دفتر شعر

roshan

New member
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی میکند
زندگی یا مرگ بعد از ما چه فرقی میکند
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد
تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند
فرصت امروز هم با وعدهء فردا گذشت
بی وفا امروز با فردا چه فرقی میکند
؟؟؟
 

sokot

New member
"‏این روزها ... از تمام آسمان یک باران می خواهم از تمام زمین یک خیابان ... از تمام دنیا تو را می خواهم و از تمام تو یک نگاه ... از تمام لحظاتم با تو بودن را می خواهم و از تمام فکرم یادت را ... از تمام روزگار یک هیاهو می خواهم و از تمام خودم یک دست که لمس کنم نگاهی را از تمام تو ... و تنها می خواهم از تمام فریاد ها ، یک سکوت از تمام خواب ها ، یک بیداری از تمام رویا ها ، یک واقعیت از تمام غریبه ها ، یک آشنا و از تمام فصل ها ، یک وصل ... آدمیزاد است دیگر...‏"
 

نگاه

New member
نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...


سهراب سپهری
 

reza.n

New member
من و تو باهم ازین جاده ره میبندیم..
.باهم از ثانیه ها میگذریم...
و چه فرقی دارد که چه آید فردا.
..بر سر پرهوس تازه بلوغ من و تو...
دست در دست تو باشد غم فردایی نیست...
خار گر همدم گل شد ترس رسوایی نیست...
ولی افسوس زمان خواهد مرد...
و گل از خار جدا خواهد شد...
تازه آنجاست ک پی خواهی برد...
خار من بودم و گل آن تن ملطوف تو بود...
تازه آنجاست ک پی خواهی برد...
روی خود را ز پس چهره من میدیدی...
نه گل روی مرا...
زندگی میفهمد...زندگی میخواند...
نغمه تلخ جدایی گل از خار برای همه سال...
و جوان خواهد ماند...رد پای من و تو...
روی هر جاده ی سبز شمال
 

Taraa

Well-known member
من و تو باهم ازین جاده ره میبندیم..
.باهم از ثانیه ها میگذریم...
و چه فرقی دارد که چه آید فردا.
..بر سر پرهوس تازه بلوغ من و تو...
دست در دست تو باشد غم فردایی نیست...
خار گر همدم گل شد ترس رسوایی نیست...
ولی افسوس زمان خواهد مرد...
و گل از خار جدا خواهد شد...
تازه آنجاست ک پی خواهی برد...
خار من بودم و گل آن تن ملطوف تو بود...
تازه آنجاست ک پی خواهی برد...
روی خود را ز پس چهره من میدیدی...
نه گل روی مرا...
زندگی میفهمد...زندگی میخواند...
نغمه تلخ جدایی گل از خار برای همه سال...
و جوان خواهد ماند...رد پای من و تو...
روی هر جاده ی سبز شمال

انگار قضیه جدیه! :65d6a5d6s:
 

mw.ashel

New member
من و تو باهم ازین جاده ره میبندیم..
.باهم از ثانیه ها میگذریم...
و چه فرقی دارد که چه آید فردا.
..بر سر پرهوس تازه بلوغ من و تو...
دست در دست تو باشد غم فردایی نیست...
خار گر همدم گل شد ترس رسوایی نیست...
ولی افسوس زمان خواهد مرد...
و گل از خار جدا خواهد شد...
تازه آنجاست ک پی خواهی برد...
خار من بودم و گل آن تن ملطوف تو بود...
تازه آنجاست ک پی خواهی برد...
روی خود را ز پس چهره من میدیدی...
نه گل روی مرا...
زندگی میفهمد...زندگی میخواند...
نغمه تلخ جدایی گل از خار برای همه سال...
و جوان خواهد ماند...رد پای من و تو...
روی هر جاده ی سبز شمال

داداش رضا شما که 2تا زن داری و از الان فکر کنم با این طبع شعریت داری مقدمه چینی میکنی برای سومی ؟؟؟؟؟هوووووم!؟ما رو گذاشتی تو اندرونی ولی خودت ....!!!!!:p7977cujr38iyymsu8:
 

mw.ashel

New member
آخی....اذیتش نکنید داداشمو...شعر ب این قشنگی نوشته....:riz304:

ما رو گذاشته تو اندرونی و خودش داره ، شعر میگه آبجی پرنیا.!!!؟؟؟؟زودی قلفو بشکن و بیا از اندرونی بیرون و به واریا هم بگو که حواسش بهش باشه، آخه ما پیش بقیه آبرو داریم ، چرا داداشم با ما اینکارو میکنه؟
 

parnia

New member
نه....نه...من بهش ایمان دارم زهراجونم...حواسمم بهش هست...نگران نباش...:28:
 

reza.n

New member
اصلا اشک توو چشام جمع شد.یعنی ادم یه ابجی داشته باشه مثل شیوا دیگه هیچی از خدا نمیخاد:riz304:.ابجی زهرا من دو تا زن دارم.اره؟:p7977cujr38iyymsu8::mad_majidonline:در اندرونی رو چند قلفه(دقت کنین قلفه نه قفله) میکنم همونجا بمونی همیشه.ایجی شیوا کلیدش دست خودت هر وقت طلاح دونستی بیا بیرون.زهرااااااا:mad_majidonline:
 

mw.ashel

New member
اصلا اشک توو چشام جمع شد.یعنی ادم یه ابجی داشته باشه مثل شیوا دیگه هیچی از خدا نمیخاد.ابجی زهرا من دو تا زن دارم.اره؟در اندرونی رو چند قلفه(دقت کنین قلفه نه قفله) میکنم همونجا بمونی همیشه.ایجی شیوا کلیدش دست خودت هر وقت طلاح دونستی بیا بیرون.زهرااااااا

داداش مثل اینکه اعترافات خودتو تو تایپیک کشت ارشاد یادت نمیاد؟؟!!!!خب دیگه چرا میزنی؟؟؟:sad:

واریا جون داداشم وردنتو ورداشته و خواهشا برو بگیرش ، خوب نیس وسایل خطرناک دست بچه باشه!!!
:riz277:

نترس داداش من تمام تجهیزات رو اومدنی با خودم آوردم و زودی یه دالان باز میکنم و میام بیرون
:a2d3::4d564ad6:
 

reza.n

New member
داداش مثل اینکه اعترافات خودتو تو تایپیک کشت ارشاد یادت نمیاد؟؟!!!!خب دیگه چرا میزنی؟؟؟:

واریا جون داداشم وردنتو ورداشته و خواهشا برو بگیرش ، خوب نیس وسایل خطرناک دست بچه باشه!!!
:7:

نترس داداش من تمام تجهیزات رو اومدنی با خودم آوردم و زودی یه دالان باز میکنم و میام بیرون
:a2d3::4d564ad6:

نه جانم.اونا اعتراف نبوده.میخاستم واکنش جمع و بررسی کنم نسبت به موضوع:ph34r-smiley:برو اندرونی دختر.ضمنا ما:eek:fftopic: هستیم.
 

mw.ashel

New member
نه جانم.اونا اعتراف نبوده.میخاستم واکنش جمع و بررسی کنم نسبت به موضوع:ph34r-smiley:برو اندرونی دختر.ضمنا ما:eek:fftopic: هستیم.

پس چرا اونا رو گفتی واذهان عمومی و ذهن منو تشویش کردی ؟هووووم؟ خب نتیجه بررسی چی شد، داداشی زورت به بقیه نمیرسه ما رو میفرستی اندرونی؟؟؟؟
 

reza.n

New member
پس چرا اونا رو گفتی واذهان عمومی و ذهن منو تشویش کردی ؟هووووم؟ خب نتیجه بررسی چی شد، داداشی زورت به بقیه نمیرسه ما رو میفرستی اندرونی؟؟؟؟

میخاستم ببینم جو امادس واسه تجدید فراش که دیدم نه نیست:riz481:نه جانم.این طور که معلومه ما زورمون به شما هم نمیرسه.:13:بیخیال زهرا جان.داریم اسپم میکنیم اینجا.:78::eek:fftopic:
 

Taraa

Well-known member
شعر طنزم میشه گذاشت آیا؟ حالا ما میذاریم دوس نداشتید حذفش میکنیم:

می رود از هر طرف رقصان و با لنگر گدا
از دو سویت می رود ، این ور گدا، اون ور گدا

گر دهی کمتر ز ده تومان حسابت میرسد
میکند گردن کلفتی ، میکشد خنجر گدا

با صدای دلخراشش ضجه مویه میکند
راستی در ضجه مویه می کند محشر گدا

لعن و نفرین میکند گر قلب او را بشکنی
میکند محرومت از سرچشمه کوثر گدا

بر تو میچسبد مثال مرد مومن بر ضریح
گر بگویی من ندارم کی کند باور گدا؟

هست دایم با خبر از قیمت ارز و طلا
داند از هر شخص دیگر نرخ را بهتر گدا

گر روی در خانه اش اطراف شمران یا ونک
دست کم دارد 3تا منشی و یک نوکر گدا

در صف بنزین اگر با او بد اخلاقی کنی
می کند لاستیک ماشین تو را پنچر گدا

گر گدایان را برای پول در یک صف کنی
صف کشد از شرق ری تا غرب بابلسر گدا

بهر خارانیدن ران گر بری دستی به جیب
با هیاهو میرسند از راه ، یک لشکر گدا

خود کفا شد از گدا این شهر و من دارم یقین
می شود تا سال دیگر صادر از کشور گدا

ابوالفضل زرویی نصرآباد
 

Taraa

Well-known member
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها


دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها


***علی اکبر لطیفیان***
 

mohana

Well-known member
ای ستاره! ای ستاره ی غریب!

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم

پس چرا به داد ما نمی رسد!

ما صدای گریه مان به آسمان رسید

از خدا چرا صدا نمی رسد!:sad:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar

mohana

Well-known member
لحظه ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام ،مستم
باز ميلرزد، دلم ، دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم...
 
بالا