تا حالا شده دلت به اندازه یه دریا تنگ بشه ولی نتونی هیچ کاری کنی؟.........
تا حالا شده حس کنی هیچ وابستگی توی دنیا برات نمونده؟..
تا حالا شده زیر بارون قدم بزنی و هیچی از بارش بارون نفهمی؟
تا حالا شده به حرکت لب های مخاطبات خیره شی ولی هیچ صدایی ازشون نشنوی؟
تا حالا شده بین گریه هات به بعضی خاطراتت بخندی؟
تا حالا شده برگردی عقب و بخوای بعضی از لحظه های زندگیتو دوباره زندگی کنی؟
تا حالا شده دلت برا خودت تنگ بشه؟
تا حالا شده با وجود عصبانیت شدیدخودت کسی رو آروم کنی؟
تا حالا شده برگردی عقب و بخوای بعضی از لحظه های زندگیتو دوباره زندگی کنی؟