๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

ati1408

New member
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند
بعدی : دیوانه
 

baran-

New member
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن؛جامه مدر؛هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

ور از این بی خبری ؛رنج مبر؛هیچ مگو

لاله
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: .Nazanin

baran-

New member
چه کسی می داند

که تو در پیله ی تنهایی خود، تنهــــایی؟

چه کسی می داند

که تو در حسرت یک روزنه در فردایــی؟

پیله ات را بگشا،

تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایــی!!

شوق


 

ati1408

New member
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
بعدی : خواب
 

baran-

New member
دوش درخواب تورا برسر بالين ديدم

سايه ئ گل به سرم بود؛چو بيدار شدم!

محاق
 

ati1408

New member
وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دو هفته را
بعدی : گناه
 

baran-

New member
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد

گناه بخت پريشان و دست كوته ماست

محبت
 

ati1408

New member
به روزگار جوانی کسیکه قامت او
به زیر پای محبت خمید ، مادر بود
بعدی : گره
 

.Nazanin

New member
هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق

هم دعا کن گره تازه نيافزايد عشق 

مريم
 

baran-

New member
جان مريم چشماتو وا كن ، منو صدا كن

شد هوا سپيد ، در اومد خورشيد

وقت اون رسيد ، كه بريم به صحرا

آي نازنين مريم

(به یاد فیلم خواهران قریب :rolleyessmileyanim:)

بانو
 

ati1408

New member
پریسای قشنگ دشت امید ، بیا محبوبه ی این قلب تنها
بیا بانوی شب های سیاهم ، بیا آرام قلب بی قرارم
بعدی : کلبه
 

The Guy

Well-known member
دوباره آمدی ای سیل غم‌، نمی‌دانم
دگر ز کلبهٔ ویران من چه می‌خواهی‌؟
جز آشیانه بلبل گلی به شاخ نماند
صبا دگر ز گلستان من چه می‌خواهی‌؟

چرا
 

diseases

Well-known member
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟



سیما ...
 

.Nazanin

New member
چه دل تنگ اند این آیینه رویان

دلی در سینه بی سیما به من ده

گدا
 

ati1408

New member
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بعدی : اسب
 

baran-

New member
ای بسا اسب تیزرو كه بمرد

خرك لنگ جان به منزل برد!

روزگار
 

.Nazanin

New member
ز روزگار جواني خبر چه مي پرسي       
چون برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت
آرزو
 

IL-2

Well-known member
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

صبر
 

.Nazanin

New member
صبر بر جور رقیب چه کنم گر نکنم؟       
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
زندگی
 
بالا