یه خاطره از انجمن گفتگو علوم پزشکی بگو...

bioshimi93

New member
شیطونک (حسان) یه تاپیک زده بود به اسم چی بیشتر از همه اذیتت می کنه؟
بنده خدا توضیح داده بود که چیزایی رو بگین که ملموس باشه و بشه واسش یه راه حل پیدا کرد من دیدم چند نفر درددل کردن منم رفتم هر چه دل تنگم میخواست نوشتم 3-4 مورد بعدش فردای اون روز اومدم دیدم یه تاپیک دیگه زده گفته یک مشکل ...یک ایده ...و راه حل جدید ....و توی تاپیک قبلی گفته هر چی اذیتتون می کنه بیایین بگین هر چی که دلتون میخواد بگین یه تاپیک دیگه زدم اون موقع من اینطوری شدم:14::riz513:

جالب این بود که حتی یه نفر هم منظور ایشونو متوجه نشده بودن همه درد و دل کرده بودن
:25r30wi:
 
آخرین ویرایش:

mj1919

New member

سلام دادا6 MJ

ایـــ چیــه پــ ... :sadsmiley:


نوبتـــ شمـام رسیــد ... چه باحـال ...

devil-laugh-leaf-emoticon.gif

سلام بر بایناری انجمن!

نوبت چیمون رسیده؟
 

Hossein2468

New member
من تا مدتهای مدیدی!!!!فکر میکردم مهنا و مهنام یکین:65d6a5d6s:
و برام جای سوال بود ک چرا پروفایلشو عوض میکنه :21:
تا اینکه متوجه شدم بله قضیه از چ قراره ....:idea_majidonline:
 

mohana

Well-known member
من تا مدتهای مدیدی!!!!فکر میکردم مهنا و مهنام یکین:65d6a5d6s:
و برام جای سوال بود ک چرا پروفایلشو عوض میکنه :21:
تا اینکه متوجه شدم بله قضیه از چ قراره ....:idea_majidonline:

شما اولین نفری نیستین که همچین فکری میکنین
Just_Cuz_19.gif
 

mahnam

New member
عاغا ی سوال....

خاطره فقط باید مربوط به فضای انجمن باشه؟؟؟

من چند روز دیگه با یکی از بزرگترین کاربران اینجا قرار ملاقات دارم....میشه خاطرات اون روزم بیام اینجا بگم...

شیوا...بگی میگم...گفته باشم(یکی از بزرگترین و کاربردیترین تهدید های دوران کودکی)
البته قبلش هماهنگ کنی چیزا خوبشو بگی ایراد نداره:whistle:

cry-leaf-emoticon.gif

پس من چی ؟؟!!!
sad-leaf-emoticon.gif


رفع اسپم:
من و پرنیا با هم دوست بودیم اما هیچ وقت با هم صحبت نکرده بودیم
من تازه تو یه صندلی داغ با یه تیگه ی گیلکی واریا ( اگه اشتباه نکنم ! ) فهمیده بودم که واریا و پرنیا گیلانی هستن
تا اینکه یه روز اتفاقی سر یه تاپیکی همزمان منو شیوا به هم پ خ دادیم و شروع کردیم به صحبت
بهش گفتم شیوا بیا همدیگه رو ببینیم ! ما خونمون اینجاس شما چطور؟؟
اون ییهو گفت : مهنام....میکشمت....تو کی ای؟ من کیم؟؟؟
تازه فهمیدیم ور دل هم بودیم و همدیگرو نمی شناختیم ... :smiliess (3):
قرار گذاشتیم بعد عید فطر همدیگه رو ببینیم ... خیلی دوس دارم واریای عزیزم ببینم ...
اما مثه اینکه این دوتا نامردااااا می خوان تهایی برن همدیگه رو ببینن !!!
 
آخرین ویرایش:

mahsa.

New member
cry-leaf-emoticon.gif

پس من چی ؟؟!!!
sad-leaf-emoticon.gif


رفع اسپم:
من و پرنیا با هم دوست بودیم اما هیچ وقت با هم صحبت نکرده بودیم
من تازه تو یه صندلی داغ با یه تیگه ی گیلکی واریا ( اگه اشتباه نکنم ! ) فهمیده بودم که واریا و پرنیا گیلانی هستن
تا اینکه یه روز اتفاقی سر یه تاپیکی همزمان منو شیوا به هم پ خ دادیم و شروع کردیم به صحبت
بهش گفتم شیوا بیا همدیگه رو ببینیم ! ما خونمون اینجاس شما چطور؟؟
اون ییهو گفت : مهنام....میکشمت....تو کی ای؟ من کیم؟؟؟
تازه فهمیدیم ور دل هم بودیم و همدیگرو نمی شناختیم ... :smiliess (3):
قرار گذاشتیم بعد عید فطر همدیگه رو ببینیم ... خیلی دوس دارم واریای عزیزم ببینم ...
اما مثه اینکه این دوتا نامردااااا می خوان تهایی برن همدیگه رو ببینن !!!

اره نامردن کم نه خیلی .......
 

economic

New member
:ad54ad:مدیر حسان جون اینجا بچه ها دارن فقط اسپم میان..................
زود خودتو برســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون
:p:tonguesmiley:
 

parnia

New member
تا جایی که اسپم بود پاک کردم حسان عزیز..ببخشید.:riz304:
 

AWWA

New member
چو دانی و پرسی سوالت خطاست.

رفع اسپم :من از بچه های سایت :مهنا اوا رضاـان اشل رو دیدم.

این یکی از افتخاراته منه......یکی از بهترین خاطره های من پیدا کردن دوباره مهسا بوسیله انجمن بود. حرفای خنده دارشم که همشون خاطرن:bunnyearsmiley:
 

AWWA

New member
یه زمانی که همه فک میکردیم بابابرقی پسره.... هر از گاهی میدیدم از هر ده پست برقی یکیش دخترونه میزنه. توی چت باکس همش به شوخی میگفتم برقی تو اسم و پسوردتو دادی به خواهرت؟ فک کنم خواهرتم به سایت سر میزنه:) اونم میگفت نه ولی همه خونوادم بهت سلام میرسونن. نگو واقعا خواهرشم(سپیده) تو سایت عضوه.
توی چت باکس رنگ نارنجی ویژه برقی بود. یه روز نصف شب دیدم سپیده و برقی با هم آن هستن و نارنجی رو سپیده ورداشته. صحبت از کاربرای مولتی یوزر شد. به شوخی گفتم به نظر من شما دوتا یه نفرین. هیچی دیگه به سپیده برخورد. از دستم بدجور ناراحت شد و شوخی شوخی مجبورم کرد تو چت باکس جلوی همه ازش معذرت بخوام. منم برای اینکه واقعا حلالم کنه اینکارو کردم.

چندوقت بعدش مشخص شد که بلههه برقی و سپیده خواهرن و من شوخیم تا یه حدی به واقعیت نزدیک بوده. به قول برقی شوخیایی که به واقعیت نزدیکن باعث ناراحتی طرف مقابل میشه.
 

parnia

New member
یکی از غم انگیزترین خاطرات من ...مربوط پست های ZERO هستش.....:13:

یعنی الان کلی به کامنت بالاشون نگاه کردم....چند بار خوندم....ولی من واقعا نمیتونم بخونم چی نوشتن...:sadsmiley:.......


ددس...د3...شکه؟....دادا6....منژره؟؟....:sad:....
 

mahsa.

New member
یه روز صبح تاپیک گذاشتم در مورد انواع بله گفتن عروس خانم ها سر سفره عقد (((:) اون روز قرار بود 2 ساعت دیگه خودم بله رو بگم :rolleyessmileyanim:

چقدر استرس داشتی ماشالا .......ایشالا خوشبخت شی.

خاطره بگم:من اولش به هرکی پیام دوستی میدادم استرس داشتم قبول نکنه
یادمه تازه اومده بودم به ارشد 90پیام دوستی دادم نگو ایشون رفتن افق تا برگزدنو ادم کنن کلی تخریب روحیه داشتم.
 

mahsa.

New member
سلام ملتـــ ...

د3 مــا رو از پشـــ بشینــا /...

اسپم میایــوندیــن /...

(بابا دیروز 15 صفــه ارسالی رو ورق بژدیم و بحشفدیدم سندینگارو :) ملدیــم /...

امــروژ بــ خیر ...


........................................................

مـــا می گفتیمــا : ایــــ منـژره اتاق /... اینـــورا نــی ــو اونوراس ختمــا /...

حالا شکّّّّّـه مـــون ...

آقــا میشه گفتـــ بر ملا شــد همه چــی /...

می گفتیم ایـــ شرلوکــ خودمـــونــم ... (دس بــ یکی کردـیـن هـاع؟!!!)

.............................................................................


یه روز داشتیم یه چیزایی می تایپدیدم (نقل) /...

کلمه آجـی یا دادا6 رو به کار بردیم /...

بعــد فکردیم اشتباه کردیم و اون یکی رو بوگــذاشتیم (ویرایش)

ای دل غافل /... قبلیه ددس بوده/... (نقلـیده شدیــم زود)


..................................................................

ملتـــ ایـــ 3 تـــا بکــس ــو هنـــوژم با هم اشتبا می گیریم /...

Mahsa .
Mohana (تلفظـو هنوژم موندیم)
Mahnam
(خــدا کنه ددس نبشته باشیــم) (ددس بود _ تقلبــ زدم ازون بالا)

خــدا رو شکــر آجــی مهســا رو دیگه زیاد اشتبا نمی گیریــم /...

///////////////////////////////////////////////////////////

یه چیـز دیگه :

بابابرقی :

به قول گفتنـی تــو کتمـــون نمی ره بگیــم آجــی /...

Just BR0B


:riz304:

ممنونم زیرو جان
از خاطرات برای رفع اسپم ...........دست خط نستعلیق ام جی و دست خط ادمین در تاپیک زیرو بود.
 
جالب انگیز ناک بود!
بله رو گفتید بالاخره؟

تو اینترنت دنبال یه متن زیبا برای بله گفتن بودم که اون مطلب طنز در مورد انواع بله گفتن عروس خانم ها رو پیدا کردمو کلی خندیدم
آخرشم گفتم با اجازه بزرگترا و پدرو مادرم بعله :p
البته بار اول رفته بودم گل بچینم بار دوم هم رفتم گلاب بیارم :)
وقتی نوبت همسرم شد عاقد گفت... اونچه که برای همه داماد ها مسلم و مشخصه نه حق دارن گل بچینن نه گلاب بیارن؛ عایا از طرف شما وکیل هستم؟ (((:)

 
آخرین ویرایش:
بالا