♥ ♥ ♥ ♥ دوســـتــــــی به قـــصــد ازدواجـــ ـ ـ ـ ـ ـ ؟! ♥ ♥ ♥

lale120

New member
به نظر من باید خدا را داشته باشیم و در پناه بودن و برای اوبودن باعث میشه انسان با چشم باز نگاه کنه.امروزه اکثرا از روی دوستی میان اما قصدشون چسز دیگه ایه.خانواده باید درمیان باشه.و واقعا اگر کسی قصدش ازدواجه از را درستش یعنی خانواده جلوبیاد
 

am-ml

New member
این یه بحث دو نفره نیست ؛همه دوستانی که مایل باشن میتونن نظرشون رو بگن.



این قسمت حرفتون (آبی رنگ) رو رد نمی کنم ولی به این شدتی که شما میفرمایین هم نیست ؛به هر حال بحثش خیلی مفصل میشه .
ما الان چند تا چیز رو با هم قاطی کردیم بهتره مشخص کنیم میخواییم رو چی بحث کنیم :
1- آیا آشنایی قبل از خواستگاری رسمی نیازه ؟
2- آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟
3- آیا خانواده ها در برخورد با فرزندانشون و نحوه کمک به اونا برای انتخاب همسر دچار مشکل هستن؟
4- آیا ما جوونا بلدیم چطوری با خانواده هامون صحبت کنیم و مسائلمون رو بگیم یا باهاشون غریبه هستیم ؟ چقدر به تجربه پدر و مادرامون -سوای نوع بیانش -توجه نشون میدیم؟
5- مهارت های لازم برای ازدواج سالم چیه و کی باید اونا رو یاد بگیریم؟ قبل از ازدواج -دوره عقد (همون نامزدی بعضی جاها)- بعد از ازدواج و در روند زندگی؟
6- قصد و غرض از دوستی رو چطور میشه فهمید و مطمئن بود ؛علائمش چیه که الان این دوستی به قصد ازدواج هست یا نه ؟

هر کدوم از این سوالا بحث مفصلی رو میخواد .

یه چیزی هم که توی بحث مشخص بشه بد نیست اینه که دین رو کجا میذاریم ؛میخواییم بر اساس عقاید دینیمون بحث کنیم یا میخواییم بر اساس علوم طبیعی مسئله رو بررسی کنیم .(من البته با تلفیقش موافقم ولی به شرط اینکه کسی که میخواد از هر جنبه ای بحث کنه با سند و مدرک بگه و هر چیزی رو که از این و اون شنیدیم به اسم دانشمندان علوم طبیعی و علمای دینی بیان نکنیم ؛مستند حرف بزنیم.)
خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :

آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟

براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:

پيش سوال و مهمتر از سوال : آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟



1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
فعلا همه دوستان فقط پيرامون اين دوتا سوال نظر بدن تا بحث رو با هم جلو ببريم.
لطفا بدون توجه به اينكه دوستي بين دختر و پسر هست ؛صرفا تعريف و توضيح خودتون رو از اين دوتا سوال بفرمايين.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: varia

ps2020

New member
خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :

آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟

براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:

پيش سوال و مهمتر از سوال : آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟



1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
فعلا همه دوستان فقط پيرامون اين دوتا سوال نظر بدن تا بحث رو با هم جلو ببريم.
لطفا بدون توجه به اينكه دوستي بين دختر و پسر هست ؛صرفا تعريف و توضيح خودتون رو از اين دوتا سوال بفرمايين.


نظرات من

باید متناسب باشه :21: (سوالو خوب نگرفتم!)

1-وقتی با یه نفر چند وقت باشم(در رابطه) و احساسات و پول و رفاقت و ... خرجش کنم :دی میشه دوست واسم ... شریک باشم باش تو یه چیزایی ، خودمو موظف بدونم بهش کمک کنم ، همدردی و ....
2-نیاز (خب اگه تو دانشگاه باشه مشخصه ، دوست کاری هم همینطور و.. بر حسب موقعیت و مکان و نیازی که من دارم ، هدفمو از دوستیم تعیین میکنم و متناسب با هدرفم تو دوستی قدم برمیدارم !! )
3-نباید توش غرق شد . ینی بیشتر از نیازی که تو رابطه ی دوستانه است(حالا چه نیاز مادی چه معنوی)خرجش کرد ! قسمت دوم جای فکر کردن داره ...


دوستی نمیشه اسمشو گذاشت به نظرم ! چون یک آشنایی ه صرفا !!! فکر کنید من یکیو تو دانشگاه مببینم و راجع به سال ورود و رشته ش و ... حرف میزنم باهاش و باهاش آشنا میشم فقط همیین ، اما چیزی خرجش نمیکنم (زمان . احساس . پول و ... ) پس دوست تلقی نمیشه! صرفا آشنای منه!!!!
پس دوستی نیازی نمیبینم ... اما آشنایی اگه باشه خیلی خوبه (بهتره باشه)
 
آخرین ویرایش:

varia

Well-known member
خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :

آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟

براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:

آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟

1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
منم نظرم همینه! بنظرم استفاده از لفظ دوستی برای این امر مناسب نیست. اساسا ماها نمیتونیم برای کسی که قراره شریک زندگی و مادر خانواده آیندمون بشه لفظ دوست رو استفاده کنیم. این کلمه به این خاطر رایج شده که بخاطر خوش گذرانی و بدون نیت شناخت دو طرف به هم نزدیک شده بودند. ولی خب دیگه متاسفانه این کلمه دوستی برای این مورد رایج شده و خواه و ناخواه بر روان دوطرف اثر میگذاره که دو طرف با هم دوست هستند و طبیعی دو دوست میتونند از هم جدا بشند و قطع رابطه کنند ولی غافل از اینکه هر چی هم باشه دوستی توام با یسری احساسات هستش و این احساسات برای شناخت یک نفر برای ازدواج و حتی ازدواج با فرد ثالث در آینده ایجاد مشکل میکنه.
متاسفانه آنچه که به دخترها و پسرها در حدی پروبال توجیه کردن میده شرایط بد اقتصادی و فرهنگی جامعه برای امر ازدواج هست و چون در این روابط اغلب یکی از طرفین نسبت به طرف مقابلش توانایی کنترل احساسات و یا بعبارتی زرنگی بیشتری داره از جنبه های منفی رابطه بیشتر استفاده میکنه و رابطه رو به تباهی میکشونه!
اگه دختر و پسری واقعا بهم علاقه دارند و به اون شناخت منطقی برای ازدواج با هم رسیدند بهتره بعد تصمیم گیریشون رابطشونو محدود کنند تا موانع رو از سر راه بردارند و با سنجیدن شرایط عمل کنند.
 
من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...

در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه

در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....

:rose:
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ps2020

ps2020

New member
اما بنظرم بهتره این مرز دوستی و آشنایی اول مشخص بشه .....
مفاهیم ن که عناوینو میسازن ....
 

am-ml

New member
من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...

در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه

در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....

:rose:

سلام ؛رسيدن بخير.
حالا چرا ميزني سالار خان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من والا نه به صدا و سيما و نه به حرف هر كسي كار دارم ؛حتي راستش رو بخوام بگم خيلي هم به مذهب و دستور علما هم توجه نكردم ولي عقلا و منطقا و بر اساس تفاوت هاي مرد و زن قضيه رو رد ميكنم.
نمي دونم از كجاي صحبتام برداشتتون اين بوده كه من فكر مي كنم كه بايد دو نفر پشت به هم كنن و حرف بزنن تا آشنا بشن ؛به هر حال من هدفم اينه كه قدم به قدم بحث رو جلو ببريم و با استدلال نتيجه بگيريم.
اگر بخواييم نظرات همديگه رو نقد كنيم و هر كسي بياد فقط حرف خودش رو بگه و بره ،تجربه ثابت كرده كه بحث منحرف ميشه ؛براي همينم من اون سوالات رو مطرح كردم و خواستم اداره بحث رو به دست بگيرم ؛البته اين كاري هست كه بايد سينا انجام بده ولي چون خودش از من خواست كه همراهي كنم منم خدمتتون رسيدم ؛اگر شما و بقيه دوستان تمايلي به شيوه انتخابي من براي ادامه بحث ندارين ؛من اصراري براي ادامه دادن ندارم ؛چون همونطوري كه قبلا خدمتتون گفتم براي خودم حل شده هست و به تجربه هم برام ثابت شده كه حتي زماني كه در موقعيت هم قرار بگيرم باز طبق عقيده خودم پيش ميرم.
هدفم اين بود كه با هم به يه نتيجه برسيم ،ممكنه اين نتيجه مشترك نباشه ولي لا اقل با ديد بازتري تصميم ميگرفتيم.
به اون قسمت حرفتون دقت كنيد (قرمز رنگ) ،همين ذهنيت ها و بر اساس ذهنيت پيش رفتن ها باعث ميشه ؛خيلي از روابط شكست بخوره .

سرتون و درد نيارم ؛من با اين سيوه موافقم كه يه نفر (خودم ) بحث رو به دست بگيره و بقيه با جواب دادن به سوالاتش و طرح سوالات جديد همراهي كنن و نهايتا به نتيجه برسيم ؛غير از اين باشه من زحمت رو كم مي كنم.

پ.ن : بچه ها ميدونن ،من زياد توي بحثا شركت نمي كنم ،علت اصليش اينه كه غالبا اصلا روند بحث رعايت نميشه و بحث گم ميشه.لازم به گفتن نيست كه براي همتون احترام زيادي قائلم .
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ps2020

ps2020

New member
سلام ؛رسيدن بخير.
حالا چرا ميزني سالار خان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من والا نه به صدا و سيما و نه به حرف هر كسي كار دارم ؛حتي راستش رو بخوام بگم خيلي هم به مذهب و دستور علما هم توجه نكردم ولي عقلا و منطقا و بر اساس تفاوت هاي مرد و زن قضيه رو رد ميكنم.
نمي دونم از كجاي صحبتام برداشتتون اين بوده كه من فكر مي كنم كه بايد دو نفر پشت به هم كنن و حرف بزنن تا آشنا بشن ؛به هر حال من هدفم اينه كه قدم به قدم بحث رو جلو ببريم و با استدلال نتيجه بگيريم.
اگر بخواييم نظرات همديگه رو نقد كنيم و هر كسي بياد فقط حرف خودش رو بگه و بره ،تجربه ثابت كرده كه بحث منحرف ميشه ؛براي همينم من اون سوالات رو مطرح كردم و خواستم اداره بحث رو به دست بگيرم ؛البته اين كاري هست كه بايد سينا انجام بده ولي چون خودش از من خواست كه همراهي كنم منم خدمتتون رسيدم ؛اگر شما و بقيه دوستان تمايلي به شيوه انتخابي من براي ادامه بحث ندارين ؛من اصراري براي ادامه دادن ندارم ؛چون همونطوري كه قبلا خدمتتون گفتم براي خودم حل شده هست و به تجربه هم برام ثابت شده كه حتي زماني كه در موقعيت هم قرار بگيرم باز طبق عقيده خودم پيش ميرم.
هدفم اين بود كه با هم به يه نتيجه برسيم ،ممكنه اين نتيجه مشترك نباشه ولي لا اقل با ديد بازتري تصميم ميگرفتيم.
به اون قسمت حرفتون دقت كنيد (قرمز رنگ) ،همين ذهنيت ها و بر اساس ذهنيت پيش رفتن ها باعث ميشه ؛خيلي از روابط شكست بخوره .

سرتون و درد نيارم ؛من با اين سيوه موافقم كه يه نفر (خودم ) بحث رو به دست بگيره و بقيه با جواب دادن به سوالاتش و طرح سوالات جديد همراهي كنن و نهايتا به نتيجه برسيم ؛غير از اين باشه من زحمت رو كم مي كنم.

پ.ن : بچه ها ميدونن ،من زياد توي بحثا شركت نمي كنم ،علت اصليش اينه كه غالبا اصلا روند بحث رعايت نميشه و بحث گم ميشه.لازم به گفتن نيست كه براي همتون احترام زيادي قائلم .

سلام

به نظر منم همین شیوه بهتره،بحثمونو بااااز کنیم به چند دسته و .... دسته دسته مطلبو پیش ببریم هر دسته شامل چند سوال طوری که دسته اول پیش نیاز دسته دوم باشه!!!

سالارجان شما هم با همین شیوه با ما پیش بیاین،
نظرات هر کسی متین هست و برای هر کسی هم احترام میذاریم و ممنونیم ازش که تو بحث شرکت میکنه. اگر کسی دوست داره نظراتشو بیان کنه خب طبق روال و با برنامه بریم جلو...

درسته این استارت تاپیکو من زدم ولی دوس دارم همه با هم و با کمک هم ببریمش جلو، چون نه وقتم آزاد هست نه علم و تجربه ی کافی شو دارم...


از همه تووون واقعا ممنونم که تو تاپیک مشارکت دارین،خصوصا am-ml عزیز،گلچین عزیز،سالار عزیز،ناروین عزیز، ساحل عزیز و همه ی دوستان گلی که تشریف میارن و زحمت میکشن میخونن و لایک میزنن،وقت میذارن و نظر میدن...
دوست دارم یه بحث خوب و صمیمانه داشته باشیم تا در درجه اول خودم بتونم آگاه تر بشم و درجه بعد دوستان و عزیزان دیگه....

ممنونم از توجه تون....
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

varia

Well-known member
من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...
در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه
در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....

:rose:
آقا سالار حرفهای شما در حدی منطقی ولی این حالت بنوعی توجیهی بر رابطه ها و پوشوندن باطن اون با ظواهر منطقی هست.
خب اگه فرض کنیم که نیاز به شناخت عقاید،احساسات و عواطف طرف مقابل یا همون گزینه ازدواج هستش باید قبول کنیم که نیاز به صرف وقت و انرژی لازم هم هست. شاید مثالم چندان هم مربوط نیست ولی فرض کنید میخواید یه تکه زمین بخری!مستقیم میری از صاحب زمین در موردش تحقیق کنی!خب مسلمه جواب چیه!
اون زمان و انرژی که یک فرد برای شناخت طرف مقابلش میذاره اگه از مسیر منطقی و اصولی باشه به مراتب کم هزینه تر خواهد بود.
خب من نمیگم که کلا به تحقیق های بی محتوای گذشته(سوال از همسایه و اطرافیان) اکتفا بشه ولی میشه با صرف وقت لازم(تاکید میکنم زمان در شناخت خیلی مسئله هست) و یکسری روشهای دیگه به تصمیم معقول رسید ولی در انتهای تصمیم برای انتخاب، داشتن یک رابطه کوتاه(مثلا یک یا دوماهه) رو حتما توصیه میکنم!
آقا سالار اینم بگم باید شرایط جامعه و محدوده جغرافیاییمونو هم در عقایدمون تاثیر بدیم (یک مجری فاصله زیادی با یک مجرم نداره!). شاید دیدگاه شما در یک جامعه دیگه واقعا منطقی دیده بشه(شاید ها،چون جوامع دیگه رو نرفتم و ندیدم) ولی کمی به اطرافت نگاه کن و از بالا قضیه رو ببین!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: am-ml

am-ml

New member
خوب مثل اينكه آقا امير سالار تو اين مدت سر نزدن ؛من خودم فكر مي كنم اول روي اين بحث كنيم :

آیا دوستی های قبل از ازدواج و به قصد ازدواج نیازه ؟

براي روشن شدن اين مساله من چند تا سوال مطرح ميكنم:

پيش سوال و مهمتر از سوال : آيا مقدمه يه چيز بايد متناسب با هدف نهايي و در راستناي اون و هماهنگ با اون باشه؟



1- ما كي يكنفر رو دوست خطاب مي كنيم ؟ به چه سطحي از رابطه دوستي گفته ميشه؟
2- قصد و هدف از يك رابطه رو چه كسي تعيين ميكنه ؟
3- قصد و هدف دوستي رو چطور ميشه حفظ كرد و چه علايمي داره كه الان هدف منحرف شده يا نه؟
فعلا همه دوستان فقط پيرامون اين دوتا سوال نظر بدن تا بحث رو با هم جلو ببريم.
لطفا بدون توجه به اينكه دوستي بين دختر و پسر هست ؛صرفا تعريف و توضيح خودتون رو از اين دوتا سوال بفرمايين.

در مورد سوال پیش سوال : مطمئنا هر کسی تصدیق میکنه که مقدمه اصلا به همین خاطر بهش مقدمه گفته میشه که مقدم و در جلوی اصل ماجرا ،جلوه ای از کل ماجرا رو برای مخاطب میگه ؛پس مقدمه نه تنها باید با اصل هماهنگ باشه ،بلکه باید حتی از جهاتی غنی تر از اصل هم باشه. یعنی یک مقدمه خوب هست که فرد رو به ادامه مشتاق بکنه یا نه.

1- به شخصه وقتی کسی رو دوست خطاب میکنم که احساس کنم به من از نظر اصول اخلاقی و عقایدم و احساساتم نزدیک هست و در واقع به حقایقی یکسانی معتقد باشیم ،اگر چه ممکنه در ظواهر با هم فرق کنیم.
در سطحی از رابطه به کسی میگم دوست که اگر براش مشکلی پیش بیاد ،من در حلش خودم رو مسئول میبینم . برای خوشحالی ها و موفقیت هاش خوشحال و از غصه هاش غمگین میشم ؛اگر کسی به اون بی احترامی کنه به نوعی به منم بی احترامی کرده.
اگر از دوستم برای مدتی بی خبر باشم ،یا مدتی نبینمش ،دلواپسش میشم و اون رو جستجو میکنم. دلم براش تنگ میشه.
گاهی ممکنه بخاطر دوستم از یک موقعیت و سود مالی یا یک شرایط رابطه ای بگذرم.
2- هدف از یک رابطه رو نیاز من تعیین میکنه و بر اساس اون پیش میرم ؛این نیاز میتونه مادی یا معنوی یا هر دوتاش باشه.
3- هدف و قصد رو هر کسی بر اساس نیاز های خودش و در ذهن خودش تعیین میکنه و بر اساس اون نیاز ها و میزان دستیابی به اون ها فرد به ادامه رابطه علاقه مند میشه ،فهمیدن انحراف از هدف گاهی خیلی سخت میشه ،چون ممکنه یه جنبه از نیاز ما که در اون زمان برامون غالبه به شکل خوبی در رابطه تامین بشه و ما نتونیم انحراف رابطه رو قبول کنیم ؛چون اونچه که برامون پر رنگ هست تا مین میشه .
بعنوان مثال من با همکارم دوست میشم(مطمئنا در خیلی از جنبه ها با من هماهنگ عمل کرده که باهاش دوست میشم) ،یکی از اهدافم هم کمک گرفتن از تجربیات اون برای پیشرفت کاری ام هست ،کمی که دوستیمون پیش میره متوجه بعضی نکات منفی میشم که به طور عادی در روابطم دوستیم افرادی با این خصوصیات رو نمی پسندم ولی چون در این نوع رابطه مسائل کاری برای من ارجحیت داشته دل کندن از این رابطه کمی سخت میشه و قبول انحراف اون سخت تر.

نظرات من

باید متناسب باشه :21: (سوالو خوب نگرفتم!)

1-وقتی با یه نفر چند وقت باشم(در رابطه) و احساسات و پول و رفاقت و ... خرجش کنم :دی میشه دوست واسم ... شریک باشم باش تو یه چیزایی ، خودمو موظف بدونم بهش کمک کنم ، همدردی و ....
2-نیاز (خب اگه تو دانشگاه باشه مشخصه ، دوست کاری هم همینطور و.. بر حسب موقعیت و مکان و نیازی که من دارم ، هدفمو از دوستیم تعیین میکنم و متناسب با هدرفم تو دوستی قدم برمیدارم !! )
3-نباید توش غرق شد . ینی بیشتر از نیازی که تو رابطه ی دوستانه است(حالا چه نیاز مادی چه معنوی)خرجش کرد ! قسمت دوم جای فکر کردن داره ...


دوستی نمیشه اسمشو گذاشت به نظرم ! چون یک آشنایی ه صرفا !!! فکر کنید من یکیو تو دانشگاه مببینم و راجع به سال ورود و رشته ش و ... حرف میزنم باهاش و باهاش آشنا میشم فقط همیین ، اما چیزی خرجش نمیکنم (زمان . احساس . پول و ... ) پس دوست تلقی نمیشه! صرفا آشنای منه!!!!
پس دوستی نیازی نمیبینم ... اما آشنایی اگه باشه خیلی خوبه (بهتره باشه)
مرسی سینا که با دقت بهم جواب دادی ؛لطفا در مورد اون قسمت دوم سوال هم نظر بده ،اون خیلی مهمه .شما کی احساس میکنی که رابطه دوستیت با یه نفر منحرف شده ،بالاخره برای خودت یه علایمی رو در نظر میگیری .

منم نظرم همینه! بنظرم استفاده از لفظ دوستی برای این امر مناسب نیست. اساسا ماها نمیتونیم برای کسی که قراره شریک زندگی و مادر خانواده آیندمون بشه لفظ دوست رو استفاده کنیم. این کلمه به این خاطر رایج شده که بخاطر خوش گذرانی و بدون نیت شناخت دو طرف به هم نزدیک شده بودند. ولی خب دیگه متاسفانه این کلمه دوستی برای این مورد رایج شده و خواه و ناخواه بر روان دوطرف اثر میگذاره که دو طرف با هم دوست هستند و طبیعی دو دوست میتونند از هم جدا بشند و قطع رابطه کنند ولی غافل از اینکه هر چی هم باشه دوستی توام با یسری احساسات هستش و این احساسات برای شناخت یک نفر برای ازدواج و حتی ازدواج با فرد ثالث در آینده ایجاد مشکل میکنه.
متاسفانه آنچه که به دخترها و پسرها در حدی پروبال توجیه کردن میده شرایط بد اقتصادی و فرهنگی جامعه برای امر ازدواج هست و چون در این روابط اغلب یکی از طرفین نسبت به طرف مقابلش توانایی کنترل احساسات و یا بعبارتی زرنگی بیشتری داره از جنبه های منفی رابطه بیشتر استفاده میکنه و رابطه رو به تباهی میکشونه!
اگه دختر و پسری واقعا بهم علاقه دارند و به اون شناخت منطقی برای ازدواج با هم رسیدند بهتره بعد تصمیم گیریشون رابطشونو محدود کنند تا موانع رو از سر راه بردارند و با سنجیدن شرایط عمل کنند.

آقای گلچین اگه بخواییم نتیجه بگیرم ،نباید نظرتون رو با برداشت از منظور سوالات من بیان کنید ،اصل موضوع رو هم کاری نداشته باشین .
صرفا به سوالاتم جواب بدین ،بعد من به جوابای شما اشکال می کنم و شما جواب میدین و یا تاییدشون می کنم و بحث رو پیش میبریم.
 
آخرین ویرایش:

amirali1

New member
آقا من قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه(جدیدا تیکه پسرا شده)
 

ba ba barghi

Well-known member
آقا من قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه(جدیدا تیکه پسرا شده)

عجـــــــــــــبـــــــــــــ تفاهمی ......آخرش یکی پیدا شد درمورد این موضوع تفاهم داشته باشیم !!!!:thanks:

:bunnyearsmiley:
 

am-ml

New member
آقا من قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه(جدیدا تیکه پسرا شده)

الان چه ربطی به موضوع داشت .:ph34r-smiley:

عجـــــــــــــبـــــــــــــ تفاهمی ......آخرش یکی پیدا شد درمورد این موضوع تفاهم داشته باشیم !!!!:thanks:

:bunnyearsmiley:

بابایی منی ،چی میتونم بهت بگم ؛خونه خودته راحت باش.
 
یه سوال دارم...

اینکه بگیم دوستی یا آشنایی چه کمکی به روند موشکافی مساله داره...... وقتی میگیم در این دوستی یا آشنایی باید حد متعارفی از صمیمیت وجود داشته باشه علنا تموم اون گفته های شما مبنی بر دلتنگی و ... خط میخوره ...
 

Taraa

Well-known member
بنظرم این بحثا زیاد نتیجه بخش نیس .. شما منتظرید به یه نتیجه مشترک برسید درصورتیکه اصلا نتیجه مشترکی وجود نداره .. چرا؟

چون نمیشه برا همه نسخه مشترک پیچید .. خیلی المانای مختلف برا اینکه بگی چه کاری بهتره وجود داره .. که با تغییر هر کدومش نتیجه میتونه کاملا معکوس شه
 

am-ml

New member
یه سوال دارم...

اینکه بگیم دوستی یا آشنایی چه کمکی به روند موشکافی مساله داره...... وقتی میگیم در این دوستی یا آشنایی باید حد متعارفی از صمیمیت وجود داشته باشه علنا تموم اون گفته های شما مبنی بر دلتنگی و ... خط میخوره ...
کمک میکنه ،ما توی ذهنمون چیزی داریم به اسم ناخود آگاه ؛در اون ناخودآگاه تعاریفی در طول زمان طوری محکم شدن که بدون اینکه خودت بدونی روی قضاوت و تفکر و نگرش و ... شما اثر میگذاره ؛مفهوم دوستی یکی از همون مفاهیم قدیکی هست که در ناخودآگاه ما حک شده.

در هر رابطه ای حتی خود ازدواج باید اصولی رعایت بشه ؛ شما دوستی و آشنایی رو یکی فرض میکنید ولی من جدا می دونم.
دوستی که دلش برای دوستش تنگ نشه ؛دوست نیست.
در نهایت آقا امیر سالار ؛ازتون میخوام بیایین با اون شیوه ای که میگم بحث رو پیش ببریم وگرنه وقتمون رو هدر میدیم و نتیجه نمی گیرم.

بنظرم این بحثا زیاد نتیجه بخش نیس .. شما منتظرید به یه نتیجه مشترک برسید درصورتیکه اصلا نتیجه مشترکی وجود نداره .. چرا؟

چون نمیشه برا همه نسخه مشترک پیچید .. خیلی المانای مختلف برا اینکه بگی چه کاری بهتره وجود داره .. که با تغییر هر کدومش نتیجه میتونه کاملا معکوس شه

سلام تارا جان ؛قبول دارم که نمیشه نسخه یکسان برای همه پیچید و اصلا کار بیهوده ای هست؛چون اگر کسی خودش قدرت تشخیص و تصمیم گیری نداشته باشه ،گفتن دیگران هم کمکی بهش نمیکنه ولی علتی که برای این بحث وقت میذارم همینه که تجربیات و تفکرات همدیگه رو کنار هم بگذاریم و به آگاهی برسیم.
تا بتونیم به موقع تصمیم درست بگیرم.
همچنین یه سری حقایق هستن که هر چقدر هم واقعیت های دور و بر ما تغییر کنن اون حقایق تغییر نمی کنن. من به اونا میگم قدرت خدا و همون فطرت آدما.
یه چیزایی الانا مد شده که اگر چه واقعیت دارن ولی مطابق با فطرت ما نیستن.
 
بنظرم این بحثا زیاد نتیجه بخش نیس .. شما منتظرید به یه نتیجه مشترک برسید درصورتیکه اصلا نتیجه مشترکی وجود نداره .. چرا؟

چون نمیشه برا همه نسخه مشترک پیچید .. خیلی المانای مختلف برا اینکه بگی چه کاری بهتره وجود داره .. که با تغییر هر کدومش نتیجه میتونه کاملا معکوس شه


نع دنبال نسخه پیچی نیستیم... اشتراک عقاید عموما خیلی کم بوجود میاد دنبال این هستیم که ابعاد مختلف قضیه آشکار بشه و تا جایی که امکانش هست آگاهی دهی بشه... اعضای سایت خیلی کم لطف تشریف دارن فقط چند نفر تو بحثا شرکت میکنن خوب طبیعیه یه نوع جدل عقیده ای واضح بوجود میاد اگر همه نظراتشون رو میگفتن طیف وسیع تری از نظرات در دستمون بود....
 

Taraa

Well-known member
من در عجبم چرا دوستان به الفاظ و عناوین متمرکز شدن!!!!!!!!! ما با مفاهیم کار داریم نه عناوین...ذهنیت شما از فرایند آشنایی همونی هست که در ذهن منم هست حالا شما بگید آشنایی من بگم دوستی...

در ضمن شما رابطه عاطفی رو چی فرض کردید؟؟؟؟ یه رابطه رسمی کاملا جدی و خشک؟؟؟ اینکه طرفین بیان بهم پشت کنن و بهم بگن خوب حرفاتونو بزنین میخوام برم؟؟؟!!!!!!!!!! این تز صدا و سیمایی شما فقط به درد رسانه ملی و سریالهای ماه رمضون میخوره!!!!!!!!!!شما میخواید برآیندی از خصوصیات همسر آیندتون بدست بیارید و اینکار مسلتزم اینه که هر دو طرف ولو با مقیاس تخفیف یافته تری خودشو آشکار کنن...من باید ببینم همسرم اهل شوخ طبعیست آدم جدئیه خصوصیات خلقیش چیه تا در کنار اون تصمیمم به واقعیت نزدیک باشه و فردا رفتارهای شوکه کننده ای نبینم...هر رابطه ای باید توش صمیمتی باشه اما حد و مرزش رو اخلاق تعیین میکنه......موضوع دوم اصرار به حضور خانواده هاست...بله خوبه که خانواده ها بدونن و تو جریان کاراتون باشن اما قبلا هم گفتیم این امر برای همه امکانش وجود نداره در ثانی خانواده و پدر و مادر شما قراره با معیارها و ذهنیت های چند دهه پیششون برا شما ی امروزی تصمیم بگیرن!!!!!!و مورد سومی که به ذهنم میاد پیامدهاشه اینکه خیلی از ماها میترسیم از اینکه اشتباهاتمون هویدا بشن شما فرض کنید تو رابطه ای قرار بگیرید که فرجامش خوب نباشه بد تموم بشه،شما هر روز با هر چهره ی عبوس با هر لبخند مضحک با هر پچ پچ و حرف در گوشی که روبرو بشید احساس میکنید به خاطر کار شماست پس حتما ریشه های فرهنگی خانواده رو تو ارائه این مدل دخیل بدونید...خانواده هم میتونن پشتیبان باشن هم عامل سرخوردگی....اگر خانواده به سطح فکری مناسبی رسیده باشن که خطاها رو نادیده بگیرن و بیشتر پشتیبان باشن عالیه اما در غیر اینصورت باید بیشتر روش فکر بشه

در ضمن خانوم am-ml پیشتر بحثهای مطرح شده شما واکاوی شده من صلاح میبینم این موضوعات دوباره مطرح نشه و ما تو دور باطل نچرخیم.....

:rose:

از اول این تاپیک این کامنت مفیدتر و کاملتر از همه بوده و تا حدی هم این چیزی که گفتم رو تو خودش داره .. منظورم المانای مختلف و نتایج مختلفه

اصن اختلاف نظرای الان شما تو این تاپیک بخاطر فرهنگای مختلفتون هس
 
آخرین ویرایش:
اگر چند صفحه قبلتر رو مطالعه کرده باشید من این سلسله مراتب رو باز کردم پس موافق هستم...
 
بالا