๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

.Nazanin

New member
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار
طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

غيب
 

Mr.Beneficence

New member
آتش دیده مردان حجب غیب بسوخت
تو پس پرده نشسته که به غیب ایمان چیست
-----------
شحنه
 

mahdieh75

New member
واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است
........
مهدیه:p
 

زینبی

New member
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
بعدی با گندم
 

Mr.Beneficence

New member
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم
-------
مصطبه
 

زینبی

New member
در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی (حافظ)
بعدی با دیده
 

IL-2

Well-known member
در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی (حافظ)
بعدی با دیده


درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس

گشته‌ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده‌ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش
می‌رود آب دیده‌ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس

سوی من لب چه می‌گزی که مگوی
لب لعلی گزیده‌ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده‌ام که مپرس

بعدی : نیاز

 

Mr.Beneficence

New member
دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من

دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من

دلداده ی غریبم و گمنام این دیار
زان یار دلنشین که نشان می دهد به من

جانا مراد بخت و جوانی وصال توست
کو جاودانه بخت جوان می دهد به من

می آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می دهد به من

چشمت به شرم و ناز ببندد لب "نیاز"
شوقت اگر هزار زبان می دهد به من

آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست
مستی ببین که سحر بیان می دهد به من

افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق
این بوی زلف کیست که جان می دهد به من
---------
بعدی:باران
 
آخرین ویرایش:

mohana

Well-known member
این شعر عالی بود ممنون...

ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده بر سر من

بعدی: خزان
 

psychology93

New member
اگر خواهی که گل بینی رخ خود را تماشا کن

وگر میل خزان داری نگاهی جانب ما کن
بعدی با خواب
 

mohana

Well-known member
با خيال تو كه شب سر بنهم بر خارا
بستر خويش به خواب از پرقو میبینم

مژده
 

mohana

Well-known member
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم


آواز
 

psychology93

New member
مــرغ دل در قــفــس ســیــنــه مــن مــی نــالـد
بـــلـــبـــل ســـاز تــرا دیــده هــم آواز امــشــب
شهریار

گناه
 

mohana

Well-known member
توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید ز استغفار ما

بعدی "جاودان"
 

IL-2

Well-known member
توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید ز استغفار ما

بعدی "جاودان"

وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به

بعدی: لاف

پ ن: میگم مهنا تغییر پاتوق داد؟!از هماتو اومدی مشاعره؟
 

mohana

Well-known member
زبیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم
مزن لاف مروت را که من مردی نمیبینم


نور


پ ن: میگم مهنا تغییر پاتوق داد؟!از هماتو اومدی مشاعره؟
خیلی وقت بود اینجا نبودم :rose:
 

diseases

Well-known member
فیض نور خداست در دل ما

از دل ماست
نور منزل ما ...


"فـــــروغ"
 
بالا