๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

shiny

New member
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

صبا
 

sepideeee

New member
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاک ان وادی و مشکین کن نفس
ارام یا ارامگه
 

abtin13

New member
این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی‌ ست که وامانده صد جمشید است
قصریست که تکیه‌ گاه صد بهرام است
آتش
 

yara

New member
آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع

آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

شرر
 

nastaran8

New member
آهن خرد آیینه گر بر وی نهد زخم شرر

ما را نمی‌خواهد مگر خواهم شما را بی‌شما

آهن
 

Mr.Beneficence

New member
گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

سعدیا دور نیک نامی رفت

نوبت عاشقیست یک چندی
باران
 

shiny

New member
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان میخورد بر بام خانه

یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین

خوب وشیرین توی جنگل های گیلان:4d564ad6:

احساس
 

a_67

New member
آزاد باش و بندهٔ احساس کس مشو.......کازاده آن بود که نگردد اسیر کس
"خالص"
 

shiny

New member
چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید

چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی

صدف
 

a_67

New member
فلک را گهر در صدف چون تو نیست.......فریدون و جم را خلف چون تو نیست
"سلام"
 

shiny

New member
سلام رهگذر

سلام بی خبر ز درد شعر های من

سلام زجر لحظه لحظه های من

سلام دختر نشسته در میان شعله ها

سلام روح بی هدف


نگاه
 

Mr.Beneficence

New member
سلام ات را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
-----
شحنه
 

a_67

New member
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار.......کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
"ظفر"
 

shiny

New member
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت

کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

عسل
 

a_67

New member
دل منه بر دنیی و اسباب او.......زانکه از وی کس وفاداری ندید



کس عسل بی‌نیش از این دکان نخورد.......کس رطب بی‌خار از این بستان نچید
"طینت"


 

shiny

New member
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مهمان
 

sepideeee

New member
در پای من افتاد سر از شوق چو دانست
مهمان تو خورشید رخ و مهوشم امشب
قافله
 

shiny

New member
اين قافله عمر عجـب ميگذرد
درياب دمي کـه با طرب ميگذرد

فانوس
 

sepideeee

New member
تو با من بودی و من بی تو افسوس
تو خورشیدی و من دنبال فانوس ....
کاروان
 
بالا