::::دفترچه یادداشت انجمن

marzi ba

Well-known member
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

وسعت تنهائیم را حس نکرد...

در میان خنده های تلخ من...

گریه پنهانیم را حس نکرد...

در هجوم لحظه های بی کسی...

درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پایانیم را حس نکرد...
 

marzi ba

Well-known member
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...

گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...


گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...

گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!

که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...


گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...

 

marzi ba

Well-known member
اینکه اغلب بخندی و زیاد بخندی ، اینکه هوشمندان به تو احترام بگذارند و کودکان با تو همدلی کنند ، اینکه تحسین منتقدان منصف را بشنوی و خیانت دشمنان دوست نما را تحمل کنی ، اینکه زیبایی را درک و تحسین کنی ، در دیگران بهترین ویژگی ها را ببینی و بیابی ،


و...
دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفتی ، تحویل دهی - خواه با فرزندی خوب ، خواه با باغچه ای سرسبز و خواه با بهبود شرایط اجتماعی - ،
حتی اگر بدانی یک نفر ، با بودن تو ، ساده تر نفس کشیده است ،
تو موفق شده ای!

 

marzi ba

Well-known member
جامعه دو طبقه دارد:

1: طبقه ای که می خورد و کار نمی کند

2: طبقه ای که کار می کند و نمی خورد!


 

marzi ba

Well-known member
47175073570870019548.jpg


می گویند : شاد بنویس ...

نوشته هایت درد دارند!

و من یاد ِ مردی می افتم...

که با کمانچه اش ،

گوشه ی خیابان شاد میزد...اما با چشمهای ِ خیس ... !!
 

marzi ba

Well-known member
یادمه بچگی هام


وقتی می رفتیم قبرستون یا امام زاده


تمام سعیمو می کردم تا پاهام رونذارم روی قبرا !


تا روی یکیشون پام می رفت ، جیگرم آتیش می گرفت


چشامو می بستم ، زودی تو دلم براش صلوات می فرستادم

چند سال گذشت.... من بزرگتر ... مرده ها بیشتر...

قدیمی ها پوسیده تر ..... جدیدی ها با سنگ شکیل تر

نمی دونم امروز روی چندتا قبر پام رفت

برای چندتا یادم رفت صلوات بفرستم

اما راستش ، امروز یه چیزی فهمیدم

ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم

این روزها چقدر راحت روی زنده ها واحساس ها پا می ذاریم

کاش همون بچه می موندیم
 

marzi ba

Well-known member
آخرین بار که من از تهِ دل، خندیدم
علتش پول نبود...

انعکاسِ جُوک هر روز نبود...

علتش ، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یک دلقک ، یا زمین خوردن یک کُور، نبود ...

من بهِ «من» خندیدم!

که چو یک دلقـــکِ گیج
نقش یک خنده به صورت دارم،
و دلم میـــــگرید...!
 

marzi ba

Well-known member
مردم اغلب بی انصاف ٬ بی منطق و خود محورند.....ولی آنان را ببخش

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند.....ولی مهربان باش

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت.....ولی موفق باش

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند.....ولی شریف و درستکار باش

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند.....ولی سازنده باش

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند.....ولی شادمان باش

نیکی های درونت را فراموش می کنند.....ولی نیکوکار باش

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد

و در نهایت می بینی.....

هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم

 

marzi ba

Well-known member
30448652171088222251.jpg

فرقی نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران ،

زلال که باشی آسمان در توست .




 

marzi ba

Well-known member
پشت هر کوه بلند

سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن باغ کسی می خواند

که خدا هست دگر غصه چرا؟




 

marzi ba

Well-known member
زندگی " مجذور " آینه است .

زندگی گل به " توان " ابدیت ،

زندگی " ضرب " زمین در ضربان دلها ،

زندگی " هندسه " ساده و یکسان نفس هاست .




زندگی رسم خوشایندی ست .

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ،

پرشی دارد اندازه ی عشق .

زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود ...


 

marzi ba

Well-known member
از خدا پرسید :

اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟

خداوند لبخندی زد و گفت :

شاید در سرنوشتت نوشته باشم : هر چه آرزو کرد .




 

marzi ba

Well-known member
تو ک ل ا س درس خدا :

اونی که ناله می کنه ، رد میشه ...

اونی که صبر می کنه ، قبول میشه ...

اما اونی که شکر می کنه ، شاگرد ممتازه ... !

 

marzi ba

Well-known member
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز، وقتی دویدن آموختی، پرواز را!

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزئی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

دویدن بیاموز، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر.

و پرواز را یاد بگیر، نه برای این که از زمین جدا شوی، برای آن که به فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی .



 

baran71

New member
images



♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥
♥♥♥
♥♥♥
♥♥♥
♥♥♥
♥♥♥
 
بالا