๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

shiny

New member
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

ملال
 

sepideeee

New member
هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش ....
خنده
 

shiny

New member
تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو


دوست
 

sepideeee

New member
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
قصه ی بی سرو سامانی من گوش کنید
چشم
 

shiny

New member
شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست

جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو

ماهی
 

sepideeee

New member
ماهی دلو سپرد به رود فقط به عشق یه نگاه
رفت و رسید به عمق عشق .. دریارو دید اخر راه
خوبه منم بگم اسب دریایی ؟؟ :))
ستاره
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shiny

shiny

New member
اون موقع باید خودمون فی البداهه بسراییم سپی :)))

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

آسمان
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: sepideeee

abtin13

New member
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
ریش
 

shiny

New member
ز غمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گشادی

ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم

سبز
 

a_67

New member

مه جلوه می‌نماید بر سبز خنگ گردون.......تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان
"دل"


و در کامنت های بعدی:




هههههههههههههههههههه
 

shiny

New member
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

لعل
 

a_67

New member
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی.......چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
"علم"
 

shiny

New member
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود

که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد

قند
 

sepideeee

New member
شبی که من مکیدم قند از آن لب

به اشکی بود شکّر خند از آن لب
دور
 

shiny

New member
سپی جاش نشد :25r30wi: اقیانوس رویاییم سفر خواهم کرد.

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

تلخ
 

sepideeee

New member
شاینی تن حافظ و سعدی و جمعی از شاعران معاصر تو گور لرزید که :))
کامم از تلخیه غم چون زهر گشت
بانگ نوش نوش خواران یاد باد
سر
 

shiny

New member
غزل که نبود شعر نو بود:(40):

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

سیاه
 

sepideeee

New member
نومدیدی من عجیب نومیدانه ست
پایان شب سیه سیاه است این بار
زلف
 

abtin13

New member
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
چراغ
 

sepideeee

New member
ای چراغ دل تاریکم از این خانه نرو
اشنای تو منم بر در بیگانه نرو
قمر
 
بالا