๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

abtin13

New member
دهقان قضا بسی چون ما کشت و درود
غم خوردن بیهوده نمیدارد سود
پی کن قدح می به کفم در نه زود
تا باز خورم که بودنی ها همه بود

مسخر
 

shiny

New member
گر وصل آن نگار میسر شود مرا
از عمر باک نیست، که در سر شود مرا
تسخیر روی او به دعا می‌کند دلم
تا آفتاب و ماه مسخر شود مرا

قلمرو
 

abtin13

New member
من آن وجود شریفم که در قلمرو عشق
کمینه خاک رهت جان نازنین من است

سایه
 

sepideeee

New member
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ..
ما به او مشتاق بودیم و او به ما محتاج بود ...
عمر
 

آتشین

Well-known member
دوش چون مشعله شوق تو بگرفت وجود

سایه‌ای در دلم انداخت که صد جا بگرفت

جفا
 

آتشین

Well-known member
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

ساقی
 

abtin13

New member
من بنده آن دمم ک ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

فردا
 

abtin13

New member
داغ میهن داغ مادر را ز دل
بسترد کان‌ واجبست‌ این‌ مستحب

صبا
 

آتشین

Well-known member
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده،

بلبل ز جمال گُل طَرَبناک شده؛

مطرب
 

abtin13

New member
سخن از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

مستور
 

shiny

New member
در گوشه سلامت مستور چون توان بود

تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

بانگ
 

abtin13

New member
مرغی دیدم نشسته بر باره طوس
در پیش نهاده کله کیکاووس
با کله همی گفت که افسوس افسوس
کو بانگ جرس ها و کجا ناله کوس

سیاه
 

IL-2

Well-known member

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت


شکایت
 

a_67

New member
در کوی تو خاطری ندیدم محزون........زاهد از عقل شاد و عاشق ز جنون
"رها"

 

shiny

New member
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من

سحر
 

IL-2

Well-known member
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من

سحر

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز ... کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند ... کانرا که خبر شد خبری باز نیامد​



صبر
 
آخرین ویرایش:

IL-2

Well-known member

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز ... کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند ... کانرا که خبر شد خبری باز نیامد​



صبر



گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود


وفا
 

sepideeee

New member
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود ایا که فلک زین دو سه کاری بکند ؟؟؟
صفا
 
بالا