه ای که معلم نمره ها رو توش وارد میکرده رو میز مونده!!
منم خیلی قشنگ! اونو گذاشتم توی کیفم و رفتم خونه...به به.....دیگه هیچی رفتم خونه نگاش کردم برگه هم بر بر منو نگاه کرد!!حالا مثل این که یه گنجی چیزی باشه یا این که جرم داشته باشه یواشکی گزاشتمش زیر فرش و موکت اتاق!
جلسه ی بعدیش نیمدونم فرداش بود یا نه ...وقتی برگزار شد معلم دنبال برگه گشت هر چی گشت پیداش نکرد! منم بیخیال....مبصر رو صدا زد گفت برگه !! اونم بیچاره روحش خبر نداشت!
آقا این معلم ما عین آتشفشان شد...عصبانی......یعنی اگر هم میگفتم من برش داشتم بیا ایناهاش شاید میومد سرمو می برید!!
منم بیخیال اصن سرمو انداختم پایین به روی خودم نیاوردم... بعدش فک کنم دوباره امتحان گرفت.
بعدها مثلا یه هفته بعدش به دوستام گفتم ...گفتن بابا خوبه ولش کن بیخیال کار خوبی کردی.منم با افتخار چند باری اون برگه

تیکه آخر پستت پاک شده..
آخ آخ آخ گفتی... این دوره راهنمایی بجز اون مسابقاتش و آزمایشگاه علومش و ورزشش مابقیش عذاب جهنم بود!!
معلما یکی از یکی عقده ای تر.... بذار نگم!!

ولی خب ما هم زیاد آدم نبودیم؛ تو راهنمایی یکی دو بار برگه بردم خونه، ولی بدتر شد، معلمه وقتی میدید برگه نیست دوباره از نو سوال میداد!!!
871717_punish.gif

بیشتر تقلبای من نوشتن رو برگه کاغذ، کف دست، پا، لباس و روپوش،... الف ب جیم دال با پا و صورت،.. تعویض برگه ها و باز کردن کتاب و چزوه و اینا بود.. همین!! همش هم حلاله، نوش جونم. :tonguesmiley:
 

somaye 21

New member
اول سلام
دوم
134417_welcome.gif

سوم به شرطها و شروطها؛
1 باید بشینی رو صندلی داغ...
2 چندتا خاطره تپل تعریف کنی...
3 کم پیدا شدی شدی ولی ناپیدا نباس بشی...

شروط رو قبول داری بسم الله... بگو که من آتیش صندلی رو روشن کنم
02.gif

اینطوری که شما گفتی الان این بنده خدا میگرخه
 

SH!LA

New member
اول سلام
سوم به شرطها و شروطها؛
1 باید بشینی رو صندلی داغ...
2 چندتا خاطره تپل تعریف کنی...
3 کم پیدا شدی شدی ولی ناپیدا نباس بشی...

شروط رو قبول داری بسم الله... بگو که من آتیش صندلی رو روشن کنم



عه... می بخشیـد دوستــان، ســـــلام

صندلی داغ؟! سوال هاتون سخته... :dadad4:

خاطره رو میشه فکر کرد و یه چیزی تعریف کرد...

من قبلاً میخواستم کنکور ایمنی شناسی شرکت کنم؛ که به دلایل زیادی نشد. نمره ایمنی ام کارشناسی بالا شد و البته در کنـار مـرحوم استـاد حمیـد نقــوی علاقه ام زیادتر... و با مرگ شون...

بگذریم...

به هر حال گروه ایمنی رو خیلی دوست دارم و البته شما دوستان جمع خیلی گرمی دارید.
 

آسمون

New member
نترس شیلاجون.سوالاسخت نیس فقط ازاستاد احسان نمره بگیری بقیه استادا سخت نمیگیرن.احسانم فقط بامن و مارلیک خصومت شخصی داره!اسمت واسه من خیلی آشناس گمونم قبلنازیاد دیدمت توانجمن...حالاکجادیدمت یادم نمیاد...نظرلطفته عزیزم..تازه الان پخش وپلاشدیم بایدقبل کنکورمیدیدیمون...خب چرادوباره شروع نمیکنی به خوندن گلم؟من اگه قبول شم امسال میخام با گروه مطالعه سال بعد همکاری کنم تو هم دوباره یاعلی بگووشروع کن...هیچوق برای شروع دیرنیست...روح استادنقوی هم شاد...تعریفشونوزیادشنیدم
 

SH!LA

New member
نترس شیلاجون.سوالاسخت نیس فقط ازاستاد احسان نمره بگیری بقیه استادا سخت نمیگیرن.

فکر کنم نمره گرفتن از ایشون خیلـی سخت باشه... :13:

حالا قبولی هم نشد طوری نیست... نهایتش مردود میشم دیگـه... :sad:


احسانم فقط بامن و مارلیک خصومت شخصی داره!اسمت واسه من خیلی آشناس گمونم قبلنازیاد دیدمت توانجمن...حالاکجادیدمت یادم نمیاد...نظرلطفته عزیزم..تازه الان پخش وپلاشدیم بایدقبل کنکورمیدیدیمون...خب چرادوباره شروع نمیکنی به خوندن گلم؟من اگه قبول شم امسال میخام با گروه مطالعه سال بعد همکاری کنم تو هم دوباره یاعلی بگووشروع کن...هیچوق برای شروع دیرنیست...روح استادنقوی هم شاد...تعریفشونوزیادشنیدم


بلـه قبلاً زیاد توی تالار شما میومـدم و کلاً بیشتر توی انجمن بودم.

راستش عزیــزم امسال که تصمیم جدی گرفته بودم به خوندن و داشتم خیلی خوب پیش میرفتم؛ اتفاق های زیاد و سختی برام افتاد که شاید برای بقیه عجیب باشه...! مامانم چند بار مریض شد اونم مریضی های سختی که 2-1 ماه باید استراحت مطلق میکرد و منم تنها کسی که باید کمک میکردم. کسانی که میدونستن من دارم برای کنکور میخونم همه میگفتن: عجب وضعی! حالا خواستی درس بخونی یکسال!

دلم میخواست ارشد یه رشته کمی سبک تر بخونم و انشاا... برای دکتــرا ایمنی شناسی بخونم. نمیدونم...

توکـل بـر خـدا؛ ببینم چی پیش میـاد. نتیجه ها بیاد ببینم چی کار کردم. :dadad4:
 

آسمون

New member
حسان هیچ رقمه امکانش نبودسرکاربذارم طرفو...وگرنه خودم پایه بودم یه حالی ازش بگیرم...چون محیط مناسب نبودو باسوپروایزر بد رودروایستی داشتم آقای ایکس هم یه آدم دهن لق تشریف داشتن،یجورایی توعمل انجام شده قرارگرفته بودم ویکسری اما واگروجود داشت که...بگذریم بهتره!;-)
اما کنارحرص خوردناش کلی هم خندیدیم...
 

آسمون

New member
آخی عزیزم...میفهمم چی میگی شیلاجون...من خودم پارسال توشرایط داغونی درس خوندم و آخرشم لب مرزقبول نشدم...امسالم ازعیدبه اینوراینقداتفاقای مختلف افتادواسم که داشتم کم میاوردم امابه لطف بچه های تاپیک و آبجی مارلیکم ناامیدنشدم...ودوباره یک ماه آخروخوندم خوب...کلامن موقه کنکورا میشم معدن بدبیاری!
خب پس شرکت کردی امسال من فک کردم کنارگذاشتی کنکورو...مطمن باش دعای خیرمامانت از روزی ده ساعت مطالعه هم تأثیرش بیشتره...خداسایه مامانتوبالاسرت نگهداره گلم...هیچی تودنیا ارزش باخونواده بودن رو نداره...قبولی ارشدهم یک قسمت از زندگیه که خیلی زودمیگذره...انشالله که فبولی امسال...هرچی بودگذشت و رفت.بیا باهم خوش باشیم روزای الافی رو!!!!

خودم هواتودارم عزیزم احسان خاس زیاده روی کنه گوششو میکشم...
 

eeeeeeehsan

New member
عه... می بخشیـد دوستــان، ســـــلام

صندلی داغ؟! سوال هاتون سخته... :dadad4:

خاطره رو میشه فکر کرد و یه چیزی تعریف کرد...

من قبلاً میخواستم کنکور ایمنی شناسی شرکت کنم؛ که به دلایل زیادی نشد. نمره ایمنی ام کارشناسی بالا شد و البته در کنـار مـرحوم استـاد حمیـد نقــوی علاقه ام زیادتر... و با مرگ شون...

بگذریم...

به هر حال گروه ایمنی رو خیلی دوست دارم و البته شما دوستان جمع خیلی گرمی دارید.


ایشالا.. مادر گرامی بهتر باشن، روح اون استاد گرامی هم شاد، شما هم موفق باشی.
بگذریم...
صندلی داغ میشینی یا نه؟؟!!
02.gif

بخـدا ثواب می کنی قبول کنی، آسمون شاهده، 2 روزه اصن بدجور حوصلمون سر رفته...
به قبولی هم فکر نکن، تو برگتو سیاه کن من پاست می کنم.
منم قول میدم زیاد اذیتت نکنم، اگرم زیاد شد آسمون آلارم میده... قبول؟؟
 

SH!LA

New member
ایشالا.. مادر گرامی بهتر باشن، روح اون استاد گرامی هم شاد، شما هم موفق باشی.
بگذریم...
صندلی داغ میشینی یا نه؟؟!!
02.gif

بخـدا ثواب می کنی قبول کنی، آسمون شاهده، 2 روزه اصن بدجور حوصلمون سر رفته...
به قبولی هم فکر نکن، تو برگتو سیاه کن من پاست می کنم.
منم قول میدم زیاد اذیتت نکنم، اگرم زیاد شد آسمون آلارم میده... قبول؟؟



ممنـون

از اینکه موجبات خنده و سرگرمی شما رو فراهم کنم خوشحال میشم،باشـه. :25r30wi:

ولی سخت نباشه ها...
 

eeeeeeehsan

New member
سری اول سوالای ابتداییه...



اسم؟
دختری یا پسر؟ چرا؟
مجردی یا متاهل؟
تاریخ دقیق تولدت کیه؟
اهل کجایی؟ ساکن کجایی؟
لیسانست رو کدوم دانشگاه بودی؟
چندتا بچه این؟ بچه چندم خونواده ای؟
چندتا خواهر داری چندتا برادر؟ اسماشون و سن هاشون؟
خودت به نظرت خوش قیافه و خوش تیپی؟ از دید دیگران چطور؟
چه تیپی لباس میپوشی؟ مانتویی؟ چادری؟ خیلی مانتویی؟ خیلی چادری؟
قد و وزنت چقدره؟
اخلاقت چجوریه؟
آرومی یا عصبانی؟
فحش میدی یا میزنی؟
جواب میدی یا کوتاه میای؟
درون گرایی یا برون گرا؟ چرا؟
دینت چجوریه؟ اهل نماز روزه و غیره هستی؟ تا چه حد؟
اهل قلیون و سیگار و مشروب و موارد خاک بر سری هستی؟
بیشتر چه نوع آهنگی گوش میکنی؟ ایرانی یا خارجی؟ غمگین یا شاد؟
آشپزی میکنی؟ اگه آره در چه حد خوبه آشپزیت؟
به نظرت آدم بهتره به حرف دلش گوش کنه یا عقلش؟ چرا؟
چقدر اهل درد و دل کردن هستی؟
حرف دلت رو بیشتر پیش کی میزنی؟
سر به زیری یا سر به راه یا سر به هوا؟
بچه دختر بیشتر دوست داری یا پسر؟
بهترین درسی که از زندگی گرفتی چی بوده؟
یه سوال مبهمی که هنوز واست مونده و جوابش رو پیدا نکردی؟
شیرین ترین خاطره زندگیت؟
هدفت از زندگی چیه؟
انگیزت از زندگی چیه؟
از 1 تا 20 چقدر خوش خنده ای؟
از 1 تا 20 چقدر اشکت دم مشکته؟
از 1 تا 20 چقدر ناراحت میشی؟
از 1 تا 20 چقدر غصه می خوری؟
الآن کجایی دقیقاً؟
ماشین مورد علاقت؟
رنگ مورد علاقت؟
بیشتر چه رنگی می پوشی؟
تا حالا دلتو شکوندن؟ کی و کجا و کِی؟
دست تو دماغت می کنی؟ روزی چندبار؟ چجوری؟ چیزی در میاد؟ درش آووردی چیکارش می کنی؟؟
رانندگی بلدی و گواهی نامه داری؟
تا حالا جریمه شدی؟
خودت رو تا چه اندازه موفق میدونی؟ ته موفقیت رو تو چی میبینی؟
فیلم مورد علاقت؟ هم ایرانی هم خارجی..
سریال مورد علاقت؟ هم ایرانی هم خارجی..
بازیگر مورد علاقت؟ یه دونه زن خارجی، یه دونه مرد خارجی، یه دونه زن ایرانی، یه دونه مرد ایرانی...
دوست داشتی کی باشی که الآن نیستی؟
فیس بوک و تویتر عضو هستی؟
رد تماس رو بیشتر دوست داری یا جواب ندادن؟
بیشتر کی رد میدی؟
بیشتر کی جواب نمیدی؟
بیشتر چه موقعی گوشیت رو خاموش می کنی؟
تفریحاتت چیاست؟
ورزش های مورد علاقت چیاست؟ کدوماش رو انجام میدی؟
خوشبختی رو تو چی میبینی؟
اگه از دست یکی خیلی عصبانی باشی چیکار می کنی؟
بهترین خصوصیت اخلاقیت؟
بدترین خصوصیت اخلاقیت؟
دلت بگیره چیکار می کنی؟
از چه اسم دختر و پسری خوشت میاد؟ یکی از هر کدوم.
آخرین باری که گریه کردی کی بود؟ چرا؟
sh!la تو یه جمله؟


خسته نباشی، راند اول تموم شد.
منتظرم ببینم جوابات چجوریه تا راند بعدی رو شروع کنیم...
 

eeeeeeehsan

New member
شما خسته نباشی با این همه سوال...

بعضی از سوال ها رو به دلایلی چون نمیخواستم توضیحی بدم، حذف کردم. :rose:

Haaaav :smiliess (15): سوالای منو حذف کردی؟!!!
نمی گفتی نمی فهمیدم، الآن مجبورم کردی برگردم ببیـنم چیا رو حذف کردی!
ولی سوال اصل کاری رو حذف کردی، مجبـورم دوباره ازت بپرسم..



تا حالا شماره گرفتی؟ اگه آره چندبار؟ اگه آره کدوماش رو زنگ زدی؟ مــــرد باش راستش رو بگو...
تا حالا دوست پسر داشتی؟ اگه آره چندتا؟
الآن دوست پسر داری؟
تا حالا عاشق شدی؟ اگه آره چند بار؟
نظرت راجع به عشق؟
الآن در حال حاظر پسری رو هست که دوسش داشته باشی؟ اگه آره بگو کیه و کجاست...
پسری بوده که ببینیش ازش خوشت بیاد بعد بگی کاش باهم بودیم؟ اگه آره چندتا و بگو کی و کجا بوده...
تا حالا نخ دادی به کسی؟ چندبار؟
متلک چقدر شنیدی؟ وقتی شنیدی چیکار کردی؟ اغلباشو بگو...
نظرت راجع به پسر متلک گو؟
تاحالا شده ناخواسته کاری بکنی طرف فکر کنه داری بهش نخ میدی؟
خاستگار داشتی؟ چندتا؟
این مجرد با متاهل یعنی چی؟ بازش کن...
زیباترین شهری که بهش سفر کردی و دل کندن ازش برات سخت بوده؟
تا حالا شده کاری کنی و بعد انجام اون کار به خودت افتخار کنی؟ چه کاری بوده؟
چجوری با سایت علوم پزشکی آشنا شدی؟
اگه جای ادمین بودی چیکار می کردی؟
دست تو دماغت می کنی؟ روزی چندبار؟ چجوری؟ چیزی در میاد؟ درش آووردی چیکارش می کنی؟؟ راستشو بگو... حذفشم نکن.
بزرگترین و بحرانی ترین مشکل روز کشور؟
بزرگترین و بحرانی ترین مشکل روز دنیا؟
تا حالا شده اونقد غرق رویا شی که زمان و مکانی که هستی رو فراموش کنی؟
اگه پستچی یک نامه براتون بیاره که آدرس فرستنده نداشته باشه اولین کسی که به ذهنت میرسه کیه؟
تا به حال به این فکر کردی هدف آفرینشمون چی بوده؟ اگه آره چی بوده به نظرت؟
میگن خدا بی نیازه، پس چرا انسان و دنیا رو افریده؟ یعنی به ما احتیاج داشته؟ دنبال کسایی بوده که عبادتش کنن؟
چرا باید به دنیا بیایم، زندگی کنیم و سختی بکشیم، بمیریم و باز دوباره در آخرت بدنیا بیایم؟ این مسخره نیست؟
در کل بهترین دوست چیست یا کیست؟ چرا؟
مهمترین ویژگی یه دوست خوب رو تو چی میدونی؟
یه نصیحت به من بکن؟
به شانس اعتقاد داری؟
تا چه اندازه ميشه تو زندگي گذشت كرد؟
یه شعر بگو توش میخ داشته باشه؟
این شعر رو کامل کن:
گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگه برای شاپرک ها یه خونه ی قشنگه کدوم کدوم شاپرک؟؟؟ .....
به یاد موندنی ترین خاطره دوران کودکیت؟
واسه آیندت چه آرزویی در سر داری؟
نیم ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی، چیکار می کنی؟
مدل لپ تاپت؟
اگر یه نویسنده باشی چه کتابی با چه موضوعی مینویسی؟
آخرین باری که پشیمون شدی سر چه قضیه ای بود؟
اگه یکی سرکارت بذاره چیکارش می کنی؟



بسه دیگه، بیشتر از این اذیتت نمی کنم..
مابقی سوالا رو بچه ها می پرسن.
 
بالا