یه خاطره از انجمن گفتگو علوم پزشکی بگو...

TaTi

مدیر بخش
خاطره ی من بر میگرده به نحوه ی عضویتم تو این سایت !!!

پارسال یکی دوماه از استخدامم می گذشت که یه دست گل اساسی تو محل کارم به آب دادم!!!
به دلیل کمبود پرسنل در کلینیک ما همه ی همکارا از وظایف هم باخبریم و اگر کسی نباشه دیگری کارشو انجام میده !!!
خلاصه یکی از این روزا قرار شد برای اولین بار واکسن MMR رو به بچه های یکساله تلقیح کنم!!
اولین ویال رو آماده کردم و طبق دوز تزریق ، یه بچه ی یه ساله رو آماج تیر بلا قرار دادم!!!

کار از بچه ی دوم که گذشت دیدم ویالم خالی شد!!!
همزمان توی دلم هم خالی شد!!!

آخه رو ویال نوشته بود 10 دوز!! نمی دونم یهو چیطو شد!!!!

خلاصه بعد از پیگیری فهمیدم حلال یه سی سی (مخصوص 2 دوز) استفاده کردم!!!

اون دوتا بچه ی زبون بسته 5 برابر حد نرمال ویروس سرخک و سرخچه و اوریون دریافت کرده بودن!!! اونم ویروس زنده ی ضعیف شده!!!:j58r36j3gcr4suxymup

حالا ربطش به اینجا اینه که تا فهمیدم چه خبطی کردم اومدم تو نت سرچ کنم عوارضش چیه؟!!!

خدا منو رسوند به اینجا!!!

تو چت باکس نوشتم چی شده و دوستان زیادی جوابمو دادن ... ویدا ...ماندانا .... امید و ... (همه ارشد قبول شدن و رفتن که رفتن!)

فرداش سریعا شماره تماس خونواده ی اون دوتا بچه رو پیدا کردم و زنگ زدم به خانواده هاشون جریان رو گفتم و بچه ها تحت مراقبت ویژه بودن!!!
هر دوشون بعد از یه هفته سرخک گرفتن!!! و بعد سه روز خوب شدن.

تا چند ماه بعدش از بچه های انجمن پیام خصوصی دریافت می کردم که تاتی دست گل جدید چی به آب دادی؟!!!:rolleyessmileyanim:

این شد که از فرط خجالت از اون موقع تا همین یکماه پیش دیگه اینورا آفتابی نمی شدم!:whistle:... مهتابی سر میزدم کسی نفهمه اومدم!

 
آخرین ویرایش:

MAHSABANOO

New member
فعلا ، این خاطره باید نامزد سوتی قرن اعلام کنیم!

در کنار سوتی ها ی مهسابانو!
وای دکتر
surprised-leaf-emoticon.gif
منکه اصلا سوتی ندادم که بجز موضوع پروفایلمو اسمو حسانو ندونستن پ خ و پ ن و چند مورد کوچک دیگه:whistle::whistle::whistle:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: حسان

mohana

Well-known member
عایا شما منتظر خاطرات جالب انگیز از این جانب هستین ؟؟؟!!!
آری ؟؟!!

هه هه هه ..کور خوندین .....تعریف نمی کنم !!!

برقی نمیبخشمت به خاطر روزهایی که باهات رسمی حرف میزدم:riz481::25r30wi:
چطور تونستی نگی :14:ها؟ ها؟ ها؟
:ph34r-smiley:
 
آخرین ویرایش:

mahsa.

New member
الان که عوض کردن نام کاربری مد شده منم میخوام اسمم و عوض کنم بذارم سوتی......
من زیاد اسم کاربرا رو کامل نمیخونم و پسونداشونو قاطی میکنم مثل بهارهاو باران هایی که داریم .......
یکی از هم رشته ایهام اول اسمش یه کلمه ی atداره و بعد یه اسم پسر منم به هوای اینکه اسمش عاطفه باشه و اسم پسر یا دوست پسرش یا اسم فامیلیش خیلی راحت باهاش حرف میزدم و دوبار چنان عزیزمی بهش گفتم که به خودم چسبید .....بعد یهو شک کردم گفتم بذار مطمئن شم پرسیدم شما دختری یا پسر گفت خب اسممو نوشتم تو نام کاربریم انقدر خجالت زده شدم .........یعنی حدسایی میزنم من .

دیشبم یکی بهم گفت من با مهسا زیاد آشنا نیستمو..... منم اومدم براش امتیاز دادم و با کمال ادب نوشتم ممنونم سیاوش آقا بعد در جوابم گفت :سیاوش آقا برگشتم دقیق اسمشو خوندم دیدم اسمش شیواست ...
یعنی حالم بده به نظرتون؟
 

MAHSABANOO

New member
الان که عوض کردن نام کاربری مد شده منم میخوام اسمم و عوض کنم بذارم سوتی......
من زیاد اسم کاربرا رو کامل نمیخونم و پسونداشونو قاطی میکنم مثل بهارهاو باران هایی که داریم .......
یکی از هم رشته ایهام اول اسمش یه کلمه ی atداره و بعد یه اسم پسر منم به هوای اینکه اسمش عاطفه باشه و اسم پسر یا دوست پسرش یا اسم فامیلیش خیلی راحت باهاش حرف میزدم و دوبار چنان عزیزمی بهش گفتم که به خودم چسبید .....بعد یهو شک کردم گفتم بذار مطمئن شم پرسیدم شما دختری یا پسر گفت خب اسممو نوشتم تو نام کاربریم انقدر خجالت زده شدم .........یعنی حدسایی میزنم من .

دیشبم یکی بهم گفت من با مهسا زیاد آشنا نیستمو..... منم اومدم براش امتیاز دادم و با کمال ادب نوشتم ممنونم سیاوش آقا بعد در جوابم گفت :سیاوش آقا برگشتم دقیق اسمشو خوندم دیدم اسمش شیواست ...
یعنی حالم بده به نظرتون؟

سیاوش اقا =شیوا
1400649475.png
1361540426.png
 

ATJAVAD

New member
سلام من روز اول كه انجمن ثبت نام كردم واسه دانلود سوالاي ارشد بود بعد يكي از دوستان لطف كرد به من پيشنهاد دوستي داد منم كه اصلا نميدونستم انجمن چيه :13: بهش گفتم من اومدم اينجا سوال دانلود كنم آخه يكي نيست به من بگه چه ربطي داشت از همين جا ازش عذر خواهي ميكنم :riz513:
 

mehrshad.namdar

New member
من تو نت دنبال منابع ارشد بودم كه تصادفا كذرم افتاد به يكي از تابيك هاي انجمن كه ديدم بجه ها دارن بحث ميكنن و انكاري دعوا شده و از اونجايي كه ديدم بجه هاي تغذيه مظلوم واقع شدن سه سوته ثبت نام كردم و به كمك بجه ها شتافتم و تا تونستم طرف و كوبيدم.حالا نكو اصلا بحثي نبوده من جنبم بايين بوده :( بعد ديدم طرف خيلي مظلوم واقع شده و مورد حمله ناجوانمردانه من قرار كرفته تا جند روز عذاب وجدان داشتم و اومدم ازش حلاليت خواستم و عذر خواهي كردم و حالا ي دوست خوب شديم براي هم، بعد ديدم محيط سالمي داره و مثل فيسبوك نيست و همه دارن كنار هم دارن درس ميخونن كه منم بهشون بيوستم.هر وقت اون روز يادم مياد شرمنده ميشم !
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

mehrshad.namdar

New member
یک خاطره دیگه هم بگم !! ی روز یکی از بچه ها ی تاپیک باز کرده بود به اسم تخم مرغ ابپز در ادرار یا همچین چیزی!!!!!!!!!! من رفتم به شوخی گفتم بد نیست تخم مرغ پخته شده تو ادرار که. البته من شوخی کرده بودم که یکی از دوستان اومد گفت اه اه چقدر تو چندش اوری. من :| تاپیک :) ادمین :| اون طرفی که الان مدیر هستند :|... بنده با تعجب فراوان از اینکه جالا چرا من چندش هستم به اون دوستی که الان میدونه کیه پیام دادم و گفتم دست شما درد نکنه حالا ما شدیم چندش!!!! :| البته خودم کلی از این حرف تعجب کرده بودم.. ایشون تازه اومده بود تو تاپیک اخه... و جواب دادن و هر دو از هم عذر خواهی کردیم و خلاصه قضیه به خوبی و خوشی تموم شد و الان هم یکی دیگه از دوستان خوبم تو انجمنه :)... عاغا اینقدر زود به هم نگین چندش خوب چه وضشه !!
 

sepidh gh

New member
روزای اول که توی سایت عضو شده بودم دانشجو بودم و توی اون چت باکس قدیمیه عادت داشتم هر کسی رو می دیدم می پرسیدم دانشگات کجاست

یه بار یکی از کاربرا ازم پرسید خب دانشگاه خودت چیه ؟؟ منم گفتم فلان دانشگاه ...بعد کسی گفت منم همون دانشگاه هستم و الان ارشد دادم دیگه اون دانشگاه نیستم ...

بعد ازم پرسید رشته ت چیه و ترم چندی ..منم بهش گفتم ... اون هم اسم دوستام چه پسر چه دختر رو برام گفت

...من هم هرچی ازش می پرسیدم دختر هستی یا پسر جوابم نمی داد ...

خلاصه ما هم خاستیم کم نیاورده باشیم گفتم فلانی رو می شناسی ؟؟؟ گفت اره چطور مگه ؟؟ گفتم هیچی همینطوری گفتم !!! بعد گفت من همونم که اسمش رو گفتی !!! ....

اصلن باورم نمی شد !!! خلاصه یکم از دانشگاه حرف زدیم

بعد بچه های سایت پرسیدن شما همدیگرو می شناسید ؟؟ من گفتم من می شناسم ولی ایشووون نمی شناسن

اونم گفت بله ایشووون پدر بزرگ بنده توی شهرمووون رو هم می شناسن !!!!

خاطره جالبی بوود برام ...مخصوصن وقتی شنیدم که یکی از بهترین دانشگاه ها قبووول شدن !!
 

biosta

Well-known member
خاطره بزرگ من کمک به کاربرها و ملاقات کننده های انجمن هست
که به خودم نیز از طرف ایشان کمک شد و نیز باعث شده با بیش از 50 دانشجو و دانش آموخته رشته ی
امار زیستی از سراسر کشور با ایمیل یا تلفن ارتباطم رو حفظ کنم.
 

mohana

Well-known member
دارم این تاپیک رو دوباره از اول میخونم

بذارید یک خاطره دیگه هم بگم،
توی تاپیک خلاقانه، اعتراف می کنم بعضی جاها ، موقع طرح سوال و جایزه دادن، از دستم در می رفت! مثلا یکی از بچه ها سوال می پرسید، بعضی ها جواب می دادند، بعد شیرینی و شکلاتی بود که به هم تعارف می شد! اصلا یک وضعی بود! منم که می دیدم بچه ها دوست دارند، چیزی نمی گفتم، همینطوری ادامه پیدا می کرد! مثلا 10 ص پست سر هم، عکس شیرینی و شکلات، .. جواهراتو...بود که به هم جایزه داده می شد! حالا سوال یکی ! برنده هم یکی! جایزه ها شونصد تا!

:25r30wi:
وااااقعااااااا یادش به خیر.............
جزء بهترین تاپیک ها بود برام.......چه خاطرات قشنگی دارم ازش..........
دلم تنگ شد یهو......
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mj1919

waria

New member
وااای.اقا این چه وضعشه؟؟من هنوزم ک هنوزه میام انجمن اون پستمو میبینم لایک خورده.ینی آبروم در حد بین الملل رفته:ph34r-smiley:فک کنین امتیاز هم دادن بهم بابتش.دیگه عمق فاجعه رو خودتون ببینین.
بسه.لایک نکنین.عجبا.ادمین رسیدگی کن دیگه.:sdasdasd:
پ ن:دوستان جدید پی موضوع رو نگیرید.قدیمیا میدونن منظورم چیه:riz303:
تندیس بلورینمم ندادینا.گفتم ک گفته باشم.بله:dadad4:
 

حسان

Well-known member
سلام... امشب شب قبل از همایش ه... کدوم همایش؟ الان میگم..
http://olumpezeshki.ir/thread12593.html

خب کی چی؟:whistle:
خاطره هاش باشه برای فردا... همه چی و ک الان نمیشه گفت...:black_eyed:

چهارشنبه 1393/1/27
 

ستاره70

New member
یکی از مجهولات زندگیم فهمیدن نوشته های zeroهستش:33:

نمیدونم چی بنویسم الان که دارم میرم...
ولی اینو که دیدم گفتم بگم...برعکس شما, من از بهترین خاطره هام سعی در فهمیدن نوشته های داداش زیرو هستش..الانم خعلی پیشرفت کردم!
یعنی میخوام برم فوق دکترای زبان زیرویی بگیرم!خخخخخخخخ
فکرمیکنم از اونروزی تونستم زبونشو بفهمم که حسشو فهمیدم و فهمیدم که آدمای خوب هنوز از بین نرفتن..
راستش ی کم نوشتن واسم سخته الان..ناراحتم ی کم..
اینجا رو خعلی دوس دارم..
 
بالا