rawy
New member
مرسی راوی جون یهو نگران شدم گفتم خدایا چرا همچی با هم داره میره
دیروز آخرین روز کلاسم بود و 7 ترمم تموم شد اصلا باورم نمیشه چ جوری گذشت حسابی افسرده شدم اصلا این ترم آخری دل و دماغ هیچکاری ندارم حتی نمیتونم درس بخونم این بیشتر عذابم میده جالبه تا ترم پیش روزشماری میکردم زودتر دانشگام تموم شه اما الان همش ناراحتم با این روحیه معلوم نیست کی بتونم شروع کنم ب خوندن
راستی اختلال من چیه دکترها
دوسوگرام نه ؟ از یک طرف هر ترم تموم میشد میخاستم زودتر تموم شه حالا اندازه همه اون 7 ترمی ک گذشت و قدر ندونستم و خوش نگذروندم ناراحتم دارم میترکم از غصه اگه از مهر میرفتم سر کلاسای ارشد این حسم کمتر بود اما چی بگم ک خودتون در جریانید
منم همیشه تو تموم شدن هر مرحله از زندگیم کلی غصه خوردم, اما همیشه اون روزا گذشته و روزای بهتری با موقعیت های تازه تر و جالب تر به جاش پیش اومده, این رفتار منو یاد عقیده یونگ در مورد اصرارمون به زندگی در کودکی می ندازه, یعنی یه مقدار این حالت رو دارم خودم, باید با زمان حال و شرایطش رو به رو شد, دنیا هر روز اتفاق های تازه و جالبی برای افتادن داره که البته ماییم که باید بریم بندازیمشون :smiliess (3): و گرنه ممکنه نیفتن :a2d3: