حیفه اگه نخونیم

am-ml

New member


دوچرخه هم یه وسیله نقلیه هست مثل بقیه وسایل،که از ماشینم سالمتره(چه از دیدگاه سلامتی چه محیط زیستی). همونطور که رانندگی ماشین سواری برای خانوما عجیب نیست دوچرخه هم همینطور باید باشه.اینکه خانوما بعضی مسائل رو باید بیشتر مراعات کنن درسته ولی با عادات غلطی که عرف شدن مخالفم.
حرفتون در مورد رعایت مراتب اداری کاملا درسته. من همه راهها رو امتحان کردم ولی چون جوابی نگرفتم مجبور شدم خودم پا پیش بذارم.اونا رو تو پست قبلی نگفتم تا اطاله کلام نشه.
آخه همش این نبود که.....یادمه تو یکی از روستاها چند روز سیل شدیدی اومد. ولی من هر کاری کردم نذاشتن تا باگروه برم برا بازدید(اون موقع تازه کار بودم). بعدش کارشناس مسئولمون اومد و من به خاطر کم کاری گزارش کرد. کلی به آب و آتیش زدم تا ثابت کنم مقصر نبودم. آخر سر رئیس شبکه خودش ازم معذرت خواهی کرد.برامن مردم همیشه مهمتر از مسئولینن. برام مهم نیست که اونا تاییدم کنن یانه. همین که هنوزم که هنوزه مردم اونجا باهام تماس میگرن و حالمو جویا میشن کافیه.
من در مورد دوچرخه بحث ندارما ،میگم باید دید چیزی که براش میجنگیم اندازه زحمتمون ارزش داره ،یا نه باید گذاشت تو یه موقعیت بهتر ،در واقع بعضی وقتا باید اول زیر ساخت ها رو آماده کرد.
در مورد وضعیت کاری اگه نظر میدم چون ما هم رشته هستیم ،راستش تعجب می کنم که چطور تو زمان ایجاد یه حادثه از حضور بهداشت محیط که مدیر بحران تیم بحران شبکه ها هست جلوگیری شده ولی لااقل شما باید ،درخواستت رو از اون فردی که اجازه نداد (احتمالا مسئول مرکز دیگه) کتبی می کردی که مدرک داشته باشی. البته گفتی که نهایتا قضیه معلوم شده .
می دونی آوا جون صداقت خالی در مقابل کسانی که صادق نیستن ،باعث میشه که نتیجش این باشه که امروز مردم اون منطقه از وجود کسی که واقعا به فکرشون بود محروم شدن و احتمالا یکی رو میارن که هماهنگ با خودشون باشه.
در صورتی که میشد کاری کرد که شما تو سیستم بمونی و به مردم کمک کنی ...
هیچ رئیسی کم کاری رو به طور واضح انجام نمی ده ،اینو دیگه حتما متوجه شدی همیشه دنبال یکی هستن که اینطور کارا و کوتاهی ها رو گردنش بندازن ،کی بهتر از همونی که بودنش واسشون دردسره...
 
آخرین ویرایش:

am-ml

New member
شرمنده که حرفام زیاد و طولانی شد. ولی بعضی حرفا هست که باید زده بشه.
درمورد اینکه گفتین رئیس باتوجه به صلاحدید می تونه تعیین کنه،باید بگم که بعد از پیگیریای من به همه طرحیهای جدید تسهیلات داده میشد. اگه امکانش رو نداشتن پس بعد اعتراض هم نباید شرایط تغییر می کرد.
برادر من تو دیوان محاسبات کشور شاغله و به دخل و خرج دانشگاهها و ادارات رسیدگی می کنن. همیشه از پولهایی میگه که تو دانشگاهها و ادارا ت خورده میشه. همشم تقصیر ماهاست که بیخیال از کنارحقوقمون میگذریم و اونا رو تو کاراشون شیر می کنیم.
نگفتم بیخیال از کنار کاراشون بگذریم ،گفتم در مقابل آدم با تجربه و زیرک که تازه سیستم هم همیشه پشت اون هست تا ما ،مثل خودش باشیم زیرکانه رفتار کنیم در عین حالی که اعتراضمون رو انجام می دیم و از حق خودمون و دیگران دفاع می کنیم، کاری هم نمی کنیم که برای یه هدف کوتاه مدت یه هدف بزرگتر رو از دست بدیم ،خودتون تو زمینه بهداشت محیط کار کردین میدونید که بودن یه نیروی بی تجربه و کم توجه به حق و حقوق مردم ،چه مخارجی رو میتونه رو دستشون بگذاره ،و از طرفی دیدین که واحد بهداشتی که میشه بهترین بهره وری تبلیغی رو واسه رئیس شبکه ها داشته باشه ما هستیم ،اینا همه اهرم های قدرت شما بودن ...
همه توی اداره رویه من رو میدونن و میدونن که چه چیزایی خط قرمز های منه ،همونایی که تو کار خودشون خط قرمز های من رو رعایت نمیکنن ،به من که می رسن رعایت می کنن ،تو طرح و بعد از استخدام همیشه اینطوری بودم ولی بازم میگم با آدم زیرک و زرنگ باید مثل خودش رفتار کرد...البته با این تفاوت که اون اخلاق رو رعایت نمیکنه و شما باید رعایت کنی و همین باعث میشه که گاهی زجرت بدن ولی خدام بیکار ننشسته که به وقتش طوری خودش رو نشون میده که هم دل تو رو حسابی خنک میکنه و هم اونا رو حسابی ادب میکنه...
پ.ن:در مورد اون پولایی که میگین ،خوب ایشون تو جایی ههستن که دقیقا وظیفشون اینه که جلوی همین کارا رو بگیرن،ازشون بپرسین چرابساط این حیف و میل ها رو جمع نمی کنن، بپرسین ببینین میتونن ... همیشه خواستن توانستنه ولی زمان توانستن بلافاصله بعد از خواستن نیست ،باید تلاش کرد،زیرکانه و مداوم...
دیگه اینکه اینهمه گفتم زیرکانه منظورم این نیست که من خیلی اینطوری ام در واقع من هم زیادی رک گو هستم ولی فقط اول صبر میکنم زیر پام محکم باشه ،ولی این کارای زیرکانه رو باید از اونایی یاد گرفت که آدمای معتقدی هستن ولی تو همین سیستم و با همین رئیس و روسا مورد تشویق و احترام هستن ...
 

am-ml

New member
به کجا چنین شتابان؟»
گون از نسیم پرسید.

دل من گرفته زینجا،
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم. . .


به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم.

سفرت به خیر اما، تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه‌ها، به باران،
برسان سلامِ ما را.
دکتر یه سوال پرسیدم ازتون تو پستای قبلی ولی بهم جواب ندادین ،بازم تکرار می کنم:
پیشرفت چقدر به انگیزه های درونی بستگی داره و چقدر متاثر از جامعه و انگیزه های بیرونی هست؟
پ.ن: تا همین جاش هم شما آدم موفقی هستین ،لطفا جواب این سوالم رو بر اساس تجربه این مدتتون بگین .

اونجایی که آرزوی رفتنش رو دارین ،همه چی آمادس و هیچ چیز منفی نیست؟
 

am-ml

New member
سلام دوست عزیز اینهایی که گفتی درست من قبول دارم که حاکمیت کمی درمورد آموزش ها مشکل داره ولی:
1- نمی دونم شما چرا کشور 30 ساله مارو دارین با یک رژیم چند صد ساله مقایسه میکنین؟
2-چند بار اینو شنیدید که مثلا یه رفتگر چند میلیون پول پیدا کرده و به صاحبش پس داده؟(پس تا حدی ما اینها رو داریم!)
3-تو چند پست قبلی گفته بودین که کهن سالهای ژاپنی جونشونو فدای جوونا کردن خوب تو مملکت ما که جونا (با اون همه امید وآرزو) جونشون فدای مملکت شون کردن .

4-واما نتیجه گیری:
1-4 شاید تو مملکت مارفاه کم باشه ولی اینو اصلن قبول ندارم که فرهنگ ما بیشتر از ژاپن مشکل داره!
2-4 امید تو مملکت ما زیاده و یه دلیل هم براش دارم اگه یکی از همین کشورها که گفتین اگه وضع مارو داشتن از مملکتشون فرار نمی کردن؟
در آخر عزیزی می گفت:وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
واقعا درسته ،بعلاوه اینکه اگه تو تاریخ دقت کنیم ،قبل از این سی ساله همیشه دست یکی از این ابر قدرت های پیشرفته که به قول اون دوستمون(صاحب ایمیل) دنیا رو گلستان کردن ،تو راس این مملکت بوده ،همون موقع هم اونا خیلی از ما جلوتر بودن ،چرا یه قدری از پیشرفت هاشون رو اونطوری که واقعا به نفع ما باشه (نه به قصد بازاریابی که الان هم حاضرن ) در اختیار حکام ما نگذاشتن؟
همین الانش چقدر تلاش میکنن ما رو عقب نگه دارن؟
اگه اینقدر انسانیت در اونجا رشد کرده که میدونن هر انسانی (معلول و مسن و...)حق داره اونطوری که دوست داره زندگی بکنه و اتفاقا جامعه باید به ضعیف ها کمک کنه ،ما ضعیف (اونا میگن دیگه) ما معلول (اونا تصور میکنن) کجاست کمک هاشون؟
مردم آزاده رو تو هر کجای دنیا جدا می دونم از حاکمان و تاجران مستبد.
 

mj1919

New member
سلام دوست عزیز اینهایی که گفتی درست من قبول دارم که حاکمیت کمی درمورد آموزش ها مشکل داره ولی:
1- نمی دونم شما چرا کشور 30 ساله مارو دارین با یک رژیم چند صد ساله مقایسه میکنین؟
2-چند بار اینو شنیدید که مثلا یه رفتگر چند میلیون پول پیدا کرده و به صاحبش پس داده؟(پس تا حدی ما اینها رو داریم!)
3-تو چند پست قبلی گفته بودین که کهن سالهای ژاپنی جونشونو فدای جوونا کردن خوب تو مملکت ما که جونا (با اون همه امید وآرزو) جونشون فدای مملکت شون کردن .

4-واما نتیجه گیری:
1-4 شاید تو مملکت مارفاه کم باشه ولی اینو اصلن قبول ندارم که فرهنگ ما بیشتر از ژاپن مشکل داره!
2-4 امید تو مملکت ما زیاده و یه دلیل هم براش دارم اگه یکی از همین کشورها که گفتین اگه وضع مارو داشتن از مملکتشون فرار نمی کردن؟
در آخر عزیزی می گفت:وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...

سلام
1- چرا تاریخ برای شما از 30 پیش شروع میشه؟ بر فرض از 30 سال پیش، مگه کره، که الان واسه ی ال جی و سامسونگ . فلان و فلانش همین ملت سر و دس می شکنند، 30 سال پیش بدبخت و بیچاره اقتصادی نبود! (مثال نقض)
ادامه: تمام کشورهایی که ذکر شدند همگی دارای حاکمیت قانونی هستند و هیچ کدوم رژیم نیستند!
2- این مورد دو، اونقدر توی ایران نادر است، که هر بار که اتفاق می یافته، توی رسانه ها به عنوان یک خبر داغ ازش یاد می کنند (قبول کنید که غالب جمعیت کشورمون اینطوری نیستن، مثال نقض رو بالعین میبینید، توی اجتماع، موضع نگیرید، فقط کمی اندیشه کنید)
3- در مورد ایثار: توی کشور ما ایثار یک امر دینی محسوب میشه، نه ملی! درسته؟ ، توی ژاپن ، ایثار یک امر اخلاقی است! (دین که ندارند!)، (وصیت علی (ع) : مبدا دیگران در عمل به قرآن از شما پیشی بگیریند

41- چرا؟
42- بابا یکمی منطقی باشیم! اصن چقدر از مردم امکان فرار رو دارن؟
نزدیک ترین کشور بدرد بخور به ما، چند هزار کیلومتر راه داره! با این نرخ ارز، چندین میلیون هم هزینه داره! برید دورو برتون ببینید، از راننده تاکسی تا دکتری، همه دارن میرن!
با اینکه سفارتهای کانادا و آمریکا و انگلیس و ... فلان جمع شده، بازم ملت کوتاه نمیان، دارن میرن!
از دل خوششونه؟

ما هم امید داریم،
دلیل نمیشه آرزوهای خوبمون رو فریاد نکنیم!
 

mj1919

New member
دکتر یه سوال پرسیدم ازتون تو پستای قبلی ولی بهم جواب ندادین ،بازم تکرار می کنم:
پیشرفت چقدر به انگیزه های درونی بستگی داره و چقدر متاثر از جامعه و انگیزه های بیرونی هست؟
پ.ن: تا همین جاش هم شما آدم موفقی هستین ،لطفا جواب این سوالم رو بر اساس تجربه این مدتتون بگین .

اونجایی که آرزوی رفتنش رو دارین ،همه چی آمادس و هیچ چیز منفی نیست؟

این تعارف رو جدی نمیگیرم، تعاریف فرق میکنه،

در پاسخ به سوالتون،

میشه گفت همش حاصل یادگیری است، یعنی چی؟

یعنی هدف های فرد، حاصل برهمکنش ش با محسط بیرون است، مثلا توی کلاس درس به شما می گن که رشته های دانشگاهی پولساز اینها هستند، اینطوری میشه که هدف برای این دانش آموزان اول دبیرسالتی میشه کنکور!

بعد کلاس کنکور شکل میگیره! و قبولی توی اون رشته ی دانشگاهی ، میشه یک پیشرفت بزرگ برای فرد قبول شده، چون جامعه اون رو تعریف کرده!

جالا برگردیم به پست اول، تعاریف از پیشرفت فرق میکنه، معیارها متفاوته، یهو به تناقض میرسه، می بینه که ای بابا ارزشهایی متفاوت هم وجود داره!

بذارید قضیه رو باز کنم: مثلا ایران و کانادا،

ارزشهای موجود برای مردم این دو کشور متفاوته، توی ایران یک بخشی ناشی از مسایل ددینی و آموزه های آن است و یک بخشی هم از فرهنگ مردم.

در کانادا بیشتر فرهنگ عمومی مردم و فرهنگ ملی. (چون در بین ادیان مختلف ارزشها شون مشترکه، پس مربوط به دین نیست)

من نمی خوام بحث در مورد دین بکنم، همانطوری که قبلا گفتم، شاید بیشتر منظور من، در مورد چگونگی اداره ی کشور، چگونگی برنامه ریزی برای سرنوشت مردم، چگونگی طرح ریزی آرزوهای مردم است!



مهندسی رضایت!



الان که میرم دوباره سوالتون رو می خونم، نمی دونم جواب درست دادم، یا نه،

منظورم: بیشتر آرزوها ی فرد حاصل برهمکنش های فرد با بیرون است (که یکسری آرزوهای ثابت هم داریم، که حاصل یک اصول ثابت است، مث دین اسلام، چون اصول ثابته، پس ارزش هاشم ثابته، که من روی این بحث نمی کنم، چون معیار درست اجرایی برای انطباق وچود نداره)
 

mj1919

New member
واقعا درسته ،بعلاوه اینکه اگه تو تاریخ دقت کنیم ،قبل از این سی ساله همیشه دست یکی از این ابر قدرت های پیشرفته که به قول اون دوستمون(صاحب ایمیل) دنیا رو گلستان کردن ،تو راس این مملکت بوده ،همون موقع هم اونا خیلی از ما جلوتر بودن ،چرا یه قدری از پیشرفت هاشون رو اونطوری که واقعا به نفع ما باشه (نه به قصد بازاریابی که الان هم حاضرن ) در اختیار حکام ما نگذاشتن؟
همین الانش چقدر تلاش میکنن ما رو عقب نگه دارن؟
اگه اینقدر انسانیت در اونجا رشد کرده که میدونن هر انسانی (معلول و مسن و...)حق داره اونطوری که دوست داره زندگی بکنه و اتفاقا جامعه باید به ضعیف ها کمک کنه ،ما ضعیف (اونا میگن دیگه) ما معلول (اونا تصور میکنن) کجاست کمک هاشون؟
مردم آزاده رو تو هر کجای دنیا جدا می دونم از حاکمان و تاجران مستبد.

"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه11
 

am-ml

New member
"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه11
:applause: خوشحالم که بالاخره این آیه رو گفتین از اول این بحث تو ذهنمه ولی یه جورایی دوست داشتم یکی غیر من اینو بگه،حالا خواهش میکنم لااقل تا عصر روی همین آیه فکر کنین و بعد یه بار دیگه به سوالام جواب بدین.
البته توضیحی که دادین رو من هم قبول دارم ولی جواب سوالم نیست رو همین توضیح هم حرف زیاد دارم .
اما اینکه گفتم شما آدم موفقی هستین ربطی به تعریف شخصی من نداره (شمام قبولش داری ،تو یه تاپیکی به طور ضمنی اینو گفتین ،واستون لایک هم زده بودم) اما شما به این حد قانع نیستین ،خوب این ویژگی رو هر کسی که میخواد پیشرفت کنه و درجا نزنه باید داشته باشه ،اما اگه داشته هاتون رو نادیده بگیرین (شاید خود کم بینی،شاید) اصلا درست نیست.
لطفا یه بار دیگه به هر دوتا سوالی که پرسیدم جواب بدین ولی نه الان ،شب. بیشتر بهش فکر کنین.
پ.ن: جواب شما برای من مهمه چون موفق بودنتون رو قبول دارم.
 

arezoo90

New member
طبق این ایه مقدس قران درسته تاملتی خودشون نخوان سرنوشتشون تغییرنمیکنه اما!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس چراعرب ها که جاهلان زمان پیامبر بودند وبرای پیشرفت واین حرف ها کاری نمیکردن با به رسالت رسیدن پیامبر واموزه های ارزشمند ایشون یه دفعه مسلموناپیشرفت کردند وتاسالها این پیشرفتها ادامه پیدا کرد!
ممکنه بپرسیدکه خوب مسلمونا این اموزش هاروقبول کردندوانجام دادندکه به پیشرفت رسیدندپس خودشون خواستند؟!
درسته !به نظرشما اگه کسی برای شمادلیل منطقی ودرست بیاره که این کاردرسته شماانجامش نمیدید؟البته با افرادمستثناکاری ندارم که فقط حرف خودشونو قبول دارن!
پس اگرسیستمی راه حل های مناسب ارائه بده مردم عاقل ومنطقی قبول میکنن البته تاجایی که قدرت تصمیم گیری دارن!
ازطرفی برای بعضی ازمردم اجبارلازمه پس اگر قانونی گذاشته میشه بایدبه طورجدی پیگیری شه
 

ketabsabz

Well-known member
من تقریبا نه کامل کامل پستا رو خوندم و موضوع دستم اومد.میدونین مشکل چیه ،اینه تعریف درستی از دین رو نداریم دین وسیله ایه برای رسیدن به کمال یه راهو روش که در نهایت ما رو به مقصد نهاییمون به شکل درستی برسونه،نه اینکه یه سری افراد در قالب دین بیان و سوء استفاده کنن که الانم تعدادشون زیاده همچین آدمایی به اسم دین هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن و این وسط چهره ی دین رو خراب میکنن و مردمو از همه چی زده میکنن ،در صورتی که اصل چیز دیگه ایه اینا چسبیدن به ظاهر به خدا اینطوریا نیست ،
چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستمکاری به هنگام بی نیازی. (حضرت علی ع)این یعنی آدم هیچ وقت نباید از حقش بگذره و جایی که حق باهاش نیست نباید زورگوباشه ،/البته من فقط نظر خودمو گفتم و قصد اتهام به کسیو هم ندارم/
 
آخرین ویرایش:

mj1919

New member
من تقریبا نه کامل کامل پستا رو خوندم و موضوع دستم اومد.میدونین مشکل چیه ،اینه تعریف درستی از دین رو نداریم دین وسیله ایه برای رسیدن به کمال یه راهو روش که در نهایت ما رو به مقصد نهاییمون به شکل درستی برسونه،نه اینکه یه سری افراد در قالب دین بیان و سوء استفاده کنن که الانم تعدادشون زیاده همچین آدمایی به اسم دین هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن و این وسط چهره ی دین رو خراب میکنن و مردمو از همه چی زده میکنن ،در صورتی که اصل چیز دیگه ایه اینا چسبیدن به ظاهر به خدا اینطوریا نیست ،
چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستمکاری به هنگام بی نیازی. (حضرت علی ع)این یعنی آدم هیچ وقت نباید از حقش بگذره و جایی که حق باهاش نیست نباید زورگوباشه ،/البته من فقط نظر خودمو گفتم و قصد اتهام به کسیو هم ندارم/
ممنون از مشارکتتون توی بحث!

ولی موضوع روی این قضیه نیست،

بیشتر در مورد روش زندگی غربی و روش زندگی ما توی ایران است (life style) و اینکه چجوری این شکل می گیره!
 

ketabsabz

Well-known member
ممنون از مشارکتتون توی بحث!

ولی موضوع روی این قضیه نیست،

بیشتر در مورد روش زندگی غربی و روش زندگی ما توی ایران است (life style) و اینکه چجوری این شکل می گیره!


خوب به نظرم خیلی از مسائلی که دوستان عنوان کردن از همینجا نشات میگیره ما درست توجیه نشدیم، اینکه چرا ما اینقد از غربی ها عقبیم هم میتونه وجود همچین آدمایی باشه ،اونایی که فقط به فکر منافع خودشون هستن و اصلا پیشرفت کشور براشون اهمیتی نداره ،خوب روش زندگی ما همونیه که دینمون گفته ولی چگونگی تفسیرش مهمه خیلی ها به غلط تفسیر میکنن.........................
 

am-ml

New member
خوب به نظرم خیلی از مسائلی که دوستان عنوان کردن از همینجا نشات میگیره ما درست توجیه نشدیم، اینکه چرا ما اینقد از غربی ها عقبیم هم میتونه وجود همچین آدمایی باشه ،اونایی که فقط به فکر منافع خودشون هستن و اصلا پیشرفت کشور براشون اهمیتی نداره ،خوب روش زندگی ما همونیه که دینمون گفته ولی چگونگی تفسیرش مهمه خیلی ها به غلط تفسیر میکنن.........................
یه نکته مهم همین مسئله است.موافقم،البته این اونا مسئولین اگه باشه درسته ها وگرنه افراد عادی باید به فکر خودشون و دور وبریاشون باشن ...
 

hoorsa

New member
ممنون دوستانی که در مورد پست من نظر دادین...من نمی دونم چرا هرچی لایک کردم براتون نشد...اومدم حضوری تشکر کنم :rose:
به نظرم یه دلیلی که ما پیشرفت نمی کنیم همونطور هم که بچه ها گفتن ، سو مدیریت هاست...اکثر جاها مدیرایی دارن که شایسته اون مقامشون نیستن...کسایی رو می بینی که خیلی لیاقت و توانایی مدیریت رو دارن اما بنا به دلایلی که خودتون می دونید هیچوقت از حد یه کارمند ساده بیشتر نمی شن...ما دلسوز تو جامعه مون کم نداریم اما اینا مدیر نیستن چون نمی ذارن به اونجا برسن...
یه دلیل دیگه به نظرم اینه که ما تخصصی رفتار نمی کنیم...خیلیا با مشغول به کارای غیر مرتبط با رشته شون هستن...طبق روتین یه چیزی رو یاد می گیرن و به همونم قانع میشن اما واقعا همونطور که می دونید با پیشرفتی که علوم داشته باید به سمت تخصصی شدن پیش بریم ...شاید رشته هایی تو بعضی دانشگاه ها باشه که ما حتی به ذهنمون هم نمی رسه...شما درمورد رشته ی دیوید بکهام و یا تاریخچه ی قلاب بافی و یا مطالعات رابین هود یا توسعه ی بامبو چیزی شنیدین؟من که تازه شنیدم...اما ما اینجا مهندسامون راننده تاکسی هستن...هوشبرا تو فوریت پزشکی ممکنه کار کنن...منشی ها لیسانس حسابداری دارن...بازاراب ها ریاضی محض خوندن و ...!خب چه جوری پیشرفت کنیم؟
از طرفی خودم ما هم اکثرا آدم های تنبلی هستیم...فرهنگ کارو تلاش خیلی رواج نداره خصوصا تو شهرای غیر پایتخت...خیلی وقتا حتما باید یه دست زوری رو سرمون باشه...چرا ما باید ساعت مطالعه مون از 2 ساعت تو ابان و آذر به 8 ساعت تو اسفند برسه...چون که کمبود وقت و نزدیک شدن به امتحان ارشد که همانا دست زوره ، مارو مجبور به تلاش بیشتر کرده و گرنه پای هیچ جادوگری در میان نیست...
خیلی وقتا ما فقط پیشرفت غرب رو می بینیم...ژاپن رو ببینید که با وجود پیشرفت زیادش چطور کیمونوشو حفظ کرده؟البته نه به این معنی که اونجا پرستار و پلیس های خانم کیمونو می پوشن اما تو مراسم های سنتی و هرجا که لازم باشه هویت ژاپنی به نمایش گذاشته بشه با کمونو ظاهر میشن...طوری که الان همه ژاپن رو با کیمونوش می شناسن...اما ما چی ؟ اصلا لباس سنتی رسمی ایران چیه ؟ یه نگاه به سر و شکل فوتبالیست هایی که اینقدر مردم به خاطرشون بالا و پایین می پرن و پوستراشونو به در و دیوار می کوبن بندازین...مثلا این یعنی پیشرفت؟
ای بابا...بازم که رفتیم رو منبر :riz513:
 

mohsen_1368_m

New member

سلام
1- چرا تاریخ برای شما از 30 پیش شروع میشه؟ بر فرض از 30 سال پیش، مگه کره، که الان واسه ی ال جی و سامسونگ . فلان و فلانش همین ملت سر و دس می شکنند، 30 سال پیش بدبخت و بیچاره اقتصادی نبود! (مثال نقض)
ادامه: تمام کشورهایی که ذکر شدند همگی دارای حاکمیت قانونی هستند و هیچ کدوم رژیم نیستند!
2- این مورد دو، اونقدر توی ایران نادر است، که هر بار که اتفاق می یافته، توی رسانه ها به عنوان یک خبر داغ ازش یاد می کنند (قبول کنید که غالب جمعیت کشورمون اینطوری نیستن، مثال نقض رو بالعین میبینید، توی اجتماع، موضع نگیرید، فقط کمی اندیشه کنید)
3- در مورد ایثار: توی کشور ما ایثار یک امر دینی محسوب میشه، نه ملی! درسته؟ ، توی ژاپن ، ایثار یک امر اخلاقی است! (دین که ندارند!)، (وصیت علی (ع) : مبدا دیگران در عمل به قرآن از شما پیشی بگیریند

41- چرا؟
42- بابا یکمی منطقی باشیم! اصن چقدر از مردم امکان فرار رو دارن؟
نزدیک ترین کشور بدرد بخور به ما، چند هزار کیلومتر راه داره! با این نرخ ارز، چندین میلیون هم هزینه داره! برید دورو برتون ببینید، از راننده تاکسی تا دکتری، همه دارن میرن!
با اینکه سفارتهای کانادا و آمریکا و انگلیس و ... فلان جمع شده، بازم ملت کوتاه نمیان، دارن میرن!
از دل خوششونه؟

ما هم امید داریم،
دلیل نمیشه آرزوهای خوبمون رو فریاد نکنیم!

1-چون ساختار خیلی چیزها تو این سی سال عوض شده نمی گم اسلامی شده ولی قبلا غربی محض بوده ولی الان تلفیقی از غرب و شرق و اسلامه و به مرور بهتر هم میشه! اینو بدونید تو کل کشور های پیشرفته یهود داره حکومت میکنه(خواستی تو این یه مورد با هم بحث کنیم!هزار تا دلیل منطقی میارم!!!)
2-اصلا قبول ندارم که نادره برعکس حلال و حروم خیلی مهمه (شعار نمیدم - شما حتما نگاه می کنید که تو مملکت چقدر اختلاس و .. زیاده _ درسته این به خاطر بدی مردم و فرهنگ نیس به خاطر ضعف قانونه _توهمون ژاپن وچین همچین اتفاقایی زیاد افتاده ولی برو مطالعه کن ببین اونجا با این افراد چی کار کردن!)

3-ملیت ما اسلام است(چرا فرق بین ملیت و دین قائل میشین _ مشکل اصلی!!!!!)

1-4 آمار خود کشی ونگاهشون به مرگ رو مطالعه کن می فهمید ( من همه فرهنگ نمی گم _ مثلا عاشق فرهنگ رانندگی تو کشور های اروپاییم!)
2-4 اصلن قبول ندارم همه دارن میرن (لطفا آمار ندیم!) همیشه اینو بدونین قوت دشمن در ضعف ماست یعنی همه کشور های غربی خوب نیستن ماییم که مشکل داریم (خیلی میرن که فقط یه بار ببینن اونور چه خبره همین!؟)
ممنون
 

am-ml

New member
نظر همه دوستان شاید توی جزئیات کمی با هم فرق داشته باشه ولی در نهایت نظر همه به سوی یک هدف هست.
پ.ن: من شخصی ایرانی رو دیدم که الان یکی از دانشمندان موفق در کشور امریکا هست، حتی بعضی از اعضای موفق دیگه خانواده اش هم به ایشون ملحق شدند و همچنین کسی رو می شناسم که بهترین شرایط رو برای اقامت در بهترین کشورهای جهان رو داره اما به خاطر کشورش؛ ایران؛ خواسته و اینجا مونده! برای من تفکر و نظر هر دو موردی که نام بردم قابل احترام هست خیلی زیاد!

متن زیر رو قبلا توی سایت ایران بیولوژی خونده بودم،خواستم با شما هم به اشتراک بگذارم!

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست. براي مثال كشور مصر بيش از ۳۰۰۰ سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه ۱۵۰ سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه ۸۰ درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

مثال بعدي سوئيس است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود. سوئيس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سوئيس).

افراد تحصيل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد و فعال تبديل مي‌شوند.


پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهایي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

۱ .اخلاق به عنوان اصل پايه
۲.وحدت
۳.مسئوليت پذيري
۴.احترام به قانون و مقررات
۵.احترام به حقوق شهروندان ديگر
۶.عشق به كار
۷.تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
۸.ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
۹.نظم‌پذيري



اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود!

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است!

کسی که اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت!

کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند!

انسانهای منظم افراد خشک وبیحال هستند!

انسانهای با ادب و مبادی آداب متملق به حساب می آیند!

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله هستند!

آدمهائی که دنبال آسایش وامنیت در کشورهای دیگر می گردند غربزده و سر خود معطلند!

و......... !

پایدار باشید.

موافقم و تحلیل خوبیه در واقع همه حرفا رو با هم داره ...
ما وقتی میخواییم از اونایی که به خارج از کشور رفتن مثال هایی بیاریم ،فقط موفق هاش رو می گیم ،از ریپورت شده ها و مهندسانی (تو ایران) که اونجا ظرف شور رستوران ها شدن ،چون روی برگشتن نداشتن و البته از کسانی که رفتن ،موفق نشدن ، چون روی برگشتن نداشتن همه تلاششون رو کردن تا موفق بشن و شدن هم باید نام برد ...
از کسایی که رفتن و موفق بودن ولی فرهنگ اونجا رو نتونستن تحمل کنن و داشتن افسرده میشدن و برگشتن (این مورد البته یه دختر 18 ساله از نزدیکان خودمه که بجز پدر مادرش همه خانوادش انگلیس هستن ولی ایشون برگشت.)
به نظر من همون طوری که از بین اون دنیای آلوده به دنیا انسان های آزاده ای (که الان دیگه تعدادشون کم هم نیست) رشد میکنن و راه خودشون رو پیدا میکنن ،همین جا هم انسان هایی که بخوان موفق باشن ،راهش رو پیدا میکنن،در واقع به اعتقاد من از اونجایی که خدا رو شکر مدیریت کل دنیا دست خداست ،هر کسی که لیاقت خودش رو نشون بده ،خدا جلو میبردش ،همین هم هست که طرف نه میدونه نماز چیه نه خدا کدومه و نه اصلا اعتقادی به این داره که نتیجه هر عملی با خداست ولی نتیجه می گیره و روز به روز خوشبخت تر و دنیاش شاد تر (البته لزوما هرجا رفاه هست ،شادی و آرامش نیست و برعکسش) ولی واقعا و قلبا میگم که بعضی از این اروپایی ها و آمریکایی ها رو بی سوال جواب بهشت خواهند برد...
خدا حساب کتابش مشخصه و نظم داره کاراش ...
کارا رو با وسیله انجام میده ولی باید فرمولش رو رعایت بکنی ...
هیچ تلاشی بی پاسخ نمیمونه اینو خدا تضمین کرده ...
 

mj1919

New member
1-چون ساختار خیلی چیزها تو این سی سال عوض شده نمی گم اسلامی شده ولی قبلا غربی محض بوده ولی الان تلفیقی از غرب و شرق و اسلامه و به مرور بهتر هم میشه! اینو بدونید تو کل کشور های پیشرفته یهود داره حکومت میکنه(خواستی تو این یه مورد با هم بحث کنیم!هزار تا دلیل منطقی میارم!!!)
2-اصلا قبول ندارم که نادره برعکس حلال و حروم خیلی مهمه (شعار نمیدم - شما حتما نگاه می کنید که تو مملکت چقدر اختلاس و .. زیاده _ درسته این به خاطر بدی مردم و فرهنگ نیس به خاطر ضعف قانونه _توهمون ژاپن وچین همچین اتفاقایی زیاد افتاده ولی برو مطالعه کن ببین اونجا با این افراد چی کار کردن!)

3-ملیت ما اسلام است(چرا فرق بین ملیت و دین قائل میشین _ مشکل اصلی!!!!!)

1-4 آمار خود کشی ونگاهشون به مرگ رو مطالعه کن می فهمید ( من همه فرهنگ نمی گم _ مثلا عاشق فرهنگ رانندگی تو کشور های اروپاییم!)
2-4 اصلن قبول ندارم همه دارن میرن (لطفا آمار ندیم!) همیشه اینو بدونین قوت دشمن در ضعف ماست یعنی همه کشور های غربی خوب نیستن ماییم که مشکل داریم (خیلی میرن که فقط یه بار ببینن اونور چه خبره همین!؟)
ممنون



سوال بنده رو جواب ندادید،
سی سال برای ایجاد ساختار جدید، کافیه (مثال هم زدم، کره و ..)
من هیچ تلاش معنی داری برای بهبود کیفیت زندگی مردم نمی بینم!
(وجود این پیشرفتها ی وسیع در زمینه های علمی خصوصا نظامی کشورمون رو هم رد نمی کنم، اعتقاد دارم که هرگونه تفکر دینی-مدیریتی دیگه هم بود بازم هم اینقدر پیشرفت داشتیم، شاید بیشتر)
پس اینجور اندیشیدن، هیچ سودی برای ما نداشته!

نکته ی بعدی، قانون ما مشکلی نداره، کاملا دقیق است، مشکل ما در اجرا است، مجری قانون کیه،؟ که ازش تمرد می کنه، کیه که 3000000000000 تومان دزدی می کنه و هنوز تعدام نشده؟
دادگاه برگزار شده هنوز اسم معاون وزیر رو نمیگن، بعد واسه ی مجری شبکه ی بی بی سی، بی آبروش می کنن که فلانش فلانه!

اگه بخواهید می تونم چندید مثال نقض بیارم از ضعف فرهنگ مردم کشورم، و فرهنگ بالای مردم کشور های پیشرفته!!!!!!!!!!!

بیاید منطقی باشیم، فیس بوک، نمونه ی خوبی از مطالعه ی حامعه شناسی فرهنگها ست،
صفحاتی مث صفحات چرندیات، فحش، تحقیر و ... بالای چند میلیون لایک دارن!
خب بابا اینا مردم اند دیگه، نمیشه که فیلتر کرد، دسته بندی کرد؛
چند وقت پیش بود که صفحه ی ناسا رو با حرفهای رکیک داغون کردند!
و هزار مثال دیگه از فرهنگ غنی ایرانی!

در مورد 3، ملیت ما اسلام است، عجب ! پس یهودیان و سایر ادیان دیگه تو یران، چی؟ مگه در فرهنگ حکومت داری امام علی هم اینجور تعابیری وجود داشت؟ یعنی چی ؟

41- هم بله، خودکشی در ژاپن بالاست، به دلیل زندگی ماشینی فوق سریع شون، و یا ضعف معنوی،

42- بله اصلا کشورهای خارجی خوب نیستن!

(دوستانی که رقتند و تعریف می کنند هم همه خالی بندند، )

بابا جان چند تا چیز خوب از ااینجا تعریف کن که جامعیت داشته باشه، ماهم دلمون قرص شه بگیم ماهم اینا رو داریم!
 

mj1919

New member
متاسفانه،
کشور ما دچار یک چند دستگی شده است،
دسته ی حاکم،
دسته ی غیر حاکم،

دایره ی شماره ی یک؛ یک طرز فکر خاص رو در بر میگیره،
هرکسی که بهش نزدیک باشه، باید یکسری آرمانها رو بپذیره، تا قدرتمند تر بشه، در حالی که کسی که اون آرمانها رو بنا نهاد(امام راحل)، اساس و سند اون رو به مردم داد،
شعاری که روزهای اول تغییر حکومت شنیده می شد، این ها همه متعلق به مردم است!
تا حدود زیادی انگیزه در جهت عملی شدندش هم بود!

ولی الان چی؟
نقش و جایگاه مردم توی بدست گرفتن اساس زندگی شون چقدره؟

چقدر مردم روی سرنوشتشوون تاثیر دارن؟

نمی دونم چرا نمیشه مطالب رو باز کرد...
 

AWWA

New member
نظر همه دوستان شاید توی جزئیات کمی با هم فرق داشته باشه ولی در نهایت نظر همه به سوی یک هدف هست.
پ.ن: من شخصی ایرانی رو دیدم که الان یکی از دانشمندان موفق در کشور امریکا هست، حتی بعضی از اعضای موفق دیگه خانواده اش هم به ایشون ملحق شدند و همچنین کسی رو می شناسم که بهترین شرایط رو برای اقامت در بهترین کشورهای جهان رو داره اما به خاطر کشورش؛ ایران؛ خواسته و اینجا مونده! برای من تفکر و نظر هر دو موردی که نام بردم قابل احترام هست خیلی زیاد!

متن زیر رو قبلا توی سایت ایران بیولوژی خونده بودم،خواستم با شما هم به اشتراک بگذارم!

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست. براي مثال كشور مصر بيش از ۳۰۰۰ سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه ۱۵۰ سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه ۸۰ درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

مثال بعدي سوئيس است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود. سوئيس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سوئيس).

افراد تحصيل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد و فعال تبديل مي‌شوند.


پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهایي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

۱ .اخلاق به عنوان اصل پايه
۲.وحدت
۳.مسئوليت پذيري
۴.احترام به قانون و مقررات
۵.احترام به حقوق شهروندان ديگر
۶.عشق به كار
۷.تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
۸.ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
۹.نظم‌پذيري



اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود!

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است!

کسی که اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت!

کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند!

انسانهای منظم افراد خشک وبیحال هستند!

انسانهای با ادب و مبادی آداب متملق به حساب می آیند!

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله هستند!

آدمهائی که دنبال آسایش وامنیت در کشورهای دیگر می گردند غربزده و سر خود معطلند!

و......... !

پایدار باشید.
به نظرمنم جواب نسبتا جامعی بود. همه اینا برمیگرده به ضعف آموزش(از خانواده گرفته تا دانشگاهها و ادارات)که نتیجه اون تربیت مدیران و کارکنان ضعیفه و از طرفی عدم وجود ضمانت اجرایی برای قوانین هست.
 

am-ml

New member
وقتی همه بی تفاوت میشویم از وبلاگ فرید احمدیان


ما نیاز داریم احساس مسییولیت کنیم، ما نیاز داریم بی تفاوت نباشیم، ما به یه روال نظارتی پایین به بالای درست حسابی نیاز داریم، ما به یه سیستم اتوماسیون قوی نیاز داریم که آدما توش فقط عامل باشن نه مسیول یه چیزی که بهشون قدرت اعمال عقده های درونیو بده، ما نیاز داریم جامعه اطرافمون رو بهتر کنیم تا بتونیم با افتخار زندگی کنیم و سرمونو بالا نگه داریمو لبخند بزنیم.

هنوزم امید دارم، به اینکه شاید راهی وجود داشته باشه که ماها بهش نرسیدیم، شاید من اشتباه برداشت کردم، شاید فردا این جامعه اوضاش بهتر بشه، شاید فردا آدمای کمتری بخوان از همدیگه فرار کننو برن خارج، شاید فردا مردم تو هر جا و هر شرایطی خودشونو از لبخند و احترام همدیگه محروم نکنن.

و من، هنوز امید دارم!

میدونین اگه هر کسی یه دقیقه فقط یه دقیقه تو زندگیش سعی کنه وایسه ،فکر کنه که داره کجا میره و به چی میخواد برسه ،شاید خیلی از این شرایط نباشه ...
شنیدم یه بار تو اصفهان سیب زمینی گرون شد ،تا یه سال مردم نخوردن ،مجبور شدن با قیمت واقعی بدن دست مردم ...
تو جریان این گرونی مرغ من به اتفاق تیم بازرگانی می رفتم برای نظارت بهداشتی ...
تو مغازه ای که تا قبل از این مغازه داره میگفت من 7 کیلو فروش ندارم ،بهش هفتاد کیلو میدادن ،در چشم بر هم زدنی غیب میشد...
یه مغازه دار بازرسای ما اول ماه رفته بودن 70 کیلو موادغذایی تاریخ گذشته از مغازه ش توقیف کرده بودن ،آخر ماه دوباره شکایتی که تاریخ گذشته فروخته ،بازرس مربوطه اعلام کرد ،که من دیگه پام رو تو مغازه اش نمیگذارم ،اول ماه رفتم بازرسی روتین و 70 کیلو تاریخ گذشته داشته ،اینو فقط باید فرستاد دادگاه...
هم برای اثبات ادعای بازرس و هم برای اینکه تو دادگاه طرف نتونه بگه اتفاقی بوده ،خودم بازرسی رفتم ،120 کیلو تاریخ گذشته و یه انبار تو کوچه بغلی مغازه که پر بود از اجناس تاریخ گذشته ،توی دادگاه قاضی طوری جریمش کرد که هرچی سود کرده یه چیزی هم بگذاره روش و پرداخت بکنه ولی از بعد اون هر بازرسی که آشنا بود تو اون منطقه و افراد میشناختنش ،نتونست یه قلم تاریخ گذشته ازش بگیره ،همه بازرسا به اتفاق به این نتیجه رسیدن که در و همسایه تا ماشین ما رو سر بازار می بینن بهش خبر میدن ... توی طرح ضربت از یه منطقه بازرسی دیگه با ماشین استیجاری (ازش خواستیم همون تابلو جلو که نوشته در اختیار شبکه بهداشت رو هم برداره ) بازرس فرستادیم سراغش ،دوباره مقادیر بالایی تاریخ گذشته ازش جمع کردیم ،این بار چند وقتی پلمپ شد و این قصه اگه برای سومین بار تکرار بشه پروانه کسبش باطل خواهد شد...
خوب قضاوت با شما ...
 
بالا