خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :این یه بحث دو نفره نیست ؛همه دوستانی که مایل باشن میتونن نظرشون رو بگن.
این قسمت حرفتون (آبی رنگ) رو رد نمی کنم ولی به این شدتی که شما میفرمایین هم نیست ؛به هر حال بحثش خیلی مفصل میشه .
ما الان چند تا چیز رو با هم قاطی کردیم بهتره مشخص کنیم میخواییم رو چی بحث کنیم :
1- آیا آشنایی قبل از خواستگاری رسمی نیازه ؟
2- آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟
3- آیا خانواده ها در برخورد با فرزندانشون و نحوه کمک به اونا برای انتخاب همسر دچار مشکل هستن؟
4- آیا ما جوونا بلدیم چطوری با خانواده هامون صحبت کنیم و مسائلمون رو بگیم یا باهاشون غریبه هستیم ؟ چقدر به تجربه پدر و مادرامون -سوای نوع بیانش -توجه نشون میدیم؟
5- مهارت های لازم برای ازدواج سالم چیه و کی باید اونا رو یاد بگیریم؟ قبل از ازدواج -دوره عقد (همون نامزدی بعضی جاها)- بعد از ازدواج و در روند زندگی؟
6- قصد و غرض از دوستی رو چطور میشه فهمید و مطمئن بود ؛علائمش چیه که الان این دوستی به قصد ازدواج هست یا نه ؟
هر کدوم از این سوالا بحث مفصلی رو میخواد .
یه چیزی هم که توی بحث مشخص بشه بد نیست اینه که دین رو کجا میذاریم ؛میخواییم بر اساس عقاید دینیمون بحث کنیم یا میخواییم بر اساس علوم طبیعی مسئله رو بررسی کنیم .(من البته با تلفیقش موافقم ولی به شرط اینکه کسی که میخواد از هر جنبه ای بحث کنه با سند و مدرک بگه و هر چیزی رو که از این و اون شنیدیم به اسم دانشمندان علوم طبیعی و علمای دینی بیان نکنیم ؛مستند حرف بزنیم.)
خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :
آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟
براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:
پيش سوال و مهمتر از سوال : آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟
1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
فعلا همه دوستان فقط پيرامون اين دوتا سوال نظر بدن تا بحث رو با هم جلو ببريم.
لطفا بدون توجه به اينكه دوستي بين دختر و پسر هست ؛صرفا تعريف و توضيح خودتون رو از اين دوتا سوال بفرمايين.
منم نظرم همینه! بنظرم استفاده از لفظ دوستی برای این امر مناسب نیست. اساسا ماها نمیتونیم برای کسی که قراره شریک زندگی و مادر خانواده آیندمون بشه لفظ دوست رو استفاده کنیم. این کلمه به این خاطر رایج شده که بخاطر خوش گذرانی و بدون نیت شناخت دو طرف به هم نزدیک شده بودند. ولی خب دیگه متاسفانه این کلمه دوستی برای این مورد رایج شده و خواه و ناخواه بر روان دوطرف اثر میگذاره که دو طرف با هم دوست هستند و طبیعی دو دوست میتونند از هم جدا بشند و قطع رابطه کنند ولی غافل از اینکه هر چی هم باشه دوستی توام با یسری احساسات هستش و این احساسات برای شناخت یک نفر برای ازدواج و حتی ازدواج با فرد ثالث در آینده ایجاد مشکل میکنه.خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :
آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟
براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:
آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟
1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...
در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه
در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....
:rose:
سلام ؛رسيدن بخير.
حالا چرا ميزني سالار خان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من والا نه به صدا و سيما و نه به حرف هر كسي كار دارم ؛حتي راستش رو بخوام بگم خيلي هم به مذهب و دستور علما هم توجه نكردم ولي عقلا و منطقا و بر اساس تفاوت هاي مرد و زن قضيه رو رد ميكنم.
نمي دونم از كجاي صحبتام برداشتتون اين بوده كه من فكر مي كنم كه بايد دو نفر پشت به هم كنن و حرف بزنن تا آشنا بشن ؛به هر حال من هدفم اينه كه قدم به قدم بحث رو جلو ببريم و با استدلال نتيجه بگيريم.
اگر بخواييم نظرات همديگه رو نقد كنيم و هر كسي بياد فقط حرف خودش رو بگه و بره ،تجربه ثابت كرده كه بحث منحرف ميشه ؛براي همينم من اون سوالات رو مطرح كردم و خواستم اداره بحث رو به دست بگيرم ؛البته اين كاري هست كه بايد سينا انجام بده ولي چون خودش از من خواست كه همراهي كنم منم خدمتتون رسيدم ؛اگر شما و بقيه دوستان تمايلي به شيوه انتخابي من براي ادامه بحث ندارين ؛من اصراري براي ادامه دادن ندارم ؛چون همونطوري كه قبلا خدمتتون گفتم براي خودم حل شده هست و به تجربه هم برام ثابت شده كه حتي زماني كه در موقعيت هم قرار بگيرم باز طبق عقيده خودم پيش ميرم.
هدفم اين بود كه با هم به يه نتيجه برسيم ،ممكنه اين نتيجه مشترك نباشه ولي لا اقل با ديد بازتري تصميم ميگرفتيم.
به اون قسمت حرفتون دقت كنيد (قرمز رنگ) ،همين ذهنيت ها و بر اساس ذهنيت پيش رفتن ها باعث ميشه ؛خيلي از روابط شكست بخوره .
سرتون و درد نيارم ؛من با اين سيوه موافقم كه يه نفر (خودم ) بحث رو به دست بگيره و بقيه با جواب دادن به سوالاتش و طرح سوالات جديد همراهي كنن و نهايتا به نتيجه برسيم ؛غير از اين باشه من زحمت رو كم مي كنم.
پ.ن : بچه ها ميدونن ،من زياد توي بحثا شركت نمي كنم ،علت اصليش اينه كه غالبا اصلا روند بحث رعايت نميشه و بحث گم ميشه.لازم به گفتن نيست كه براي همتون احترام زيادي قائلم .
آقا سالار حرفهای شما در حدی منطقی ولی این حالت بنوعی توجیهی بر رابطه ها و پوشوندن باطن اون با ظواهر منطقی هست.من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...
در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه
در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....
:rose:
خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :
آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟
براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:
پيش سوال و مهمتر از سوال : آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟
1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
فعلا همه دوستان فقط پيرامون اين دوتا سوال نظر بدن تا بحث رو با هم جلو ببريم.
لطفا بدون توجه به اينكه دوستي بين دختر و پسر هست ؛صرفا تعريف و توضيح خودتون رو از اين دوتا سوال بفرمايين.
مرسی سینا که با دقت بهم جواب دادی ؛لطفا در مورد اون قسمت دوم سوال هم نظر بده ،اون خیلی مهمه .شما کی احساس میکنی که رابطه دوستیت با یه نفر منحرف شده ،بالاخره برای خودت یه علایمی رو در نظر میگیری .نظرات من
باید متناسب باشه :21: (سوالو خوب نگرفتم!)
1-وقتی با یه نفر چند وقت باشم(در رابطه) و احساسات و پول و رفاقت و ... خرجش کنم :دی میشه دوست واسم ... شریک باشم باش تو یه چیزایی ، خودمو موظف بدونم بهش کمک کنم ، همدردی و ....
2-نیاز (خب اگه تو دانشگاه باشه مشخصه ، دوست کاری هم همینطور و.. بر حسب موقعیت و مکان و نیازی که من دارم ، هدفمو از دوستیم تعیین میکنم و متناسب با هدرفم تو دوستی قدم برمیدارم !! )
3-نباید توش غرق شد . ینی بیشتر از نیازی که تو رابطه ی دوستانه است(حالا چه نیاز مادی چه معنوی)خرجش کرد ! قسمت دوم جای فکر کردن داره ...
دوستی نمیشه اسمشو گذاشت به نظرم ! چون یک آشنایی ه صرفا !!! فکر کنید من یکیو تو دانشگاه مببینم و راجع به سال ورود و رشته ش و ... حرف میزنم باهاش و باهاش آشنا میشم فقط همیین ، اما چیزی خرجش نمیکنم (زمان . احساس . پول و ... ) پس دوست تلقی نمیشه! صرفا آشنای منه!!!!
پس دوستی نیازی نمیبینم ... اما آشنایی اگه باشه خیلی خوبه (بهتره باشه)
منم نظرم همینه! بنظرم استفاده از لفظ دوستی برای این امر مناسب نیست. اساسا ماها نمیتونیم برای کسی که قراره شریک زندگی و مادر خانواده آیندمون بشه لفظ دوست رو استفاده کنیم. این کلمه به این خاطر رایج شده که بخاطر خوش گذرانی و بدون نیت شناخت دو طرف به هم نزدیک شده بودند. ولی خب دیگه متاسفانه این کلمه دوستی برای این مورد رایج شده و خواه و ناخواه بر روان دوطرف اثر میگذاره که دو طرف با هم دوست هستند و طبیعی دو دوست میتونند از هم جدا بشند و قطع رابطه کنند ولی غافل از اینکه هر چی هم باشه دوستی توام با یسری احساسات هستش و این احساسات برای شناخت یک نفر برای ازدواج و حتی ازدواج با فرد ثالث در آینده ایجاد مشکل میکنه.
متاسفانه آنچه که به دخترها و پسرها در حدی پروبال توجیه کردن میده شرایط بد اقتصادی و فرهنگی جامعه برای امر ازدواج هست و چون در این روابط اغلب یکی از طرفین نسبت به طرف مقابلش توانایی کنترل احساسات و یا بعبارتی زرنگی بیشتری داره از جنبه های منفی رابطه بیشتر استفاده میکنه و رابطه رو به تباهی میکشونه!
اگه دختر و پسری واقعا بهم علاقه دارند و به اون شناخت منطقی برای ازدواج با هم رسیدند بهتره بعد تصمیم گیریشون رابطشونو محدود کنند تا موانع رو از سر راه بردارند و با سنجیدن شرایط عمل کنند.
آقا من قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه(جدیدا تیکه پسرا شده)
آقا من قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه(جدیدا تیکه پسرا شده)
الان چه ربطی به موضوع داشت .h34r-smiley:
عجـــــــــــــبـــــــــــــ تفاهمی ......آخرش یکی پیدا شد درمورد این موضوع تفاهم داشته باشیم !!!!:thanks:
:bunnyearsmiley:
بابایی منی ،چی میتونم بهت بگم ؛خونه خودته راحت باش.
کمک میکنه ،ما توی ذهنمون چیزی داریم به اسم ناخود آگاه ؛در اون ناخودآگاه تعاریفی در طول زمان طوری محکم شدن که بدون اینکه خودت بدونی روی قضاوت و تفکر و نگرش و ... شما اثر میگذاره ؛مفهوم دوستی یکی از همون مفاهیم قدیکی هست که در ناخودآگاه ما حک شده.یه سوال دارم...
اینکه بگیم دوستی یا آشنایی چه کمکی به روند موشکافی مساله داره...... وقتی میگیم در این دوستی یا آشنایی باید حد متعارفی از صمیمیت وجود داشته باشه علنا تموم اون گفته های شما مبنی بر دلتنگی و ... خط میخوره ...
بنظرم این بحثا زیاد نتیجه بخش نیس .. شما منتظرید به یه نتیجه مشترک برسید درصورتیکه اصلا نتیجه مشترکی وجود نداره .. چرا؟
چون نمیشه برا همه نسخه مشترک پیچید .. خیلی المانای مختلف برا اینکه بگی چه کاری بهتره وجود داره .. که با تغییر هر کدومش نتیجه میتونه کاملا معکوس شه
بنظرم این بحثا زیاد نتیجه بخش نیس .. شما منتظرید به یه نتیجه مشترک برسید درصورتیکه اصلا نتیجه مشترکی وجود نداره .. چرا؟
چون نمیشه برا همه نسخه مشترک پیچید .. خیلی المانای مختلف برا اینکه بگی چه کاری بهتره وجود داره .. که با تغییر هر کدومش نتیجه میتونه کاملا معکوس شه
من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...
در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه
در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....
:rose: