najma
New member
اولين روز مدرسه يادمه خواهر بزرگم باهام اومد سركلاس نشست معلم به خواهرم گفت اخرين باري باشه كه ميايي مدرسه پسرا پاشو برو.
اون روز معلم اينقد كتكم زد
الهی ی ی ی ی ...
چه معلم بداخلاقی ..... معمولا معلم های کلاس اول بهتر بودن !
اولين روز مدرسه يادمه خواهر بزرگم باهام اومد سركلاس نشست معلم به خواهرم گفت اخرين باري باشه كه ميايي مدرسه پسرا پاشو برو.
اون روز معلم اينقد كتكم زد
معلم کلاس اول ماهم خیلی مهربون نبود...یادمه روزای اول وقتی بهش گفتم چپ دستم و باید سرمیز بشینم(چون همون طور که میدونید اون موقع ها نیمکت داشتیم)یه جوری منو نگاه میکرد انگار گناه کردم.بچه هام که بماند،اخه اونموقع ها همه دوست داشتن سر بشینن..از همون موقع کلا از مدرسه زده شدم:dadad4:الهی ی ی ی ی ...
چه معلم بداخلاقی ..... معمولا معلم های کلاس اول بهتر بودن !
بچها بنظرتون ما چرا بايد جزو نسل سوخته باشيم؟و ايا نسل بعد از ما از ما سوختتر نميشن!
معلم کلاس چهارم ما خیلی بد اخلاق بود.من نقاشیم خوب بود 1بار به من گفت 1دفتر رو پر نقاشی کن برام بیار منم چون بعضی وقتا حوصله نداشتم نقاشیمو خراب میکردم هرچی نقاشی خوب داشتم جم کردم گذاشتم تو پوشه براش بردم.سر کلاس کلی دعوام کرد که چرا دفتر نیاوردی و گذاشتیشون تو پوشه.بعدم پرتش کرد وسط کلاس.اون روز انقد خورد تو ذوقم که نتونستم خودمو نگهدارم زدم زیر گریه.اتفاق جالب این بود که وقتی کلاس تموم شد و معلم رف بچه ها ریختن وسط کلاس و نقاشیارو برا خودشون برداشتن منم داشتم گریه میکردم!!!الهی ی ی ی ی ...
چه معلم بداخلاقی ..... معمولا معلم های کلاس اول بهتر بودن !
اره راست ميگين.اينا كه اصلا بچگي ندارن الان تو 8 يا 9 سالگي به بلوغ ميرسن و اولين كاري كه دنبالن دختر يا پسره بچه گي كجا بخوان بكنندرسته که سختی زیاد کشیدیم ولی عوضش برشته ی دو رو خاشخاشی شدیم !!
این بچه های الان بیچاره ها از ما سوخته ترن ! بازی ها و شادیای ما کجا مال اینا کجا . بچگی نکرده بزرگ میشن ...
اینم از هوش و زکاوت دخترای دهه شصتتتتتتت
تبلیغات شدیدمون برای دخترای هندی توی بازیامون
اینو با اهنگ بخونید :بالو بلندی دختر هندی(البته واقعا فلسفه ی این اهنگو نمیدونم ایا ادامه داره ؟نداره؟چی هستو نمیدونم این اهنگو میگفتیم باید میدویدیم میرفتیم رو یه بلندی)
و
قطار قطار را میره تا سره ایسگا میره برادرم زن میخاد یک زن هندی میخواد
یکی از موارد تحقیقاتیمون هم این بود که پس گردن همدیگرو نگا میکردیم و از روی عمقش حکم صادر میکردیم که طرف چقد دروغگوه
ابهام بچگیم:
موقع یاد گرفتن دوچرخه سواری تنها اموزش این بود :فقط دورو نگا کن جلو پاتو نگا نکن
این شعره نیمه ژاپنی رو کی میخونده ؟؟ این شعرو میخوندیم و دستامون رو به طور ریتمیک میزدیم به دستای طرف مقابلمون :
تاتی میو ساکی چی
ویلیلا ویلیام ماکیچی
آملو
چالالئو
بشادی
کوچیچئو
فیش ....
مثل تام و جری کریسمس مری بود ولی دقیقا نمیدونم زبونش کجاییه ....
دخترا این بازیو داشتن !
راستی فلسفه تبلیغ برای دخترای هندی میدونی چیه ؟؟ اونموقع ها یادمه مد بود مردم میگفتن زنای هندی خیلی خوشگلن .... من دو تا پسر خاله داشتم اون موقع جوون بودن و عشق این بانوان هندی .... احتمالا این شعرا رو عشق هندی ها ساخته بودن به خورد ما داده بودن که تیشه به ریشمون بزنن !!!!![]()
نه که اونموقع ایننترنت نبود و عکسای بیفور میکاپ در نیومده بود ...![]()
ما میگفتیم اتاری دستیبچه ها یه وسیله بازی که شبیه ماشین حساب مهندسی بود که باید باهاش تانکا رو میزدیم ( فکر کنم بازی هواپیما هم داشت) اسمشو یادم نمیاد
کمک!!