بچه ها من 3 موردش را به چشم خودم دیدم...این سه خانمی هم که من دیدم خیلی خیلی در وضعیت روحی بدی بودن که حاضر به این کار شدن،ولی ای کاش....
من اصلا به پسرها کاری ندارم که چیکار میکنند در این شرایط....شاید خیلی ها برخورد خوبی داشته باشند و اصلا نمیشه این هارو به هر پسری نسبت داد...من فقط می خوام 3 موردی که به چشم خودم دیدم تعریف کنم و میگم ای کاش هیچ وقت یا حداقل تا زمانی که یه همچین نگاه هایی هست، هیچ وقت دخترا اینکارو نکنند....
یک موردش یکی از دخترای رشته پزشکی از یه پسر کاردانی بود....دختر از هر نظر (اخلاق، رفتار و تربیت خانوادگی، نجابت، وضع مالی و .....) از پسر سرتر بود ولی خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
نامرد پسر همه حرفای دختر را موقع خواستگاری ضبط کرده بود! حتی برای دوستاش گذاشته بود! خیلی خیلی از خود راضی بود....
بعدش با هم ازدواج کردن!!!!!!!!!!! من نمیدونم چرا دختره با اینکه اینکار پسر را دید حاضر شد به این ازدواج..
مورد دوم پسر دانشجوی پزشکی بود و دختردانشجوی کارشناسی (همکلاسیم بود) ....
دختر فوق العاده درس خون و زیبا و از هر نظر بهترین... ولی نمیدونم چرا با غرور خودش اینکارو کرد...شاید از روی دل ساده ای که داشت...
پسرگفته بود من چون پزشکم باید با پزشک ازدواج کنم!!!! بیچاره دختر داغون شده بود....مشروط شد 2 ترم...از نظر روحی و ظاهر از بین رفته بود دیگه.... طوری که دیگه هیچ کس نمی شناختش (باورتون نمیشه من یه بار که درسم تموم شده بود رفتم دانشگاه دیدمش نشناختم انقدر که عوض شده بود، دختری که شاگرد اول بود حالا مشروط شده بود...) خیلی ناراحتم کرد
مورد سوم هم پسر یکی از اقواممون بود که در یک دانشگاهی تدریس می کرد. یکی از شاگرداش بهش علاقه مند شده بود..... این شاگردشون بر حسب اتفاق همسایه ما بودند و میدونستند که اون پسر از اقوام ما هست.... پدر و مادر اون دختر خانم اومده بودند خونه ما که برای دخترشون از اون پسر خواستگاری کنند....گفتند چون دیگه واقعا دخترشون خیلی روحیه بدی پیدا کرده حاضر به اینکار شدند....بچه ها خیلی واقعا سخته برای یه پدر مادر...مادرش برای حال دخترش اشک می ریخت....
خیلی صحنه ناراحت کننده بود وقتی فهمیدند که اون پسر 2 ماه هست که ازدواج کرده.....
قصه ما به سر رسید...ولی همش راست بود...